کرم سفید ریشه
Polyphylla ollivieri
(Lep: Scarabaeidae)
اين حشره در اكثر مناطق ايران وجود دارد و از ريشه گياهان مختلفي تغذيه مينمايد. از اين جهت ميتوان به گيلاس، گلابي، سيب، به، هلو، گوجه، آلو، زردآلو، آلبالو، انار، مو، تاج خروس وحشي، گونههاي Chenopodium، خيار، بادمجان، لوبياسبز، كدو، سيبزميني، ياس بنفش، برگ بو، برگ نو، گلايول، چمن، تبريزي، بيد و نارون اشاره نمود.

زيستشناسي
اين حشره طول يك نسل را در 3 سال طي ميكند. در شريط مساعد تغذيهاي و خاك ميتواند يك نسل را در طي دو سال بگذراند. زمستان را به صورت لارو به سر ميبرد و در بهار سال سوم قبل از آنكه وارد مرحله شفيرگي شود يك محفظه گلي براي خود درست ميكند و در آنجا تبديل به شفيره ميشود (در برخي موارد خانه شفيرگي ساخته نميشود). دوره شفيرگي 17 تا 24 روز ميباشد.حشرات كامل از دهه سوم خردادماه تا دهه سوم مردادماه بسته به شرايط محيطي منطقه ظاهر ميگردند. اوج خروج معمولاً در تيرماه است. حشرات كامل براي خروج در خاك سوراخهايي ايجاد و خارج ميشوند. سپس از برگ درختان مثمر و غيرمثمر تغذيه مينمايند. تمام فعاليتهاي حياتي، تغذيه، جفتگيري و تخمريزي در غروب و اوايل شب انجام ميگيرد.
در روز حشرات كامل بدون هيچ فعاليتي در لابهلاي شاخ و برگ درختان و جاهاي امن به سر ميبرند. جفتيري در اوايل شب و اغلب در روي شاخهها انجام ميشود. تخمريزي معمولاً چند روز (معمولاً 4 روز) بعد از جفتگيري انجام ميشود. حشره كامل مادهبا پاهاي جلويي خود زير خاك رفته و در منطقهاي مناسب كه غذاي كافي براي لاروسن اول وجود دارد تخمريزي ميكند. تخمها به صورت انفرادي يا دستههاي تا شش عددي در عمق صفر تا 12 سانتيمتري خاك گذاشته ميشود. دوره جنيني يا Incobation period در منطقه كرج و شهريار 30 تا 35 روز است. حشره داراي 3 سن لاروي است. لارو سن اول از مواد هوموسي يا ريشه علفهاي هرز و سنين دو و سه لاروي از ريشه درختان تغذيه ميكنند. لارو در خاكهاي مرطوب فعاليت بيشتري دارد. فعاليت اين حشره در سطح باغ لكهاي است.
کدم
Polyphylla ollivieri
(Lep: Scarabaeidae)
اين حشره در اكثر مناطق ايران وجود دارد و از ريشه گياهان مختلفي تغذيه مينمايد. از اين جهت ميتوان به گيلاس، گلابي، سيب، به، هلو، گوجه، آلو، زردآلو، آلبالو، انار، مو، تاج خروس وحشي، گونههاي Chenopodium، خيار، بادمجان، لوبياسبز، كدو، سيبزميني، ياس بنفش، برگ بو، برگ نو، گلايول، چمن، تبريزي، بيد و نارون اشاره نمود.

زيستشناسي
اين حشره طول يك نسل را در 3 سال طي ميكند. در شريط مساعد تغذيهاي و خاك ميتواند يك نسل را در طي دو سال بگذراند. زمستان را به صورت لارو به سر ميبرد و در بهار سال سوم قبل از آنكه وارد مرحله شفيرگي شود يك محفظه گلي براي خود درست ميكند و در آنجا تبديل به شفيره ميشود (در برخي موارد خانه شفيرگي ساخته نميشود). دوره شفيرگي 17 تا 24 روز ميباشد.حشرات كامل از دهه سوم خردادماه تا دهه سوم مردادماه بسته به شرايط محيطي منطقه ظاهر ميگردند. اوج خروج معمولاً در تيرماه است. حشرات كامل براي خروج در خاك سوراخهايي ايجاد و خارج ميشوند. سپس از برگ درختان مثمر و غيرمثمر تغذيه مينمايند. تمام فعاليتهاي حياتي، تغذيه، جفتگيري و تخمريزي در غروب و اوايل شب انجام ميگيرد.
در روز حشرات كامل بدون هيچ فعاليتي در لابهلاي شاخ و برگ درختان و جاهاي امن به سر ميبرند. جفتيري در اوايل شب و اغلب در روي شاخهها انجام ميشود. تخمريزي معمولاً چند روز (معمولاً 4 روز) بعد از جفتگيري انجام ميشود. حشره كامل مادهبا پاهاي جلويي خود زير خاك رفته و در منطقهاي مناسب كه غذاي كافي براي لاروسن اول وجود دارد تخمريزي ميكند. تخمها به صورت انفرادي يا دستههاي تا شش عددي در عمق صفر تا 12 سانتيمتري خاك گذاشته ميشود. دوره جنيني يا Incobation period در منطقه كرج و شهريار 30 تا 35 روز است. حشره داراي 3 سن لاروي است. لارو سن اول از مواد هوموسي يا ريشه علفهاي هرز و سنين دو و سه لاروي از ريشه درختان تغذيه ميكنند. لارو در خاكهاي مرطوب فعاليت بيشتري دارد. فعاليت اين حشره در سطح باغ لكهاي است.
سوالات کارشناسی ارشد حشره شناسی
1- شپشك خوني نارون به كدام خانواده زير تعلق دارد؟
1) coccidae
2) Eriococcidae
3) Eulecanidae
4) pseudococcidae
2- زنبور ساقه خوار گندم زمستان را به چه صورت مي گذراند و چند نسل در سال دارد؟
1) لارو كامل و يك نسل
2) لارو سن يك و 2 نسل
3) شفيره داخل خاك و يك نسل
4) حشره كامل و دو نسل
3- لارو و حشره كامل كدام يك از آفات زير از برگ گياه ميزبان تغذيه مي كنند ؟
1) Acytopeus curvirostris
2) Rhaphidopalpa foveicollis
3) Myiopardalis pardalina
4) Epilachna chrysomelina
4- لارو سفيده بزرگ كلم توسط كدام يك از حشرات زير پارازيته مي شود؟
1) Trichogramma brassicae
2) Bathyplectes curculionis
3) Encarsia Formosa
4) Apanteles glumeratus
5- كدام يك از آفات زير از غده سيب زميني تغذيه نموده و ايجاد دالان مي كند؟
1) Agriotes lineata
2) Empoasca fabae
3) Plutella xylostella
4)Spodoptera exigua
6- ايجاد گودي روي ميوه و بخصوص كج و معوج شدن هندوانه از علامت خسارت آفت زير است؟
1) سرخرطومي جاليز
2) كفشدوزك خربزه
3) عروسك خربزه
4) مگس خربزه
7- سوسك برگخوار تبريزي زمستان را به كدام حالت به سر مي برد ؟
1) تخم درون شكاف تنه درختان
2) حشره كامل درون پناهگاه
3) شفيره زير برگ هاي ريخته شده
4) لارو زير كلوخه هاي كنار تنه درختان
8- كدام حشره زير دوره شفيرگي خود را درون لانه گلي زمستانگذراني مي كند؟
1) بيد چغندر قند
2) كرم خاردار پنبه
3) كرم غوزه
4) شب پره گاما
9- نام فارسي Sesamia nonagroides مربوط به كدام گزينه زير است ؟
1) كرم طوقه بر
2) كرم برگخوار مصري
3) كرم ساقه خوار نيشكر
4) كرم ساقه خوار پنبه
10- كك پنبه در كجا تخمريزي مي كند و در سال چند نسل دارد؟
1) روي ساقه و برگ دو نسل
2) داخل خاك و يك نسل
3) روي اندام زايا و يك نسل
4) طوقه گياه و سه نسل
11- به منظور كنترل كرم طوقه بر در مرحله سن آخر لاروي كدام روش زير را ترجيح مي دهيد ؟
1) استفاده از طعمه مسموم
2) رهاسازي دشمنان طبيعي
3) ضدعفوني خاك
4) سمپاشي شاخ و برگ
12- كدام يك از آفات زير هم در مرحله لاروي و هم در مرحله حشره كامل از پارانشيم برگ ميزبان تغذيه مي كنند؟
1) Oulema melanopa
2) Anisoplia austriaca
3- Zabrus tenerioides
4- Cephus pigmeus
13- از ويژگي هاي مرفولوژيك و تغذيه اي حلزون ها است:
1) بدون صدف خارجي و رژيم گياه خواري
2) داراي صدف خارجي و رژيم گوشت خواري
3) بدون صدف خارجي و رژيم گوشتخواري
4) داراي صدف خارجي و رژيم گياه خواري
14- Naranga aenescens نام علمي كدام آفت است ؟
1) پروانه تك نقطه اي برنج
2) كرم سبز برگخوار برنج
3) كرم ساقه خوار برنج
4) كرم ساقه خوار ذرت
15- زمستانگذراني Ostrina nubilalis به چه صورتي است ؟
1) تخم روي برگ هاي ميزبان
2) شفيره داخل خاك
3) حشره كامل در باقيمانده گياهي
4) لارو كامل داخل ساقه گياه ميزبان
1-2
2-1
3-4
4-4
5-1
6-1
7-2
8-3
9-3
10-2
11-1
12-1
13-4
14- 2
15-4
پوسيدگي اسکلروتينايي ساقه
Sclerotinia sclerotiorum
اولين نشانه هاي اين بيماري بعد از گل دهي ديده مي شود چون بيماري با گلبرگ هاي ريخته شده ارتباط دارد. زخمهاي روي برگ ها متمايل به رنگ خاکستري با اشکال نامنظم هستند و اغلب با بهم چسبيدگي گلبرگ ها است. زخمهاي روي ساقه به رنگ سفيد و گاهي حلقه هاي تيره تري در اين زمينه ديده مي شودکه نشان دهنده رشدمرحله اي قارچ هاست. بخش هاي آلوده ساقه ضعيفتر شده و تمايل به خوابيدگي درمحل آلوده دارد.ساقه هاي آلوده زودتر به مرحله رسيدگي مي رسند. در انتهاي فصل توده سخت و سياه اسکلروتيا به وضوح در داخل بخش هاي آلوده ديده مي شود.
پيشگيري ، بهترين روش کنترل اين بيماري است.(تراکم پايين کلزا و مقدار کم ازت، باعث سهولت گردش هوا و نفوذ نور خورشيد به لابلاي بوته ها شده و نهايتا منجر به کاهش آلودگي مي شود.)
بنوميل، ايپروديون، ونيکلوزولين و سوميسکلس (مصرف اين مواد طبق دستور العمل انجام مي گيرد).


شانکر ساقه(ساق سياه)
Stem canker
يکي از بيماريهاي جدي اين گياهان است. زخم برگ ها به رنگ خاکستري يا زرد – قهوه اي همراه با پيکنيدهاي سياه رنگ است. علائم اصلي بعداز گلدهي ظاهر مي شود. در قاعده ساقه گياهان بيمار نوعي پوسيدگي خشک چوب پنبه اي گسترش مي يابد. روي ساقه زخم هاي نکروزه کم رنگ با حواشي تيره تر تشکيل مي شود.
بذور آلوده هم تاثير دارد.
استفاده از ارقام مقاوم ، ضدعفوني بذر ، مصرف قارچ کش .


آلترنارياي برگي و غلاف – لک (لکه سياه، لکه برگي تيره ، سوختگي آلترناريايي)
Alternaria leaf, pod- spot, dark leaf spot, Alternaria blight
در همه قسمتهاي گياه اعم از برگ ، ساقه و غلاف مشاهده مي شود. روي برگ ها لکه هاي کم و بيش متحدالمرکز ، قهوه اي و بافت مرده و اغلب احاطه شده با هاله اي زرد رنگ به وجود مي آيد. آلودگي شديد ممکن است باعث باز شدن غلاف ها و ريزش بذر مي شود.
مهمترين روش کنترل رعايت فاصله زماني و فضايي با محصولا ت آلوده است.
لکه برگي روشن
Light leaf spot
کلوني هاي سفيد رنگ که در پشت و روي برگ . کمي پس از آن لايه اي سفيدرنگ در پهنک برگ تشکيل مي شود. ساقه هاي آلوده داراي زخمهاي حنايي رنگ سطحي با خال هاي سياه در لبه ها هستند و گاها منجر به شکاف برداشتن اپيدرم ساقه مي شوند.آلودگي شديد باعث مرگ يا توقف رشد محصولات پاييزه مي شود.
استفاده از ارقام مقاوم، رطو بت زياد تناوب زراعي و لستفاده از کاربندازيم در ترکيب با قارچ کش هاي ديگر است.
لکه برگي سفيد
White leaf spot
زخمهاي برگ سفيد تا خاکستري رنگ با حاشيه اي به رنگ قهوه اي – لاکي روشن ديده مي شوند. آلودگي روي ساقه و غلاف بذر طويل شده و خال هاي خاکستري تا لاکي رنگ روي اندام هاي ميوه دهنده قابل رويت است.
تناوب زراعي بسيار مناسب است.
زنگ سفيد(تاول سفيد)
White rust
تاول هاي گچ مانند روي برگ ديده مي شود. در روي پهنک بالايي برگ ، مناطق آلوده اي به خاطر افزايش تقسيم سلول هاي ميزبان و اندازه اين سلول ها به وجود مي آيد. رگه هاي قهوه اي و شکسته فراواني روي ساقه و غلاف بذر به وجود مي آيد. اين زنگ همواره با سفيدک داخلي همراه است.
ضدعفوني بذر با متالاکسيل کنترل کرد.


سفيدک داخلي
Downy mildew
حمله به گياهچه موجب چروکيدگي و در نهايت مرگ مي شود. ضدعفوني بذر با متالاکسيل کنترل کرد.
ريشه گرزي
Club root
حالت غيرطبيعي ريشه به وضوح مشخص است.ايجاد گال روي ريشه اصلي و ريشه هاي جانبي به وجود آمده است. در اوايل فصل رشد نقاط متورم روي ريشه ، سخت شده و بافت به رنگ سفيد در مي آيد. اما در هنگام رسيدگي ، گال ها به رنگ قهوه اي در آمده و بافت نرمي پيدا مي کند.اين خسارت به خاطر سرخرطومي گال زاي کلم به وجود مي آيند.
تناوب زراعي ، مصرف آهک و زهکش مزعه مزرعه خوب است.

پژمردگي ورتيسيليومي
Verticilium wilt
سيستم آوندي آلوده مي شود. کلا بافت آلوده به رنگ زرد تا قهوه اي درمي آيد.
تناوب زراعي ، کنترل علفهاي هرز

بيماريهاي باکتريايي
پوسيدگي سياه ، پوسيدگي نرم(soft rot) ، لکه برگي باکتريايي و زردي ستاره اي (aster yellows) ، هرچند داراي اهميت زيادي نيستند.
بيماريهاي ويروسي
حداقل 11 ويروس شناخته شده که اين محصول را تهديد مي کند. اينها عبارتند از زردي غربي چغندر(beet western yellows)، زردي نکروتيک بروکلي(broccoli nectrotic yellow) ، موزاييک کلم گل(cauliflower mosaic) ، موزاييک خيار(cucumber mosaic)، موزاييک تربچه(radish mosaic )، لب زردي تربچه(radish yellow edge)، موزاييک بارهنگ (ridgrass mosaic) ، پيچ خوردگي شلغم (turnip crinkle) ، موزاييک شلغم(turnip mosaic) ، خوابيدگي شلغم (turnip rosette) ، موزاييک زرد شلغم(turnip rosette)
کوچه (فریدون مشیری)
همه تن چشم شدم،خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید
پرگشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی چند بر لب آن جوی نشستیم
من همه ،محو تماشای نگاهت
بخت خندان و زمان رام
خوشه ی ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
همه دل داده به آواز شباهنگ
-«از این عشق حذر کن!
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب،آیینه ی عشق گذران است
تو که امروز نگاهی به نگاهی نگران است
باش فردا،که دلت با دگران است!
تا فراموش کنی،چندی از این شهر سفر کن!»
سفر از پیش تو هرگز نتوانم،
نتوانم!
چون کبوتر،لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی،من نه رمیدم،نه شکستم.»
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم ،نتوانم!»
مرغ شب،ناله ی تلخی زدو بگریخت...
ماه بر عشق تو خندید
پای در دامن اندوه کشیدم
نگسستم ،نرمیدم
نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم...
سوالات کارشناسی ارشد حشره
الف) مفصل های تاژک تدريجا به طرف انتها قطورتر شده اند.
ب) مفصل های انتهايی شاخک يک مرتبه بزرگتر از مفصل های ماقبل شده اند.
ج) مفصل های انتهايی شاخک از يک طرف مسطح و پهن شده اند .
د ) تمام مفصل های تاژک از يک طرف مسطح و موازی همديگر شده و تقريبا به شکل زبان در آمده اند.
2- Sensoria در شاخک کدام يک از خانواده های زير ديده می شود؟
الف) Aphididae
ب ) Acrididae
ج ) Aleyrodidae
د ) Cerambycidae
3- واژه زنجرک های قورباغه ای (Froghoppers ) در مورد کدام خانواده از زنجرک ها بکار می رود ؟
الف) Cicadellidae
ب ) Cercoloidae
ج ) Delphacidae
د ) Membracide
4- چشم های ساده جانبی (Stemmata ) در کدام گروه از حشرات ديده می شوند ؟
الف) حشرات آمتابول
ب ) لارو حشرات پورومتابولا
ج ) لارو حشرات هولومتابولا
د ) لارو حشرات همی متابولا
5- در کدام خانواده از سنها بالهای جلو حالت مشبک دارد ؟
الف) Tingidae
ب) Nabidae
ج ) Miridae
د ) Anthocoridae
6- Cerci در کدام گزينه ديده می شود؟
الف ) Coleoptera
ب ) Dictyoptera
ج ) Diptera
د ) Lepidoptera
7 – کدام گزينه واحد عضو شنوايی در حشرات است ؟
الف ) Ommatidie
ب ) Ocelli
ج ) Scolopidium
د ) Stemmate
8 - هورمون تغيير جلد توسط سلول های عصبی ترشحی کدام قسمت از مغز حشرات فعال می شود؟
الف ) جلويی ميانی مغز اول
ب ) جلويی ميانی مغز دوم
ج ) جلويی مغز سوم
د ) ميانی مغز دوم
9 - اسپرماتوفور در کدام ناحيه از لوله های اسپرم تششکيل می شود ؟
الف ) اسپرماتوکنی
ب ) اسپرماتوسيت
ج ) ناحيه کاهش کروموزومی
د ) تغيير شکل و تشکيل اسپرماتوزوئيد
10 - پرده اطراف غذا (Peritrophic membrane ) در کدام گروه از حشرات وجود دارد ؟
الف ) پشه ها و مگس ها
ب ) پروانه ها
ج ) خرطوم مفصلي ها
د ) سخت بالپوشان
11 – در زير بند اول شکم در دم فنری ها (Collembola ) چه اندامی قرار دارد ؟
الف ) Collophore
ب ) Furcula
ج ) Retinaculum
د ) Styli
12 – آرتروپودين در کدام لايه جلد بدن حشرات وجود دارد؟
الف ) Endocuticle
ب ) Exocuticle
ج ) Epicuticle
د ) Procuticle
13 – در کداميک از حشرات زير پوپاريوم (Puparium ) وجود دارد ؟
الف ) شپشک های ماده
ب ) دوبالان عالی
ج ) زنبورهای پارازيت
د ) شته ها
14 – کورنيکولها (Cornicles ) روی کدام حلقه شکم شته ها وجود دارند و وظيفه آنها چيست ؟
الف ) روی سطح پشتی حلقه پنجم شکم وجود دارند و عسلک ترشح می کنند.
ب ) روی سطح پشتی حلقه هفتم شکم وجود دارند و عسلک ترشح می کنند.
ج ) روی سطح پشتی حلقه ششم شکم وجود دارند و مواد مومی مخصوص ترشح می کنند که نقش دفاعی در برابر دشمنان دارند.
د ) روی سطح پشتی حلقه هشتم شکم وجود دارند و مواد مومی مخصوص ترشح می کنند که نقش دفاعی در برابر دشمنان دارند.
15 – در راسته Hymenoptera يکی از تفاوتهای اصلی بين 2 زير راسته Symphyta و Apocrita کدام است ؟
الف ) در Symphyta پی ران (Trochanter ) يک مفصلی است ولی در Apocrita دو مفصلی است.
ب ) حشرات زير راسته Symphyta هم گياهخوار و هم گوشتخوارند ، ولی حشرات زيرراسته Apocrita همگی گياهخوارند.
ج ) در Symphyta در قاعده هر يک از بالهای عقب حداکثر 2 سلول بسته ولی در Apocrita حداقل 3 سلول بسته ديده می شود .
د ) در Symphyta شکم در تمام عرض به قفس سينه متصل است ولی در Apocrita اولين حلقه شکم در قفس سينه ادغام شده و بين اين بخش و بقيه حلقه های شکم ساق باريک حاصل شده است .
16 – در کدام خانواده از مگس ها سر بزرگ تر است ؟
الف ) Asilidae
ب ) Bombyliidae
ج ) Pipunculidae
د ) Syrphidae
17 – دستگاه تنفسی تراشه- برانشی در پوره کداميک از حشرات زير ، در ناحيه رکتوم آن قرار دارد ؟
الف ) آسيابک ها
ب) بهاره ها
ج ) سنجاقک ها
د ) يک روزه ها
18 – در کدام خانواده از زنبورهای پارازيتوئيد ران پاهای عقب متورم و دندانه دار است ؟
الف ) Chalcididae
ب ) Encyrtidae
ج ) Eurytomidae
د ) Pteromalidae
19 – شپش زهار متعلق به کدام خانواده از راسته حشرات است ؟
الف ) Polyplacidae
ب ) Pediculidae
ج ) Pthiridae
د ) Pecaroecidae
20 – در کداميک از حشرات زير لوله گوارش کوتاه تر از بقيه می باشد ؟
الف ) پروانه کرم ابريشم
ب ) کفشدوزک 7 نقطه ای
ج ) سوسری آمريکايی
د ) ملخ مراکشی
21 – حشرات ماده کدام گروه کلا فاقد پا هستند ؟
الف ) Carabidae
ب ) Meloidae
ج ) Nymphalidae
د ) Strepsiptera
22 – ترشحات غدد ضميمه دستگاه تناسلی نر در ساختن چه عضوی نقش دارد ؟
الف ) پوشش اسپرماتوفور
ب ) غشا سلول تخم
ج ) کيسه اسپرم
د ) کيسه تخم
23 – لارو پشه های Culicidae از کدام نوع است ؟
الف ) Elateriform Eucephalous
ب ) Vermiform Eucephalous
ج ) Vermiform Acepholous
د ) Vermiform Hemicephalous
24 – Remigium کدام قسمت بال حشرات است ؟
الف ) بخش قاعده بال
ب ) بخش عقبی بال
ج ) بخش جلويی بال
د ) نوک بال
25 – در کدام گروه شاخک از نوع Setaceous است ؟
الف ) سوسريها ، زنجره ها ، سن ها
ب ) سوسريها ، سيرسيرکها ، ملخ های شاخک کوتاه
ج ) سوسريها ، سنجاقک ها ، ملخ های شاخک بلند
د ) ملخ های شاخک بلند ، ملخ های شاخک کوتاه ، سوسريها
26 – هورمون جوانی در حشرات توسط کدام عضو توليد می شود ؟
الف ) Corpora allata
ب ) Corpora cardiaca
ج ) Neurosecretory cells
د ) Prothoracic glands
27 – در کدام رده از Myriapoda شاخک در انتها 3 شاخه است ؟
الف ) Chilopoda
ب ) Diplopoda
ج ) Symphyla
د ) Pauropoda
28 – کانال غذاييِ در پشه کولکس ( Culex ) از بهم پيوستن کدام قسمت هايی از قطعات دهان بوجود می آيد ؟
الف ) لب بالا با زائده هيپوفارنکس
ب ) لب پايين با زائده اپی فارنکس
ج ) لب پايين با زائده هيپوفارنکس
د ) لب بالا با زائده اپی فارنکس
29 – ترشحات مواد ابريشمی لارو پروانه ها بوسيله کدام اعضا بدن صورت می گيرد ؟
الف ) دستگاه گوارش
ب ) غده های آرواره پايين
ج ) غده های بزاق لب پايين
د ) غده های ضميمه دستگاه تناسلی
30 – وظايف لوله های مالپيگی در بدن حشره چيست ؟
الف ) ترشح مواد دفاعی
ب ) ترشح آنزيم های گوارشی
ج ) ترشه مواد چسبنده مختلف
د ) جذب و دفع مواد زايد خون
---(پاسخ های سوالات )---
1- د ، 2 – الف ، 3- ب
4- ج ، 5- الف ، 6- ب
7 – ج ، 8- الف ، 9- ب
10-د ، 11-الف ، 12- ب
13-ب ، 14- ج ، 15- د
16 – ج ، 17- الف ، 18- الف
19-ج ، 20 – ب ، 21-د
22-الف ، 23 – ب ، 24- ج
25- ج ، 26 – الف ، 27 – د
28- د ، 29 – ج ، 30 – د
سوالات کارشناسی ارشد حشره
6- آفت لمبه گندم به کدام قبيله تعلق دارد ؟
◄الف) Megatomini
ب ) Dermestini
ج) Attagenini
د) Anthrenini
7- مقدار مصرف متیل بروماید برای آفت زدايی غلات در شرايط متعارف و در مدت 24 ساعت چند گرم در متر مکعب است ؟
الف) 5
◄ب) 30
ج) 70
د) 100
8- سوسک چينی حبوبات در منطقه معتدل ، چگونه زمستانگذرانی می کند ؟
الف) فقط به صورت تخم
ب) فقط به صورت حشره کامل
◄ج) به صور مختلف رشدی ( تخم ، لارو ، شفيره و حشره کامل )
د) به صورت شفيره داخل بذر
9- کدام ترکيب شيميايی را برا ضدعفونی محصولات انباری در دمای پايين ( 4 درجه) با اطمينان بيشتر می توان به کار گرفت؟
الف) اکسيد اتيلن
◄ب) انيدريد کربنيک
ج) متيل برومايد
د) هيدروژن فسفره
10 – برای کنترل آفات خشکبار در شرايط گرمای حدود 20 درجه و زمان 24 ساعت حدود چند گرم در متر مکعب متيل برومايد مصرف می کنند ؟
◄الف) 30
ب)60
ج)100
د) 150
11- در رده بندی اخير کدام آفت انباری جزو خانواده Silvanidae می باشد ؟
الف ) Lesioderma serricorne
◄ب)Oryzaephilus surinamensis
ج) Sitophilus oryzae
د) Tribolium confusum
12- کداميک از حشرات چند نسلی بوده در شرايط مناسب بدون وفقه به فعاليت خود ادامه میدهد؟
الف) Bruchus rufimanus
ب) Bruchus lentis
ج) Bruchus pisorum
◄د) Callosobruchus maculates
13- اکثر حشرات انباری در چند درجه سانتی گراد در مدت 10 دقيقه از بين می روند؟
الف) 45
ب)55
◄ج)60
د)65
14- سوسک عدس تخم های خود را روی چه قسمتی از گياه ميزبان قرار می دهد ؟
الف) روی دانه های عدس
ب) روی ساقه گياه
ج) روی برگها و ساقه های گياه
◄د) روی غلاف های گياه
15- مهمترين آفت مزرعه – انباری روی نخود کدام است ؟
الف) Bruchus lentis
ب) Bruchus pisorum
ج) Acanthocelides obtectus
◄د) Callosobruchus maculates
منبع:حشره شناسی
سوسک کلرادوی سیب زمینی
سوسک برگخوار سیب زمینی(سوسک کلرادو) Leptinotarsa decemlineata
مشخصات ظاهری :
حشرات کامل به شکل بیضی برآمده ، به طول حدود یک سانتی متر و عرض 6 میلی متر است. پشت سینه نارنجی با لکه های سیاه رنگ و روی بالپوش 5 نوار طولی سیاه و 5 نوار زرد دیده می شود. تخمها نارنجی رنگ و شبیه تخم کفشدوزک ها ، به طور دسته جمعی در سطح زیر برگ قرار داده می شود . لاروها کامپیودئی فرم ، با بدنی درشت و خمیده و قرمز رنگ که 2 ردیف لکه های سیاه در طرفین بدن دیده می شود. کپسول سرو پاها نیز تیره رنگ می باشند. شفیره زرد رنگ است و در داخل گهواره کم وبیش کروی شکل که از خاک ساخته می شود ، مشاهده می گردد
مبارزه : جمع آوری حشرات کامل یا توده های تخم و لارو در سطوح کم ، از شدت خسارت آفت می کاهد. حشرات کامل و لاروها بسادگی با محلول 2 در 1000 زولن یا 6 لیتر در هکتار از این ماده تحت کنترل در می آیند

سوسک برگخوار غلات
كنترل سوسك برگخوار غلات زمانی قابل توصیه است كه سه لارو یا سه تخم در هر بوته در مرحله تشكیل غلاف باشد و یا در مرحله خوشه دهی یك لارو در هر برگ مشاهده شود. به گزارش خبرگزاری كشاورزی ایران (ایانا) – سوسك برگخوار غلات با نام علمی (Oulema melanopus) سوسك كوچكی است به طول 4 تا 5 میلی متر، نسبتا كشیده، سر سیاه براق مایل به آبی، پیش گرده نارنجی تا قرمز رنگ و بالپوشها به رنگ آبی فلزی است كه روی هر یك تعداد 10 خط طولی موازی دیده می شود.چگونه با سوسك برگخوار غلات مبارزه كنیم؟
كنترل سوسك برگخوار غلات زمانی قابل توصیه است كه سه لارو یا سه تخم در هر بوته در مرحله تشكیل غلاف باشد و یا در مرحله خوشه دهی یك لارو در هر برگ مشاهده شود. به گزارش خبرگزاری كشاورزی ایران (ایانا) – سوسك برگخوار غلات با نام علمی (Oulema melanopus) سوسك كوچكی است به طول 4 تا 5 میلی متر، نسبتا كشیده، سر سیاه براق مایل به آبی، پیش گرده نارنجی تا قرمز رنگ و بالپوشها به رنگ آبی فلزی است كه روی هر یك تعداد 10 خط طولی موازی دیده می شود.
این حشره از اطراف تهران (ورامین)، آذربایجان شرقی، دزفول، اصفهان و مریوان جمع آوری شده است ولی احتمالا در سراسر ایران وجود داشته و به ویژه در مزارعی كه در مجاورت دریاچه یا بركه هستند، بیشتر دیده می شود.
تغذیه این آفت از برگ غلات و گوته های غیرزراعی خانواده گندمیان است. خسارت آنها بیشتر متوجه گندم، جو، یولاف و چاودار است و علاوه بر گندمیان از پنجه مرغی و اویارسلام نیز تغذیه می كند.
سوسك برگخوار غلات زمستان را به صورت حشره كامل در زیر خاك سطحی مزرعه، بقایای گیاهی داخل مزرعه، شكاف های تنه درختان و زیرپوستك های تنه به سر می برد. در اوایل بهار وقتی كه دمای محیط به 15 درجه سانتی گراد می رسد، حشرات زمستان گذران پناهگاههای زمستانه را ترك و در مزارع گندم مستقر می شوند.
این حشره در طی مراحل لاروی و بالغ با تغذیه از اپیدرم و پارانشیم سطح رویی برگ گندم و جو به موازات رگبرگ اصلی باعث كاهش سطح فتوسنتزی شده و نقصان محصول را سبب می شود. این تغذیه تا مرحله سنبله دهی و گلدهی ادامه می یابد. تغذیه آنها بدین صورت است كه پارانشیم رویی برگها را می خورند، ولی برگ را سوراخ نمی كنند. خسارت لاروها در محل تغذیه آنها شبیه حشرات كامل بوده و در صورت شدت حمله، بوته ها قبل از خوشه بستن، زرد و خشك می شوند.
خسارت سوسك برگخوار غلات بعضی از سالها و در شرایط خاص اوج گرفته و مسئله ساز می شود. به نظر می رسد كه تلفات زمستانه و میزان آن در این نوسان جمعیتی نقش دارد. كاهش عملكرد 14 تا 25 درصد گزارش شده است.
در صورت شدت حمله می توان از سمومی مانند مالایتون، سوین و یا دیپتركس به نسبت یك در هزار ماده خالص استفاده كرد، البته با مبارزه شیمیایی بر علیه پوره های سن گندم، سوسك برگخوار غلات نیز كنترل می شود.
نامهي آبراهام لينكلن به آموزگار پسرش
نامهي آبراهام لينكلن به آموزگار پسرش
دستورالعمل فنی زراعت کلزا استان گلستان
بسمه تعالی
طرح ترویجی تسریع انتقال یافته های تحقیقاتی
دستورالعمل فنی
زراعت کلزا
استان گلستان سال زراعی 86-87
مقدمه:
کلزا گیاهی است از خانواده شب بو(Brasicaceae) ،یک ساله، دگرگشن ویکی از مهم ترین گیاهان زراعی که از دانه آن جهت تولید روغن استفاده میشود.در دهه اخیراین محصول روغنی از نظر متوسط عملکرد روغن جهانی از رتبه پنجم به رتبه سوم صعود کرده است که کشورهای اروپایی وکانادا وچین وهند قسمت اعظم روغن خود را از آن تهیه می کنند.به دلیل وجود گونه هایی با خصوصیات متفاوت ، امکان کشت آن در شرایط سرد، گرم ومعتدل دنیا وجود دارد.مبداء آن کشورهای آسیای میانه واروپا است. در استان گلستان کلزا با تیپ رشد بهاره کشت می گردد.مقاومت به شوری کلزا حدودا ازگندم بیشتر وازجو کمتر است وآستانه خسارت ناشی از شوری در ارقام تجاری حدود6-5 دسی زیمنس برمتر میباشد. درمناطقی از استان که دارای بارندگی 350-300 میلیمتر میباشد میتوان به صورت دیم اقدام به کشت این محصول نمود.در حال حاضر بجز نخود که بعلت نداشتن بازار اقتصادی مناسب امکان کشت آن در سطح وسیع وجود نداردکلزاتنهاگیاهی است که در تناوب با گندم وجو می تواند به عنوان یک محصول پاییزه اقتصادی کشت شود وضمن تولید، نقش بسیار موتری در کنترل آفات خاکزی مانند زابروس در اراضی دیم استان داشته باشد.
آماده سازی زمین وتهیه بستر مناسب:
آماده سازی زمین وتهیه بستر مناسب یکی از شرایط اصلی موفقیت زراعت کلزا می باشد. بذور کوچک کلزا نیاز به بستر کاشت مرطوب بابافت مناسب دارد تا رطوبت کافی برای جوانه زنی ورشد را در اختیار داشته باشد. کلوخه هایی با قطر بالای 3 سانتی متر در بستر آماده کشت باعث عدم سبز مطلوب می شود.
شخم با گاو آهن برگرداندار:
خارج کردن خاک از حالت پیوستگی وسست کردن منطقه نفوذ ریشه وانجام خاکورزی به منظور نرم کردن لایه سطحی خاک وآماده سازی بستر بذر بوسیله انجام عملیات شخم با گاو آهن برگرداندار صورت میگیرد. با خرد کردن بقایای گیاهی کشت قبلی بوسیله ساقه خرد کنها وبرگردان ومدفون ساختن این بقایا درخاک، مواد آلی درخاک پوسیده شده وبه خاک باز می گردد. این عملیات در رطوبت خاک حدود 20-15 درصد بهترین شرایط را برای شخم ایجاد می کند بطوریکه لایه خاک در حین برگردان شدن از هم گسسته میشود.شخم تابستانه در اراضی آیش در کنترل علف های هرز موثر بوده ودر مدیریت زراعی یک محصول نقش مهمی دارد. برای انجام عملیات شخم مطلوب ، تنظیمات درست وتراز بودن گاوآهن باعث یکنواختی عمق شخم می گردد. لازم بذکر است در اراضی دیم وخشک استفاده از گاوآهن برگرداندار برای خاک ورزی توصیه نمی شود.
شخم با گاوآهن قلمی:
حفظ بقایای گیاهی به مقدار کم درسطح خاک برای پایداری خاک ورزی به همراه خراش دادن لایه سطحی خاک برای خارج ساختن خاک از حالت پیوستگی به وسیله گاوآهن قلمی امکان پذیر است. خاک ورزی های سطحی به وسیله گاوآهن قلمی باعث تسریع در خشک شدن لایه سطحی گردیده و درنتیجه تغییر رطوبت یکنواخت تری را درسطح خاک ایجاد کرده وزمان لازم برای عملیات دیسک وخرد کردن کلوخه ها را کاهش می دهد. ازطرف دیگر بسترخاک نرم تری را درسطح خاک درست می کند که برای بذر های ریزی مانند کلزا مناسب بوده وباعث استقرار بهتر بذر وتسریع در جوانه زنی می گردد. این شرایط در اراضی آبی مخصوصا در هنگام بارندگی های پیاپی پائیزه که زمان عملیات شخم بعد از برداشت سویا وپنبه بسیار محدود می شود بیشتر مشهود است.
دیسک:
برای خردکردن ونرم کردن لایه شخم وآماده سازی بستر بذر وهمچنین مخلوط کردن کودهای شیمیایی باخاک از دیسک استفاده می شودکلوخه های خاک در رطوبت 18 درصد بهتر از هم جدا شده وتعداد دفعات عملیات دیسک را کاهش می دهد. استفاده از پره های کنگره ای در ردیف جلوی دیسک در خرد کردن خاک تاثیر بیشتری دارد. در اراضی دیم کم باران برای حفظ رطوبت خاک می توان به جای شخم فقط از دیسک برای عملیات خاک ورزی استفاده کرد.
کاشت با خطی کار:
در محصولات ریزدانه مانند کلزا به دلیل کوچک بودن بذر و ناهمواری سطح بستر بذر نباید کشت در عمق انجام گرفته بلکه خطی کارها باید برای کاشت سطحی در خاک تنظیم شوند وترجیحا از خطی کارهایی با موزع های ریز دانه کار استفاده شود که بتواند میزان بذر توصیه شده رابا دقت بیشتری کشت نماید.
کاشت با کمبینات:
ترکیب ادوات خاک ورزی وکاشت برای تسریع در آماده سازی زمین واستقرار بذر درخاک به صورت ادوات ترکیبی یکی از وسایلی است که محدودیت زمان کشت در استان را کاهش داده و دستگاه هایی مانند کمبینات ها مخصوصا در اراضی وسیع دشت و زمین های بزرگ می تواند در جلو گیری از کاشت تاخیری کلزا تاثیر مهمی داشته باشد. استفاده از سیکلوتیلر درجلوی کارنده ، ضمن بهم زدن خاک وخرد کردن کلوخ ها ، بستر یکنواختی را آماده کرده وشیار باز کن های خطی کار،بذر را در خاک قرار می دهد. بنابراین در زمان کمتری ، اراضی منطقه به زیر کشت می روند البته در خاک های بسیار مرطوب ، نفوذ تیغه های دوارعمودی در خاک وبیرون آوردن گل وکلوخه های مرطوب، باعث عدم آماده سازی مطلوب بستر بذر گردیده وعمق کاشت را غیر یکنواخت می کند که در این مناطق توصیه نمی شود.
مصرف کود های شیمیایی:
کود شیمیایی مورد نیاز براساس آزمون خاک تعیین میگردد. در صورت فراهم نبودن امکانات آزمایشگاهی در یک توصیه کلی وبرای هر هکتار مقادیر 100-75 کیلوگرم سوپرفسفات تریپل، 150-100کیلوگرم سولفات پتاسیم وحدود150-200 کیلوگرم اوره، 20-10 تن کود آلی پوسیده و250 گوگرد کشاورزی پیشنهاد می گردد.
کود ازته:
کلزا نیاز فراوانی به ازت دارد وغالبا به عنوان گیاهی با نیاز بالای ازت مورد توجه است. کلزا ازت مورد نیاز خود را از سه منبع ازت قابل جذب که در زمان کاشت در خاک وجود دارد،ازت آزادشده از موادآلی خاک در طول دوره رشد وکودهای ازته تامین می نماید. کود مورد نیاز کلزا برای دستیابی به عملکردی مطلوب از50کیلوگرم ازت تا 240 کیلو گرم در هکتار متفاوت است. در کشت های آبی در شرایطی که رشد کلزا مطلوب باشد مصرف بالای ازت لازم واقتصادی است ولی در شرایط خشک که پتانسیل تولید کلزا پایین است مقدار کود کمتری مورد نیاز بوده و واکنش نسبت به مصرف کود ازته کمتر خواهد بود. به طور کلی ازت مورد نیاز کلزا بهتر است در سه نوبت مصرف گردد به طوری که یک سوم قبل از کاشت، یک سوم هنگام روزت و مابقی هنگام غنچه دهی به کار رود.
کود فسفاته:
فسفر برای رشد مناسب کلزا مور نیاز است به دلیل عدم گستردگی ریشه مقدار فسفر قابل جذب اولیه خاک وهمچنین مقدار کود فسفاته مصرفی بسیار مهم می باشد بهتر است در صورت امکان فسفر به صورت نواری وبا فاصله زیر بذر مصرف شود. کلزا فسفر را از خاک در مراحل اولیه رشد به سرعت جذب می کند واین جذب تا مدت 8 هفته ادامه دارد. کلزا قادر است فسفر را درمراحل اولیه رشد به مقدار زیادی از کود های فسفاته مصرف شده به روش نواری جذب کند. آزمون خاک بهترین روش برای تشخیص کمبود فسفر است.
کود پتاسه:
کلزا برای حداکثر رشد وعملکرد مطلوب نیاز به مقدارکافی پتاسیم دارد. پتاسیم تحمل گیاه رانسبت به امراض سرما وخشکی بیشتر وتولید نشاسته وکربوهیدرات ها را افزایش می دهد پتاسیم استحکام گیاه را افزایش داده وبرای رشد بهینه مقدار مطلوب آن ضروری است.هنگامی که پتاسیم به مقدار کافی در خاک وجود نداشته باشد باید کودهای پتاسیمی را مصرف نمود.بهترین روش برای تعیین مقدارپتاسیم مورد نیاز کلزا آزمون خاک است.در خاک هایی که میزان پتاسیم خاک کم است بدلیل تثبیت شدید ممکن است نسبت به مصرف کود های پتاسیمی واکنشی دیده نشود در چنین خاک هایی بهتر است مصرف کود های پتاسیمی به صورت سرک انجام گیرد. بدلیل تحرک کم پتاسیم در خاک بهتر است مصرف آن به روش نواری ونزدیک بذر انجام گیرد. در صورت مشاهده کمبود عناصر ریزمغذی توسط آزمون خاک بایستی نسبت به مصرف آنها در خاک ویا محلول پاشی اقدام نمود.
کلزا با کیفیت مناسب دارای 44-40 درصد روغن وحاوی 48-43 درصد پروتئین است برای تولید روغن با کیفیت خوب لازم است توجه ویژه ای به عمل جایگزاری وزمان مصرف کود ها انجام شود. مصرف خیلی زیاد ازت باعث ورس شده ویا مقدار روغن را کاهش می دهد و منجر به دانه های سبزی می شود که مقدار کلروفیل را در روغن افزایش میدهند. قراردادن نواری کور5/2 سانتیمتر در کنار وزیر بذر وبرای حصول عملکرد بالا مورد نیاز است. از تماس مستقیم کود های شیمیایی خصوصا ازت، پتاسیم وگوگرد پایدار جلوگیری شودچنانچه از گوگرد عنصری استفاده میشود لازم است قبل از کاشت در خاک پخش وزیر خاک رود تا فرصت کافی برای تبدیل شدن به فرم قابل جذب برای گیاه را داشته باشد. توصیه می شود عناصر غذایی مورد نیاز گیاه را درفرمهایی که به راحتی برای گیاه قابل جذب باشند استفاده نمود.
تاریخ کاشت:
با توجه به شرایط خاص آب وهوایی منطقه و وضعیت کشاورزان به طور کلی بهترین تاریخ کاشت هیبریدHayola 401 ،Hayola420 وRGS003برای استان نیمه اول آبانماه می باشد.ولی درصورتیکه شرایط آبیاری زمین فراهم باشداز دهه آخر مهر ماه می توان نسبت به کشت آن اقدام نمود.این تاریخ کاشت برای شهرستانهای گنبد وکلاله در صورت داشتن آب آبیاری ویا نزول بارندگی کافی جهت کاشت کلزا توصیه می گردد ودر صورت عدم وجود چنین شرایطی بهتر است در مناطق دیم گنبد وکلاله، کشت در نیمه دوم آبانماه صورت گرفته تا گیاه بتواند عملکرد قابل قبولی تولید کرده وهمچنین خطر از بین رفتن گیاهچه های سبز شده در اثر تنش خشکی به حداقل برسد.اگر در شرایط دیم وعدم وجود آب آبیاری ، گیاه زود کاشته شود، ممکن است رطوبت جهت استقرار ونگهداری گیاهچه ها تابارندگی بعدی کافی نبوده وگیاهچه ها از بین بروند. کاشت گیاه را میتوان تا اول آذر ماه نیز انجام دادولی با تاخیر در تاریخ کاشت از عملکرد آن کاسته می شود. بر اساس آزمایشات انجام شده به ازاء هر روز تاخیر درکاشت ، حدود30- 25 کیلوگرم در هکتار کاهش عملکرد دانه بوجود می آید. بطور کلی برای شرق استان (کلاله،گنبد،گالیکش ومینودشت)از اواسط مهرماه تا اواسط آبانماه وبرای غرب استان (گرگان،علی آباد،آق قلا، کردکوی، بندر ترکمن،بندرگز وآزادشهر)از اوایل آبانماه تا اواخر آبانماه می توان اقدام به کشت کلزا نمود.
رقم:
ارقام هیبرید با عملکردی حدود10% بیشتر از ارقام معمولی ترجیح داده میشوند. وبه ترتیب ارقام Hyola401 وRGS003 وHyola420 عملکرد بهتری را دراستان نشان داده وعلاوه بر داشتن خصوصیات زراعی مطلوب از پتانسیل عملکرد بالایی برخور دارند.لازم بذکر است که درکلزا،دارابودن قوه نامیه،خلوص وقدرت سبزبالای بذر در شرایط مزرعه از اهمیت بالایی برخوردار است، لذا در این ارتباط لازم است تا بذور مورد نیاز حتما از منابع معرفی شده خریداری شود. همچنین به هیچ وجه نباید از بذور سال های گذشته وارقام مخصوص مناطق سردسیر جهت کشت در منطقه استفاده کرد.
میزان بذر:
میزان بذر مصرفی 8- 6 کیلوگرم در هکتار توصیه می گردد.فاصله ردیفهای کاشت کلزا بین 24-12 سانتی متر میباشد. بهترین عمق کاشت 3- 2 سانتیمتر،بهترین فاصله روی ردیف 5 سانتی متر وبهترین تراکم بوته 80 -70 بوته در متر مربع می باشد.
کنترل آفات، بیماریها وعلف های هرز:
برای کنترل آفات ، بیماریها وعلفهای هرز موارد ذیل توصیه می گردد:
1- استفاده از بذور کلزای بوجاری شده عاری از علفهای هرز
2- استفاده از علفکش خاک مصرف ترفلان به میزان 5/2 لیتر درهکتار قبل لز کاشت کلزا.
3- استفاده از بذور سالم و عاری از آفات انباری
4- ضدعفونی بذر کلزا با حشره کش های گائوچو (12-8 گرم به ازای هر کیلو گرم بذر) ویا کروزر(7 سی سی به ازای هر کیلوگرم بذر کلزا) برای مبارزه با کک کلزا در ابتدای فصل زراعی.
5- استفاده از بذور ضدعفونی شده با یکی از سموم قارچ کش رایج.
* تذکر: بذر های ضدعفونی شده با کروزر حتما باید 24 ساعت پس از ضدعفونی کاشته شود.
کرم سفید ریشه
نام انگلیسی: white grub
نام علمی: Polyphylla adspersa
طبقه بندی Classification :
كرم سفید ریشه از راسته سختبالپوشها (سوسكها) Coleoptera و خانواده Scarabaeidae میباشد.
نکته) از دیگر کرمهای سفید ریشه، میتوان به P.olivieri ، Melolontha melolontha و Crytotrogus miksici اشاره كرد.
Syns of Polyphylla olivier : P.fullo , P.boryi , P.caucasica , P.abchasica
پراکنش Outspread :
در خزانه و اكوسیستمهای باز فعالند و از مهمترین آفات در باغات خراسان بشمار میروند.
نکته مهم) گونه Poiyphylla adspersa استان خراسان را اشغال نموده است و در سایر مناطق کشور Poiyphylla olivieri گسترش دارد.
میزبان Host :
سیب، به، زردآلو، گیلاس، آلو، هلو، مو، اَنار، برخی درختان غیر مثمر، زینتیها (مثل رز و شمعدانی) و ... (به گونههای جوان بیشتر حمله میکند)
شکل شناسی Morphology :
طول بدن سوسك كامل 23 تا 30 و گاها تا 45 میلیمتر هم میرسد و رنگ آن قهوهای متمایل به قرمز است كه بدلیل وجود پرزهایی بر روی بدن، برنگ زرد متمایل به كرم دیده میشود. مهمترین علامتهای مورفولوژیك: سرش كمی به سمت جلو رشد كرده و دارای پورنوتوم درشتی میباشد، اكوسون كوچكی دارد، شاخك ورقه ای دارد (شاخك حشره نر بزرگتر است و دارای 7 ورقه میباشد و شاخك حشره ماده 5 ورقه دارد).
تخم حشره بیضی شكل و بسیار درشت است (به طول 5/3 و عرض 5/2 میلیمتر) و رنگ تخم هم سفید متمایل به كرم است.
لارو این سوسک، U شكل است (Scarabaeiforme) كه دارای 9 جفت استیگمات و 3 جفت پای قفسه سینهای است. 3 سن لاروی دارد، لارو سن یك 20 تا 25 میلیمتر طول دارد، لارو سن 2 حدود 40 تا 45 میلیمتر و ابعاد لارو سن سوّم به حدود 70 میلیمتر هم میرسد.
نحوه خسارت Type of harm :
رژیم غذایی این لارو ریشهخواری است (Radicicole) و ریشه درختان را قطع میكند (2 تا 3 لارو در پای هر درخت میتواند آن درخت را خشك كند، خصوصا لارو سن 3 که به سراغ ریشههای اصلی میرود).
نکته) این لارو، حركت افقی ندارد و بصورت عمودی در خاک حركت میكند و هر لارو فقط میتواند به یك درخت آسیب رسانده و آنرا بخشکاند.
زیست شناسی Biology :
این سوسك هر 3 تا 5/3 سال، یك نسل دارد (بدلیل بالا بودن طول دوره لاروی در سن سوّم)، دارای سه مرحله لاروی است و زمستان سال اوّل را بصورت لارو سن 1 و زمستان سال دوّم و سوّم را بصورت لارو سن 3 میگذراند (زمستانگذرانی در خاک خواهد بود).
اوّلین سوسک در نیمه خرداد سال اول ظهور میكند و روزها را روی شاخه درختان با تغذیه از برگها سپری میكند، پس از یك هفته جفتگیری كرده و حشره ماده در شکافهای سطح سایهانداز درخت تخمریزی میكند (در عمق 7 تا 8 سانتیمتری خاك)، تعداد تخمها پس از جفتگیری حدود 17 عدد است و طول دوره كمون تخم 30 روز خواهد بود (در شرایط دمایی 20 تا 25 درجه سانتیگراد). در مرداد همان سال، لارو سن اوّل پدیدار میشود كه طول این دوره لاروی حدود 5/6 تا 7 ماه خواهد بود و از ریشه ها تغذیه میکند (و زمستان را پشت سر خواهد گذاشت).
اوایل اردیبهشت سال دوّم، لارو سن 2 پدیدار میشود كه در آبان پوست اندازی میكند و لارو سن 3 بوجود میآید. لارو سن 3 در اعماق خاك زمستانگذرانی میكند (زمستان سال دوّم)، در سال سوّم، لارو سن 3 بسیار قوی ظاهر میشود و شروع به تغذیه از ریشههای اصلی میكند و این مرحله، خطرناكترین دوره زندگی این آفت خواهد بود، سپس لارو سن سوم، زمستان سوم را هم پشت سر میگذارد. لارو سنّ سوّم با ترشحات دهانی خود، یك محفظه گلی (گهواره گلی) بوجود میآورد و درون آن وارد فاز شفیرگی میشود (شفیره از نوع آزاد است). در خرداد سال آینده، یک نسل به پایان میرسد (طول هر نسل ، بیش از 3 سال است). تخم، لارو و شفیره در خاك خواهند بود ولی حشره كامل هوازی است.
نحوه مبارزه Control :
مكانیكی: تكان دادن درخت در صبح زود که هوا سرد است و سوسکها قادر به پرواز نیستند و ریزش سوسكهای در حال تغذیه از برگها و جمعآوری و كشتن آنها.
روانی: در شبها میتوان از تله نوری برای جذب و شكار این سوسكها بهره برد (این سوسك فتوتروپیسم مثبت دارد).
زراعی: زدن یك شخم سطحی و یا استفاده از پابیل برای به سطح آمدن لاروها و جمع آوری لاروهای مربوطه (كه سفید رنگاند).
بیولوژیك: رها ساختن پرندگان مانند مرغ در سطح باغات برای شكار لاروهای درشت و مغذی این سوسك.
شیمیایی: 30 روز پس از ظهور اولین سوسکها، تا عمق cm 15 خاك سایه انداز درخت را بر میگردانیم و با سم مخلوط میكنیم. سموم عبارتند از:
1. دیازینون Diazinon بصورت EC ` و با دوز 5/1 در 1000 2. سوین Sevin بصورت PW
کرم سفید ریشه
Polyphylla ollivieri
(Lep: Scarabaeidae)
اين حشره در اكثر مناطق ايران وجود دارد و از ريشه گياهان مختلفي تغذيه مينمايد. از اين جهت ميتوان به گيلاس، گلابي، سيب، به، هلو، گوجه، آلو، زردآلو، آلبالو، انار، مو، تاج خروس وحشي، گونههاي Chenopodium، خيار، بادمجان، لوبياسبز، كدو، سيبزميني، ياس بنفش، برگ بو، برگ نو، گلايول، چمن، تبريزي، بيد و نارون اشاره نمود.

زيستشناسي
اين حشره طول يك نسل را در 3 سال طي ميكند. در شريط مساعد تغذيهاي و خاك ميتواند يك نسل را در طي دو سال بگذراند. زمستان را به صورت لارو به سر ميبرد و در بهار سال سوم قبل از آنكه وارد مرحله شفيرگي شود يك محفظه گلي براي خود درست ميكند و در آنجا تبديل به شفيره ميشود (در برخي موارد خانه شفيرگي ساخته نميشود). دوره شفيرگي 17 تا 24 روز ميباشد.حشرات كامل از دهه سوم خردادماه تا دهه سوم مردادماه بسته به شرايط محيطي منطقه ظاهر ميگردند. اوج خروج معمولاً در تيرماه است. حشرات كامل براي خروج در خاك سوراخهايي ايجاد و خارج ميشوند. سپس از برگ درختان مثمر و غيرمثمر تغذيه مينمايند. تمام فعاليتهاي حياتي، تغذيه، جفتگيري و تخمريزي در غروب و اوايل شب انجام ميگيرد.
در روز حشرات كامل بدون هيچ فعاليتي در لابهلاي شاخ و برگ درختان و جاهاي امن به سر ميبرند. جفتيري در اوايل شب و اغلب در روي شاخهها انجام ميشود. تخمريزي معمولاً چند روز (معمولاً 4 روز) بعد از جفتگيري انجام ميشود. حشره كامل مادهبا پاهاي جلويي خود زير خاك رفته و در منطقهاي مناسب كه غذاي كافي براي لاروسن اول وجود دارد تخمريزي ميكند. تخمها به صورت انفرادي يا دستههاي تا شش عددي در عمق صفر تا 12 سانتيمتري خاك گذاشته ميشود. دوره جنيني يا Incobation period در منطقه كرج و شهريار 30 تا 35 روز است. حشره داراي 3 سن لاروي است. لارو سن اول از مواد هوموسي يا ريشه علفهاي هرز و سنين دو و سه لاروي از ريشه درختان تغذيه ميكنند. لارو در خاكهاي مرطوب فعاليت بيشتري دارد. فعاليت اين حشره در سطح باغ لكهاي است.
مبارزه
1ـ جمعآوري حشرات كامل از اواخر بهار به بعد
الفـ جمعآوري حشرات در صبح زود بوسيله تكاندن درختان
بـ جمعآوري حشرات كامل با كمك نور چراغ
2ـ از بين بردن علفهاي هرز سطح باغ از علفهاي هرز يكساله و چند ساله چون منبع غذايي خوبي براي لاروهاي سن اول است.
3ـ شخم زمستان و جمعآوري لاروها در اسفندماه
4ـ مبارزه شيميايي با استفاده از ديازينون (3 تا 3.5 ليتر) و پودر وتابل ليندين 10 كيلو در هكتار به طريق محلول پاشي پاي درخت در اوايل بهار و اوايل تابستان. بهتر است بعد از ریختن محلول پای درخت آبیاری سبکی نیز انجام شود.
5ـ امروزه از باكتري Bacillus popilliae بر عليه اين آفت استفاده ميكنند كه باعث بوجود آمدن بيماري شيري (Milky disease) در لاروها ميشود.
6ـ قارچ Metarrhizium anisopliae نيز روي لاروها تأثير دارد
اینک که به یاری مزدا تاج سلطنت ایران، بابل و کشورهای چهارگانه را بر سرگذاشته ام اعلام می کنم : تا روزی که زنده هستم و مزدا پادشاهی را به من ارمغان می کند کیش و آیین و باورهای مردمانی را که من پادشاه آنها هستم گرامی بدارم و نگذارم که فرمانروایان و زیر دستان من کیش و آیین و دین و روش مردمان دیگر را پست بدارند و یا آنها را بیازارند.
من که امروز افسر پادشاهی را بر سر نهاد ه ام ، تا روزی که زنده هستم و مزدا پادشاهی را به من ارزانی کرده هرگز فرمانروایی خود را بر هیچ مردمی به زور تحمیل نکنم و در پادشاهی من هر ملتی آزاد است که مرا به شاهی خود بپذیرد یا نپذیرد و هرگاه نخواهد مرا که پادشاه ایران و بابل و کشورهای رابعه هستم ، نخواهم گذاشت کسی به دیگری ستم کند و اگر کسی ناتوان بود و بر او ستمی رفت من از وی دفاع خواهم کرد و حق او را گرفته و به او پس خواهم داد و ستمکاران را به کیفر خواهم رساند.
من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت کسی مال و اموال دیگری را با زور و یا هر روش نادرست دیگری از او بدون پرداخت ارزش واقعی آن بگیرد.
من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت کسی، کسی را به بیگاری بگیرد و به او مزد نپردازد. من اعلام می کنم که هر کس آزاد است هر دین و آیینی را که میل دارد برگزیند و در هر جا که می خواهد سکونت نماید و به هر گونه که معتقد است عبادت کند و معتقدات خود را به جا آورد و هر کسب و کاری را که می خواهد انتخاب نماید ، تنها به شرطی که حق کسی را پایمال ننماید و زیانی به حقوق دیگران وارد نسازد.
من اعلام می کنم هر کس پاسخگوی اعمال خود می باشد. هیچ کس را نباید به انگیزه اینکه یکی از بستگانش خلاف کرده است مجازات کرد و اگر کسی از دودمان یا خانواده ای خلاف کرد تنها همان کس به کیفر برسد و با دیگر مردمان و خانواده کاری نیست.
تا روزی که من زنده هستم نخواهم گذاشت مردان و زنان را به نام برده و یا نامهای دیگر بفروشند و این رسم زندگی باید از گیتی رخت بربندد.
از مزدا می خواهم که مرا در تعهداتی که نسبت به ملتهای ایران و ممالک چهارگانه گرفته ام پیروز گرداند.
وصیت نامه کوروش
با جان و دل بخوانید:
فرزندان من، دوستان من! من اکنون به پایان زندگی نزدیک گشتهام. من آن را با نشانههای آشکار دریافتهام.
وقتی درگذشتم مرا خوشبخت بپندارید و کام من این است که این احساس در کردار و رفتار شما نمایانگر باشد، زیرا من به هنگام کودکی، جوانی و پیری بختیار بودهام. همیشه نیروی من افزون گشته است، آنچنانکه هم امروز نیز احساس نمیکنم که از هنگام جوانی ناتوانترم.
من دوستان را به خاطر نیکوییهای خود خوشبخت و دشمنانم را فرمانبردار خویش دیدهام.
زادگاه من بخش کوچکی از آسیا بود. من آنرا اکنون سربلند و بلندپایه باز میگذارم. در این هنگام که به سرای دیگر میگذرم، شما و میهنم را خوشبخت میبینم و از این رو میخواهم که آیندگان مرا مردی خوشبخت بدانند.
باید آشکارا جانشین خود را اعلام کنم تا پس از من پریشانی و نابسامانی روی ندهد.
من شما هر دو فرزندانم را یکسان دوست میدارم ولی فرزند بزرگترم که آزمودهتر است کشور را سامان خواهد داد.
فرزندانم! من شما را از کودکی چنان پروردهام که پیران را آزرم دارید و کوشش کنید تا جوانتران از شما آزرم بدارند.
تو کمبوجیه، مپندار که عصای زرین پادشاهی، تخت و تاجت را نگاه خواهد داشت. دوستان یکرنگ برای پادشاه عصای مطمئنتری هستند.
هر کس باید برای خویشتن دوستان یکدل فراهم آورد و این دوستان را جز به نیکوکاری به دست نتوان آورد.
به نام خدا و نیاکان درگذشتهی ما، ای فرزندان اگر میخواهید مرا شاد کنید نسبت به یکدیگر آزرم بدارید.
پیکر بیجان مرا هنگامی که دیگر در این گیتی نیستم در میان سیم و زر مگذارید و هر چه زودتر آن را به خاک باز دهید. چه بهتر از این که انسان به خاک که اینهمه چیزهای نغز و زیبا میپرورد آمیخته گردد.
من همواره مردم را دوست داشتهام و اکنون نیز شادمان خواهم بود که با خاکی که به مردمان نعمت میبخشد آمیخته گردم.
همواره حامی کیش یزدان پرستی باش، اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد پیروی کند .
هماکنون درمی یابم که جان از پیکرم میگسلد … اگر از میان شما کسی میخواهد دست مرا بگیرد یا به چشمانم بنگرد، تا هنوز جان دارم نزدیک شود و هنگامی که روی خود را پوشاندم، از شما خواستارم که پیکرم را کسی نبیند، حتی شما فرزندانم.
از همه پارسیان و همپیمانان بخواهید تا بر آرامگاه من حاضر گردند و مرا از اینکه دیگر از هیچگونه بدی رنج نخواهم برد شادباش گویند.
به واپسین پند من گوش فرا دارید. اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید، به دوستان خود نیکی کنید.
شعر : صداي پاي آب
صداي پاي آب، نثار شبهاي خاموش مادربزرگم
اهل كاشانمروزگارم بد نيست.
تكه ناني دارم ، خرده هوشي، سر سوزن ذوقي.
مادري دارم ، بهتر از برگ درخت.
دوستاني ، بهتر از آب روان.
و خدايي كه در اين نزديكي است:
لاي اين شب بوها، پاي آن كاج بلند.
روي آگاهي آب، روي قانون گياه.
من مسلمانم.
قبله ام يك گل سرخ.
جانمازم چشمه، مهرم نور.
دشت سجاده من.
من وضو با تپش پنجره ها مي گيرم.
در نمازم جريان دارد ماه ، جريان دارد طيف.
سنگ از پشت نمازم پيداست:
همه ذرات نمازم متبلور شده است.
من نمازم را وقتي مي خوانم
كه اذانش را باد ، گفته باد سر گلدسته سرو.
من نمازم را پي "تكبيره الاحرام" علف مي خوانم،
پي "قد قامت" موج.
كعبه ام بر لب آب ،
كعبه ام زير اقاقي هاست.
كعبه ام مثل نسيم ، مي رود باغ به باغ ، مي رود شهر به شهر.
"حجر الاسود" من روشني باغچه است.
اهل كاشانم.
پيشه ام نقاشي است:
گاه گاهي قفسي مي سازم با رنگ ، مي فروشم به شما
تا به آواز شقايق كه در آن زنداني است
دل تنهايي تان تازه شود.
چه خيالي ، چه خيالي ، ... مي دانم
پرده ام بي جان است.
خوب مي دانم ، حوض نقاشي من بي ماهي است.
اهل كاشانم
نسبم شايد برسد
به گياهي در هند، به سفالينه اي از خاك "سيلك".
نسبم شايد، به زني فاحشه در شهر بخارا برسد.
پدرم پشت دو بار آمدن چلچله ها ، پشت دو برف،
پدرم پشت دو خوابيدن در مهتابي ،
پدرم پشت زمان ها مرده است.
پدرم وقتي مرد. آسمان آبي بود،
مادرم بي خبر از خواب پريد، خواهرم زيبا شد.
پدرم وقتي مرد ، پاسبان ها همه شاعر بودند.
مرد بقال از من پرسيد : چند من خربزه مي خواهي ؟
من از او پرسيدم : دل خوش سيري چند؟
پدرم نقاشي مي كرد.
تار هم مي ساخت، تار هم مي زد.
خط خوبي هم داشت.
باغ ما در طرف سايه دانايي بود.
باغ ما جاي گره خوردن احساس و گياه،
باغ ما نقطه برخورد نگاه و قفس و آينه بود.
باغ ما شايد ، قوسي از دايره سبز سعادت بود.
ميوه كال خدا را آن روز ، مي جويدم در خواب.
آب بي فلسفه مي خوردم.
توت بي دانش مي چيدم.
تا اناري تركي برميداشت، دست فواره خواهش مي شد.
تا چلويي مي خواند، سينه از ذوق شنيدن مي سوخت.
گاه تنهايي، صورتش را به پس پنجره مي چسبانيد.
شوق مي آمد، دست در گردن حس مي انداخت.
فكر ،بازي مي كرد.
زندگي چيزي بود ، مثل يك بارش عيد، يك چنار پر سار.
زندگي در آن وقت ، صفي از نور و عروسك بود،
يك بغل آزادي بود.
زندگي در آن وقت ، حوض موسيقي بود.
طفل ، پاورچين پاورچين، دور شد كم كم در كوچه سنجاقك ها.
بار خود را بستم ، رفتم از شهر خيالات سبك بيرون دلم از غربت سنجاقك پر.
من به مهماني دنيا رفتم:
من به دشت اندوه،
من به باغ عرفان،
من به ايوان چراغاني دانش رفتم.
رفتم از پله مذهب بالا.
تا ته كوچه شك ،
تا هواي خنك استغنا،
تا شب خيس محبت رفتم.
من به ديدار كسي رفتم در آن سر عشق.
رفتم، رفتم تا زن،
تا چراغ لذت،
تا سكوت خواهش،
تا صداي پر تنهايي.
چيزهايي ديدم در روي زمين:
كودكي ديم، ماه را بو مي كرد.
قفسي بي در ديدم كه در آن، روشني پرپر مي زد.
نردباني كه از آن ، عشق مي رفت به بام ملكوت.
من زني را ديدم ، نور در هاون مي كوفت.
ظهر در سفره آنان نان بود ، سبزي بود، دوري شبنم بود، كاسه داغ محبت بود.
من گدايي ديدم، در به در مي رفت آواز چكاوك مي خواست و سپوري كه به يك پوسته خربزه مي برد نماز.
بره اي ديدم ، بادبادك مي خورد.
من الاغي ديدم، ينجه را مي فهميد.
در چراگاه " نصيحت" گاوي ديدم سير.
شاعري ديدم هنگام خطاب، به گل سوسن مي گفت: "شما"
من كتابي ديدم ، واژه هايش همه از جنس بلور.
كاغذي ديدم ، از جنس بهار،
موزه اي ديدم دور از سبزه،
مسجدي دور از آب.
سر بالين فقهي نوميد، كوزه اي ديدم لبريز سوال.
قاطري ديدم بارش "انشا"
اشتري ديدم بارش سبد خالي " پند و امثال".
عارفي ديدم بارش " تننا ها يا هو".
من قطاري ديدم ، روشنايي مي برد.
من قطاري ديدم ، فقه مي برد و چه سنگين مي رفت .
من قطاري ديدم، كه سياست مي برد ( و چه خالي مي رفت.)
من قطاري ديدم، تخم نيلوفر و آواز قناري مي برد.
و هواپيمايي، كه در آن اوج هزاران پايي
خاك از شيشه آن پيدا بود:
كاكل پوپك ،
خال هاي پر پروانه،
عكس غوكي در حوض
و عبور مگس از كوچه تنهايي.
خواهش روشن يك گنجشك، وقتي از روي چناري به زمين مي آيد.
و بلوغ خورشيد.
و هم آغوشي زيباي عروسك با صبح.
پله هايي كه به گلخانه شهوت مي رفت.
پله هايي كه به سردابه الكل مي رفت.
پله هايي كه به قانون فساد گل سرخ
و به ادراك رياضي حيات،
پله هايي كه به بام اشراق،
پله هايي كه به سكوي تجلي مي رفت.
مادرم آن پايين
استكان ها را در خاطره شط مي شست.
شهر پيدا بود:
رويش هندسي سيمان ، آهن ، سنگ.
سقف بي كفتر صدها اتوبوس.
گل فروشي گل هايش را مي كرد حراج.
در ميان دو درخت گل ياس ، شاعري تابي مي بست.
پسري سنگ به ديوار دبستان مي زد.
كودكي هسته زردآلو را ، روي سجاده بيرنگ پدر تف مي كرد.
و بزي از "خزر" نقشه جغرافي ، آب مي خورد.
بند رختي پيدا بود : سينه بندي بي تاب.
چرخ يك گاري در حسرت واماندن اسب،
اسب در حسرت خوابيدن گاري چي ،
مرد گاري چي در حسرت مرگ.
عشق پيدا بود ، موج پيدا بود.
برف پيدا بود ، دوستي پيدا بود.
كلمه پيدا بود.
آب پيدا بود ، عكس اشيا در آب.
سايه گاه خنك ياخته ها در تف خون.
سمت مرطوب حيات.
شرق اندوه نهاد بشري.
فصل ول گردي در كوچه زن.
بوي تنهايي در كوچه فصل.
دست تابستان يك بادبزن پيدا بود.
سفر دانه به گل .
سفر پيچك اين خانه به آن خانه.
سفر ماه به حوض.
فوران گل حسرت از خاك.
ريزش تاك جوان از ديوار.
بارش شبنم روي پل خواب.
پرش شادي از خندق مرگ.
گذر حادثه از پشت كلام.
جنگ يك روزنه با خواهش نور.
جنگ يك پله با پاي بلند خورشيد.
جنگ تنهايي با يك آواز:
جنگ زيبايي گلابي ها با خالي يك زنبيل.
جنگ خونين انار و دندان.
جنگ "نازي" ها با ساقه ناز.
جنگ طوطي و فصاحت با هم.
جنگ پيشاني با سردي مهر.
حمله كاشي مسجد به سجود.
حمله باد به معراج حباب صابون.
حمله لشگر پروانه به برنامه " دفع آفات".
حمله دسته سنجاقك، به صف كارگر " لوله كشي".
حمله هنگ سياه قلم ني به حروف سربي.
حمله واژه به فك شاعر.
فتح يك قرن به دست يك شعر.
فتح يك باغ به دست يك سار.
فتح يك كوچه به دست دو سلام.
فتح يك شهر به دست سه چهار اسب سواري چوبي.
فتح يك عيد به دست دو عروسك ، يك توپ.
قتل يك جغجغه روي تشك بعد از ظهر.
قتل يك قصه سر كوچه خواب .
قتل يك غصه به دستور سرود.
قتل يك مهتاب به فرمان نئون.
قتل يك بيد به دست "دولت".
قتل يك شاعر افسرده به دست گل يخ.
همه روي زمين پيدا بود:
نظم در كوچه يونان مي رفت.
جغد در "باغ معلق " مي خواند.
باد در گردنه خيبر ، بافه اي از خس تاريخ به خاور مي راند.
روي درياچه آرام "نگين" ، قايقي گل مي برد.
در بنارس سر هر كرچه چراغي ابدي روشن بود.
مردمان را ديدم.
شهرها را ديدم.
دشت ها را، كوه ها را ديدم.
آب را ديدم ، خاك را ديدم.
نور و ظلمت را ديدم.
و گياهان را در نور، و گياهان را در ظلمت ديدم.
جانور را در نور ، جانور را در ظلمت ديدم.
و بشر را در نور ، و بشر را در ظلمت ديدم.
اهل كاشانم، اما
شهر من كاشان نيست.
شهر من گم شده است.
من با تاب ، من با تب
خانه اي در طرف ديگر شب ساخته ام.
من در اين خانه به گم نامي نمناك علف نزديكم.
من صداي نفس باغچه را مي شنوم.
و صداي ظلمت را ، وقتي از برگي مي ريزد.
و صداي ، سرفه روشني از پشت درخت،
عطسه آب از هر رخنه سنگ ،
چكچك چلچله از سقف بهار.
و صداي صاف ، باز و بسته شدن پنجره تنهايي.
و صداي پاك ، پوست انداختن مبهم عشق،
متراكم شدن ذوق پريدن در بال
و ترك خوردن خودداري روح.
من صداي قدم خواهش را مي شنوم
و صداي ، پاي قانوني خون را در رگ،
ضربان سحر چاه كبوترها،
تپش قلب شب آدينه،
جريان گل ميخك در فكر،
شيهه پاك حقيقت از دور.
من صداي وزش ماده را مي شنوم
و صداي ، كفش ايمان را در كوچه شوق.
و صداي باران را، روي پلك تر عشق،
روي موسيقي غمناك بلوغ،
روي آواز انارستان ها.
و صداي متلاشي شدن شيشه شادي در شب،
پاره پاره شدن كاغذ زيبايي،
پر و خالي شدن كاسه غربت از باد.
من به آغاز زمين نزديكم.
نبض گل ها را مي گيرم.
آشنا هستم با ، سرنوشت تر آب، عادت سبز درخت.
روح من در جهت تازه اشيا جاري است .
روح من كم سال است.
روح من گاهي از شوق ، سرفه اش مي گيرد.
روح من بيكار است:
قطره هاي باران را، درز آجرها را، مي شمارد.
روح من گاهي ، مثل يك سنگ سر راه حقيقت دارد.
من نديدم دو صنوبر را با هم دشمن.
من نديدن بيدي، سايه اش را بفروشد به زمين.
رايگان مي بخشد، نارون شاخه خود را به كلاغ.
هر كجا برگي هست ، شور من مي شكفد.
بوته خشخاشي، شست و شو داده مرا در سيلان بودن.
مثل بال حشره وزن سحر را مي دانم.
مثل يك گلدان ، مي دهم گوش به موسيقي روييدن.
مثل زنبيل پر از ميوه تب تند رسيدن دارم.
مثل يك ميكده در مرز كسالت هستم.
مثل يك ساختمان لب دريا نگرانم به كشش هاي بلند ابدي.
تا بخواهي خورشيد ، تا بخواهي پيوند، تا بخواهي تكثير.
من به سيبي خوشنودم
و به بوييدن يك بوته بابونه.
من به يك آينه، يك بستگي پاك قناعت دارم.
من نمي خندم اگر بادكنك مي تركد.
و نمي خندم اگر فلسفه اي ، ماه را نصف كند.
من صداي پر بلدرچين را ، مي شناسم،
رنگ هاي شكم هوبره را ، اثر پاي بز كوهي را.
خوب مي دانم ريواس كجا مي رويد،
سار كي مي آيد، كبك كي مي خواند، باز كي مي ميرد،
ماه در خواب بيابان چيست ،
مرگ در ساقه خواهش
و تمشك لذت ، زير دندان هم آغوشي.
زندگي رسم خوشايندي است.
زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ،
پرشي دارد اندازه عشق.
زندگي چيزي نيست ، كه لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود.
زندگي جذبه دستي است كه مي چيند.
زندگي نوبر انجير سياه ، كه در دهان گس تابستان است.
زندگي ، بعد درخت است به چشم حشره.
زندگي تجربه شب پره در تاريكي است.
زندگي حس غريبي است كه يك مرغ مهاجر دارد.
زندگي سوت قطاري است كه در خواب پلي مي پيچد.
زندگي ديدن يك باغچه از شيشه مسدود هواپيماست.
خبر رفتن موشك به فضا،
لمس تنهايي "ماه"، فكر بوييدن گل در كره اي ديگر.
زندگي شستن يك بشقاب است.
زندگي يافتن سكه دهشاهي در جوي خيابان است.
زندگي "مجذور" آينه است.
زندگي گل به "توان" ابديت،
زندگي "ضرب" زمين در ضربان دل ما،
زندگي "هندسه" ساده و يكسان نفسهاست.
هر كجا هستم ، باشم،
آسمان مال من است.
پنجره، فكر ، هوا ، عشق ، زمين مال من است.
چه اهميت دارد
گاه اگر مي رويند
قارچهاي غربت؟
من نمي دانم
كه چرا مي گويند: اسب حيوان نجيبي است ، كبوتر زيباست.
و چرا در قفس هيچكسي كركس نيست.
گل شبدر چه كم از لاله قرمز دارد.
چشم ها را بايد شست، جور ديگر بايد ديد.
واژه ها را بايد شست .
واژه بايد خود باد، واژه بايد خود باران باشد.
چترها را بايد بست.
زير باران بايد رفت.
فكر را، خاطره را، زير باران بايد برد.
با همه مردم شهر ، زير باران بايد رفت.
دوست را، زير باران بايد ديد.
عشق را، زير باران بايد جست.
زير باران بايد با زن خوابيد.
زير باران بايد بازي كرد.
زير بايد بايد چيز نوشت، حرف زد، نيلوفر كاشت
زندگي تر شدن پي در پي ،
زندگي آب تني كردن در حوضچه "اكنون"است.
رخت ها را بكنيم:
آب در يك قدمي است.
روشني را بچشيم.
شب يك دهكده را وزن كنيم، خواب يك آهو را.
گرمي لانه لكلك را ادراك كنيم.
روي قانون چمن پا نگذاريم.
در موستان گره ذايقه را باز كنيم.
و دهان را بگشاييم اگر ماه در آمد.
و نگوييم كه شب چيز بدي است.
و نگوييم كه شب تاب ندارد خبر از بينش باغ.
و بياريم سبد
ببريم اين همه سرخ ، اين همه سبز.
صبح ها نان و پنيرك بخوريم.
و بكاريم نهالي سر هر پيچ كلام.
و بپاشيم ميان دو هجا تخم سكوت.
و نخوانيم كتابي كه در آن باد نمي آيد
و كتابي كه در آن پوست شبنم تر نيست
و كتابي كه در آن ياخته ها بي بعدند.
و نخواهيم مگس از سر انگشت طبيعت بپرد.
و نخواهيم پلنگ از در خلقت برود بيرون.
و بدانيم اگر كرم نبود ، زندگي چيزي كم داشت.
و اگر خنج نبود ، لطمه ميخورد به قانون درخت.
و اگر مرگ نبود دست ما در پي چيزي مي گشت.
و بدانيم اگر نور نبود ، منطق زنده پرواز دگرگون مي شد.
و بدانيم كه پيش از مرجان خلائي بود در انديشه درياها.
و نپرسيم كجاييم،
بو كنيم اطلسي تازه بيمارستان را.
و نپرسيم كه فواره اقبال كجاست.
و نپرسيم چرا قلب حقيقت آبي است.
و نپرسيم پدرهاي پدرها چه نسيمي، چه شبي داشته اند.
پشت سر نيست فضايي زنده.
پشت سر مرغ نمي خواند.
پشت سر باد نمي آيد.
پشت سر پنجره سبز صنوبر بسته است.
پشت سر روي همه فرفره ها خاك نشسته است.
پشت سر خستگي تاريخ است.
پشت سر خاطره موج به ساحل صدف سر دسكون مي ريزد.
لب دريا برويم،
تور در آب بيندازيم
و بگيريم طراوت را از آب.
ريگي از روي زمين برداريم
وزن بودن را احساس كنيم.
بد نگوييم به مهتاب اگر تب داريم
(ديده ام گاهي در تب ، ماه مي آيد پايين،
مي رسد دست به سقف ملكوت.
ديده ام، سهره بهتر مي خواند.
گاه زخمي كه به پا داشته ام
زير و بم هاي زمين را به من آموخته است.
گاه در بستر بيماري من، حجم گل چند برابر شده است.
و فزون تر شده است ، قطر نارنج ، شعاع فانوس.)
و نترسيم از مرگ
(مرگ پايان كبوتر نيست.
مرگ وارونه يك زنجره نيست.
مرگ در ذهن اقاقي جاري است.
مرگ در آب و هواي خوش انديشه نشيمن دارد.
مرگ در ذات شب دهكده از صبح سخن مي گويد.
مرگ با خوشه انگور مي آيد به دهان.
مرگ در حنجره سرخ - گلو مي خواند.
مرگ مسئول قشنگي پر شاپرك است.
مرگ گاهي ريحان مي چيند.
مرگ گاهي ودكا مي نوشد.
گاه در سايه است به ما مي نگرد.
و همه مي دانيم
ريه هاي لذت ، پر اكسيژن مرگ است.)
در نبنديم به روي سخن زنده تقدير كه از پشت چپر هاي صدا مي شنويم.
پرده را برداريم :
بگذاريم كه احساس هوايي بخورد.
بگذاريم بلوغ ، زير هر بوته كه مي خواهد بيتوته كند.
بگذاريم غريزه پي بازي برود.
كفش ها را بكند، و به دنبال فصول از سر گل ها بپرد.
بگذاريم كه تنهايي آواز بخواند.
چيز بنويسد.
به خيابان برود.
ساده باشيم.
ساده باشيم چه در باجه يك بانك چه در زير درخت.
كار ما نيست شناسايي "راز" گل سرخ ،
كار ما شايد اين است
كه در "افسون" گل سرخ شناور باشيم.
پشت دانايي اردو بزنيم.
دست در جذبه يك برگ بشوييم و سر خوان برويم.
صبح ها وقتي خورشيد ، در مي آيد متولد بشويم.
هيجان ها را پرواز دهيم.
روي ادراك فضا ، رنگ ، صدا ، پنجره گل نم بزنيم.
آسمان را بنشانيم ميان دو هجاي "هستي".
ريه را از ابديت پر و خالي بكنيم.
بار دانش را از دوش پرستو به زمين بگذاريم.
نام را باز ستانيم از ابر،
از چنار، از پشه، از تابستان.
روي پاي تر باران به بلندي محبت برويم.
در به روي بشر و نور و گياه و حشره باز كنيم.
كار ما شايد اين است
كه ميان گل نيلوفر و قرن
پي آواز حقيقت بدويم.
كاشان، قريه چنار، تابستان
اتشک گلابی
|
آتشک از قدیمی ترین بیماری های باکتریائی است که عامل آن باکتری Erwinia Amylovora می باشد و میتواند بیش از 75 نوع درخت و بوته از خانواده Rosacea را مورد حمله قرار دهد . بیماری در درختان سیب و گلابی بیشتر مخرب است . عامل بیماری باکتری عامل بیماری در شانکر های نسبتاً فرو رفته زمستان گذرانی کرده و در بهار، زمانی که دمای محیط مساعد باشد و باران های مکرری روی دهد باکتری شروع به فعالیت کرده و به سرعت زیاد شده و با کمک حشرات ، باران و باد پراکنده می شود . این بیماری بیش از 200 سال است که در آمریکای شمالی شناخته شده ولی کنترل آن بعلت ناشناخته بودن عامل بیماری مشکل بوده است . متاسفانه در حال حاضر هم که عامل بیماری مشخص است به دلایل مشروحه زیر کنترل بیماری مشکل تر شده است. 1- سابقاً در هر هکتار 250 تا 500 درخت کاشته میشد در حالیکه امروزه جهت افزایش محصول 1250 تا 2500 درخت در هکتار کاشته میشود و برای انجام این امر لزوماً درختانی از واریته هائی که قد و قواره مناسب دارند انتخاب می شود که اکثراً در مقابل بیماری حساس هستند . 2- تقاضای بازار خرید و داشتن محصولاتی بظاهر مطلوب باغداران را تشویق میکند که به کاشت واریته های جدیدی اقدام کنند که متاسفانه اکثراً در مقابل بیماری آتشک حساس هستند . 3- داشتن درختان زیاد و محصول بیشتر در واحد سطح احتمالاً موجب نقصان مکانیزم های فیزیولوژیکی طبیعی در دفاع از بیماری ها می گردد . شرایط شیوع بیماری نظر به اینکه بیماری آتشک در درختانی که رشد زیاد دارند شدیدتر است لذا باید در کود دهی (مخصوصاً کودهای ازوته ) توجه بیشتری مبذول گردد . کوددهی نباید تابع برنامه سالیانه باشد بلکه باید دید درخت کی و چه مقدار کود احتیاج دارد . درختان سیب نباید بیش از 25 تا 30 سانتیمتر و درختان گلابی بیش از 15 تا 20سانتیمتر رشد سر شاخه داشته باشند . تجربه نشان داده است که در خاک های سنگین و کمتر آبکش ، درختان حساسیت بیشتری برای بیماری دارند و دلیل این امر میزان زیاد ازت و همچنین آب ذخیره شده در خاک می باشد که موجب رشد زیاد درخت میگردد. میزان ازت در برگ های درختان سیب و گلابی حداکثر 2 تا 2.4 درصد توصیه شده است . حساسیت به بیماری آتشک در خاک های اسیدی که قاعدتاً کلسیم و منیزیوم کمتری دارند بیشتر است . نگهداری سطح زیرین خاک با پ هاش حدود 6 و سطح فوقانی خاک با پ هاش 6.5 تا 7 توصیه شده است . نقصان پتاسیم خاک هم موجب حساسیت است و میزان آن 1.35 تا 1.80 درصد توصیه می شود . شرایط دیگر شیوع بیماری داشتن رطوبت نسبتاً زیاد و باران های مکرر ، دمای 21 تا 27 درجه سانتیگراد ، طولانی بودن دوره گل در شرایط سرد و رطوبی فصل بهار ونیز حضور باکتری در شانکر ها می باشد . علائم بیماری در اوایل بهار ، حدود دو هفته قبل از باز شدن گل ها ، گلبرگ ها آب سوخته ، قهوه ای رنگ و سپس سیاه می شوند و روی درخت باقی می مانند . شاخه های کوچک پژمرده و سیاه رنگ شده و بعضاً با 180 درجه خمیدگی عصائی شکل می شوند . روی بعضی از شاخه های قدیمی که از طریق گل ها و شاخه های کوچک آلوده می شوند شانکر های چروکیده و بعضاً فرو رفته تشکیل می شود که ممکن است شکاف برداشته و چوب زیرین نمایان گردد . مایع کرم رنگی که حامل میلیون ها باکتری می باشد از شانکرها خارج می شود و در شرایط رطوبی بطرف پائین روی تنه و شاخه ها سرازیر می شود . حشرات با این ترشحات آلوده شده و هر کدام با بیش از یکصد هزار باکتری موجب آلودگی گل ها می شود . علائم بیماری روی میوه بستگی به زمان آلودگی دارد. اگر آلودگی زودتر اتفاق بیافتد ، میوه کوچک مانده و تغییر رنگ میدهد و به حالت چروکیده روی درخت باقی می ماند . در صورتیکه دیرتر آلوده شود به اندازه میوه نارس چروکیده نشده و تغییر رنگ نمی دهد .میوه های آلوده که با تگرگ یا حشرات آسیب دیده اند به رنگ های قرمز ، قهوه ای یا سیاه در می آیند . از میوه های آلوده ممکن است قطرات مایع زرد رنگ باکتری خارج شود . چرخه بیماری زمانی که شرایط محیط مساعد شد باکتری در شانکر که از سال گذشته در آن زمستان گذرانی کرده است بسرعت با تقسیم سلولی تکثیر یافته و مایع کرم رنگ، شیرین و چسبنده ای به نام Bacterial Ooze تولید می کند . حشرات باکتری را به گل ها ، برگ ها وشاخه های تازه منتقل می کنند . در بهار و در دمای مساعد بین 18 تا 30 درجه سانتیگراد مدت زمان بین آلودگی و ظهور بیماری حدود 5 روز است . در شاخه های جدید آلودگی بسرعت در حدود روزانه 15 سانتیمتر پیشرفت می کند . باکتری از طریق شاخه های جدید بشاخه های قطورتر و تنه اصلی میرسد و در آنجا با تشکیل شانکر ها زمستان گذرانی می کند تا سال بعد چرخه بیماری را آغاز کند . حشرات از قبیل زنبور ، مورچه ، حشرات پردار ، شته و سوسک به این ترشحات جلب شده و باکتری را به گل های باز شده منتقل می کند . این عمل با کمک باد و باران تشدید می شود . باکتری در گل هاتکثیر یافته و بسرعت بطرف ساقه حرکت می کند و در زمان کوتاهی تمامی گل ها ، برگ ها و میوه ها در محل آلودگی میمیرند . شاخه های جوان نیز از طریق منافذ برگ ها و زخم ها ، آلوده و سیاه رنگ شده و می میرند . قابل توجه است که تنها یک شانکر فعال میتواند میلیون ها باکتری تولید کرده و تمامی باغ را آلوده نمایند . مبارزه 1 ــ هرس نظر به اینکه باکتری در شانکر ها زمستان گذرانی می کند لذا حذف آنها از شدت بیماری در سال بعد جلوگیری می کند . بهتر است هرس در زمستان انجام شود چون زمانیکه برگ ها روی درخت باشند بعضی از شانکر ها قابل رویت نخواهند بود . در بهار یا اوایل تابستان هرس نباید انجام شود زیرا ممکن است موجب سرایت بیماری به قسمت های سالم درخت گردد . شاخه های آلوده 15 سانتیمتر پائین تر از ناحیه سیاه شده حذف شود . هرس شاخه های کوچک ممکن است اواخر تابستان انجام شود ولی حذف شاخه های قطور باید در اواخر زمستان انجام شود زیرا حذف آنها در آن زمان ممکن است موجب رویش جدید باشد . هرس باید در هوای خشک انجام شود و هرس در فصل رویش حداقل 30 سانتیمتر پائین تر از قسمت آلوده که تغییر رنگ یافته است بعمل آید و در صورتیکه فقط چند درخت آلوده وجود داشته باشدممکن است باحذف قسمت های آلوده بطور دقیق ، از اشاعه بیماری به سایر درختان جلوگیری شود . برای جلوگیری از بیماری و شیوع آن لازم است درختان همه روزه مورد بازرسی قرار گیرد و قسمت های آلوده حذف شود. وسایل هرس در فاصله هر برش باید با محلول 10% مایع سفید کننده ضد عفونی شود . در صورتیکه در تنه درختان آلوده ، هرس امکان نداشته باشد ، باید شانکر از 2.5 سانتیمتر ازطرفین زخم و 7 سانتیمتر از بالا و پائین آن با چاقوی تیز تا رسیدن به نسج سالم برداشته شود و با رنگ بوردو پر شود . 2 ــ مبارزه شیمیائی سمپاشی با ترکیب بوردو ( 100ــ 0.75 ــ 0.25 ) شامل 1% روغن قبل از باز شدن شکوفه ها توصیه می شود . Professor of Plant Pathology , The Pensylvania State University ,U.S.A. , 12 May 1999 ـ سمپاشی با ترکیب بوردو باضافه 1% روغن قبل از باز شدن شکوفه ها توصیه می شود . ـ سمپاشی با ترکیب بوردو ( 100ــ 0.75 ــ 0.75 ) قبل از باز شدن شکوفه ها توصیه می شود . University of Illinois , U.S.A.
September 1999 ـ سمپاشی با ترکیب بوردو در اواخر دوره خواب درختان بشرطی که تمامی درخت را بپوشاند توصیه می شود . بهتر است ترکیب بوردو با روغن مخلوط گردد . این سمپاشی بیماری اسکاب سیب را نیز کنترل می کند . Presented by Professor Paul W. Steiner , at the State Horticultural Association of Pennsylvania Annual Meeting . U.S.A. January 2000 ــ برای کنترل آتشک سمپاشی با ترکیب بوردو 1% قبل از شروع زمان رویش و استربتومایسین 100 پی پی ام سه نوبت در زمان گل توصیه می شود . W. Hal Shaffer ,Department of Plant Pathology , University of Missouri , Columbia , U.S.A. 1999 ــ برای کنترل آتشک سمپاشی با ترکیب بوردو 1% باضافه روغن در اواخر دوره خواب درختان توصیه می شود . Utah Plant Diseases Control , U.S.A. February 1993 ــ برای کنترل بیماری آتشک سمپاشی با ترکیب بوردو در دوره خواب درختان توصیه می شود . New Mexico State University , U.S.A. 1999 ــ برای کنترل بیماری آتشک در اواخر زمستان شاخه های آلوده 15 سانتیمتر پائین تر از محل آلودگی هرس شود و با ترکیب بوردو سمپاشی شود . University of Minnesota ,Yard and Garden Clinic , Chad J. Behrendt, Ph.D. and Crystal M. Floyd , U.S.A. 1999 ــ برای کنترل بیماری آتشک سمپاشی با ترکیب بوردو (100 ــ 0.75 ــ 0.25 ) باضافه 1% روغن در اواخر زمستان توصیه می شود . The University of Tennessee , Steve Bost , Professor and Alan Windham , U.S.A. ــ برای کنترل بیماری آتشک سمپاشی با ترکیب بوردو (100 ــ 0.75 ــ 0.25) در دوره گل یک یا دو دفعه بفواصل 4 روز توصیه می شود . The Morton Arboretum , Lisle , Illinis , U.S.A. 2000 Fire Blight Management , U.S.A. ( internet 2002 ) | |
|
یکشنبه 1386/12/12 | آرشیو نظرات | |
خیابان خواب ها
باز بـــوی باورم خـــــاکستریست
واژه هـــای دفتــرم خاکستریست
پیش از ایــنها حـــال دیگر داشـتم
هرچــه میگفتند بـــــاور داشــتم
مــا به رنگی ساده عادت داشتیم
ریشـــه در گنـــج قناعت داشتیم
پیرهـا زهــر هـلاهــل خـورده انــد
عشق ورزان مـهر باطل خـورده اند
باز هم بحث عقیل و مـرتضی ست
آهن تفتــیده ی مــولا کجـــــاست
نه فقط حرفی از آهن مانده است
شمع بیت المال روشن مانده است
با خــــودم گفتم تو عاشق نیستی
آگـــــه از ســــرّ شقـــایق نیستی
غــرق در دریــا شدن کار تو نیست
شیعه مـــولا شــدن کــارتو نیست
بین جــمع ایســـــتاده بـر نمـــــاز
ابن ملجــــم هـــــا فـــراوانند بــاز
..........................................
خواستم چیزی بگویم د یــــر شد
واژه هایم طعــمه ی تکفیــر شـد
قصه ی نـــا گفته بسیار است باز
دردهـــا خـروار خــروار است بـــاز
دستهارا باز در شبـــهای ســـرد
هــــــا کنید ای کودکان دوره گـرد
مژدگــانی ای خیابان خوابــــــــها
می رسد ته مانده ی بشقابــــها
سر به لاک خویش بردیم ای دریغ
نان به نرخ روز خوردیم ای دریــــغ
قصّـه هــای خوب رفت از یادهـــا
بی خبر مـــاند یم از بـــنیادهــــا
صحبت از عدل و عدالت نابجاست
ســــود در بازار ابن الو قــتهاست
...............................................
گفته ام من دردهـــا را بارهـــــــا
خسته ام خسته از این تکرارهـــا
ای کــــه می آیدصدای گــریه ات
نیمه شـــبها از پس د یوار هـــــا
گــــیر خواهد کــــرد روزی روزیت
در گلـــوی مــال مـردم خوارهـــا
من بــه در گفتم ولیکن بشنو ند
نکته هـــا را مـو به مو دیوارهــــا
کرم سیب
کرم سیب (تخم خوار سیب) آفتی جهانی است. در ایران آفت در تمام مناطق کشت سیب دیده می شود. علاوه بر سیب به درختانی چون بــــــــــه، گلابی، زردآلو، خرمالو، گردو، گوجه، آلو، آلوبالو، بادام وانار حمله می کند. کرم سیب در واقع تخم خوار است وبرای رسیدن به دانه از بافت میوه نیز تغذیه می کند. حمله آفت در مراحل اولیه رشد میوه باعث ریزش آن میشود.
بیولوژی:
کرم سیب زمستان را به صورت لارو کامل در داخل پیله های سفیدرنگ ضخیم می گذراند.لارو درون پیله، در بهارتبدیل به شفیره می شود و همزمان با پایان یافتن دوره گلدهی دوران شفیرگی هم به اتمام میرسد وحشرات بالغ ظاهر می شوند. حشرات بالغ از شهد گلها استفاده می کنند. این حشرات روی کاسبرگ، گلبرگ، نهنج و حتی سرشاخه ها معمولاً انفرادی(2تا3تایی) تخم می گذارند. لاروهای نسل اول از دم میوه وارد میشوند و لاروهای نسل بعد از هر جای دیگر وارد میشوند.تعدادنسل کرم سیب به دو عامل درجه حرارت و طول روشنایی روز بستگی دارد. در فارس 2-3 نسل دارد.
کنــتــرل آفت کرم ســــیب:
کاربرد Sexpheromon(Codlemon) نام تجاری فرمون کرم سیب در IPM به سه روش:
الف. پیش آگاهی Monitoring: در این روش کپسولهای حاوی فرمون مصنوعی در تله ها تعبیه می شوند و شب پره هایی که آماده جفت گیری هستند را شکار می نماید. این شیوه به آماربرداری دقیق و مرتب نیاز دارد. با کمک این روش تعداد دفعات سمپاشی کاهش می یابد. باید توجه داشت آمار تله ها را برای دقت عمل بیشتر با فنولوژی گیاه و درجه حرارت موثر(dd ) تطبیق میدهند.
ب. اختلال در جفتگیری Mating disruption: در این روش سطح باغ را بوسیله فرمونهای مصنوعی بصورت اشباعی پوشش می دهند. در این روش پروانه های نر ازبین نرفته و تنها از جفت گیری باز می مانند.
ج. شکار انبوه Mass trapping: در این روش تعداد زیادی تله فرمونی بکار می رود. بدین طریق تعداد زیادی از پروانه های نــــر گرفتار می شوند(کاهش جفتگیری و تخم گذاری). کاربرد میکروارگانیسم های بیماری زا مانند: ویروس گرانولوسیس کرم سیب C.P.G.V با نام تجاری Granupom & Carpovirusin استفاده از زنبورهای پارازیتوئید تخم کرم سیب مانند : Trichogramma cacoeciaeوT.evanescens و T. embryophagum
کنترل شیمیائی: فوزالن(زولون)EC35% 1.5 در هزار؛ آزینفوس متیل(گوزاتیون)EC20% 2 درهزار؛ دیازینونEC60% 1 درهزار؛ دیازینونWP40% 1.5درهزار؛ اتریمفوس(اکامت) EC50% 1در هزار؛ آزینفوس متیلWP20% 2در هزار.
توصیه: زمان مبارزه با آفت براساس اطلاعیه های پیش آگاهی(معمولاً در پیک پرواز و لاروهای سنین پائین پیش از نفوذ به داخل میوه)
1) پاک کردن و ازبین بردن پوسته های درخت (از بین بردن پناهگاه زمستانی آفت)
2) بستن گونی دور تنه درخت و بازدید مرتب آن وازبین بردن لاروهایی که جهت شفیره شدن به این محلها پناه می آورند.
3) از بین بردن میوه های آلوده در سراسر سال. منبع
پسيل پسته (شيره خشك) Agonoscena pistaciae
Agonoscena pistaciae
(Hom: Psyllidae)
به پسته اهلي و وحشي خسرت فراوان ميزند. اين حشره عسلك فراواني دفع مينمايد كه به سرعت در مجاورت هوا خشك شده و سفيد ميشود به همين لحاظ اين آفت را به زبان محلي شيره خشك مينامند.
زيستشناسي
حشرات كامل زمستان گذران پسيل از اوايل فروردين ماه روي درختان مستقر ميشوند. اين حشرات نسب به حشرات كامل تابستانه قدرت پرواز بيشتري داشته، آلودگي گستردهتري در باغها ايجاد ميكنند. پس از جفتگيري به محض باز شدن جوانههاي خوشه و برگ روي آنها تخمريزي مينمايند. تخمها به تعداد 50 تا 60 عدد، به صورت انفرادي يا دستهاي و به اشكل مختلف مانند نيم دايره، مارپيچ و غيره در سطح برگ و بيشتر نزديك به رگبرگها گذاشته ميشوند.
تخمها معمولاً 5 تا 10 روز بعد تفريخ ميشوند. پورهها از اوايل ارديبهشت شروع به فعاليت و تغذيه ميكنند. طول دوره پورگي معمولاً 20 روز بوده و حشرات كامل نسل اول از اواخر دهه دوم ارديبهشت ماه به تعداد زياد در باغ ظاهر ميشوند. ارقام مختلف پسته نسبت به آلودگي پسيل پسته حساسيت متفاوت دارند. به طور كلي هر چه برگ درختان نازكتر، لطيفتر، پهنتر و بزرگتر باشد گرايش بيشتري براي جذب حشرات كامل پسيل و تخمريزي ايجاد ميكند. رقم اكبري نسبت به ساير ارقام حساستر و رقم اوحدي مقاومتر است. پورههاي نسل دوم از اوايل خرداد تا اواخر دهه دوم خردد فعاليت و تغذيه ميكنند. تحمل درختان در اين زمان نسبت به ساير نسلها در برابر خسارت پوره كمتر است. زيرا رشد رويشي درختان پايان يافته و ميوه شروع به مغز رفتن كرده و جوانهها ظاهراً شكل كامل يافتهاند. در نتيجه خسارت آفت باعث پوكي و ريزش برگ و جوانه ميشود.
خسارت
پورههاي پسيل با فرو بردن خرطوم در سطح برگها از شيره گياهي تغذيه ميكنند. مواد پروتئيني شيره گياهي را جذب نموده و مواد قندي را به صورت شيره دفع مينمايند. اين مواد قندي در مجاورت هوا خشك شده و به آن شكرك گويند. اين مواد چسبنده باعث جذب گرد و خاك شده و شاخه و برگهاي درختان را بدمنظره مينمايد. از دست رفتن شيره گياهي باعث ضعف عمومي درختان پسته و ريزش برگها، جوانهها، دانهاي كوچك و افزايش درصد بوكسي و دهان بستگي ميوه ميشود. خسارت پورههاي پسيل پسته روي درختان در دو زمان بيشتر از ساير مواقع سال است. يكي در خرداد ماه كه باعث ريزش برگها، خوشهها، جوانهها و افزايش ميزان بوكسي و ديگري در مردادماه كه باعث افزايش مقدار دهان بستگي ميگردد.
در صورتيكه جمعيت آفت پسيل حالت طغياني پديدا كند شديداً تداخل نسل يافته و نميتوان تاريخ مشخص براي مراحل زندگي و نسلها اعلام نمود. در شرايط معمولي در نيمه اول هر ماه مرحله پورگي و نيمه دوم هر ماه حشرات كامل در باغها وجود دارند. از نيمه دوم شهريور ماه به تدريج حشرات كامل زمستان گذران در ميان جمعيت آفت ظاهر ميشود. اين حشرات در شكاف درختان، زير پوستكها، لابهلاي كلوخهها، شكاف ديوارها و ساختمانهاي قديمي اطراف باغها زمستان گذراني ميكنند. اين آفت در سال 5 تا 6 نسل ايجاد ميكند.
عوامل و شرايطي كه باعث رشد و افزايش جمعيت پسيل پسته در باغها ميگردد:
1ـ اجراي نوبت اول سمپاشي يا سمپاشي در زمان گلدهي: اين سمپاشي عليه آفاتي مانند پروانه چوبخوار پسته، پروانه ميوه خوار، شپشكهاي پسته، زنجره شيره تر و غيره انجام ميشود. چنانچه در اين سمپاشي از سمومي استفاده شود كه روي آفت پسيل تأثير نداشته باشند باعث افزايش مقاومت و رشد جمعيت پسيل ميگردد.
2ـ چنانچه در نوبت اول از سمومي استفاده شود كه باعث تحريك تخمريزي پسيل و كوتاهتر شدن طول دوره يك نسل گردد (مانند سموم تيوديكارب، متاسيستوكس و فنتيون) پسيل طغيان خواهد كرد.
3ـ سمپاشي مكرر و اختلاط سموم با هم كه باعث حذف كامل دشمنان طبيعي و افزايش جمعيت آفات پسته ميشود.
4ـ اگر از سمومي عليه پسيل پسته استفاده شود كه تأثير كافي در ميزان تلفات آفت نداشته باشد (مانند زولون) باعث افزايش جمعيت ميشود.
5ـ چنانچه سمپاشي باغ در زماني انجام شود كه تمام مراحل زندگي آفت اعم از تخم، پوره و حشره كامل ديده ميشود و همچنين شكرك زيادي در سطح برگها توليد شده باشد تأثير سم كاهش پيدا ميكند و بعد از مدتي جمعيت آفت افزايش پيدا ميكند.
6ـ استفاده زياد از كودهاي شيمايي ازته مخصوصاً اوره و سولفات آمونيوم در ماههاي گرم سال در سطوح كرتها و همچنين كود شيميايي كلروپتاسيم شرايط را براي ازدياد جمعيت فراهم ميكند.
7ـ استفاده از كود مرغي به تنهايي و به مقدار زياد نيز باعث افزايش جمعيت پسيل ميگردد.
8ـ فقير بودن خاك از نظر مواد غذايي و نامناسب بودن بافت خاك نيز از عوامل افزايش جمعيت است، خاكهاي شني و خاكهاي رسي و سخت به دليل عدم جذب و نگهداري رطوبت به اندازه كافي به علت طولاني بودن دوره آبياري سريعتر به آفت آلوده ميگردند.
9ـ ناهموار بودن سطوح كرتها كه باعث ميشود درختاني كه در بلندي قرار دارند به خوبي آبياري نشده و رطوبت كمتري در اختيار داشته باشند.
10ـ عدم استفاده از كودهاي دامي و چالهزني و شخم عميق در باغها به مدت طولاني
11ـ كشت متراكم درختان و رعايت نكردن فواصل مناسب و عمليات هرس
12ـ وجود علفهاي هرز زياد از خردادماه به بعد در باغ
کنتــــرل پسیل پسته:
الفـ استفاده از كارتهاي چسبنده زرد رنگ
كارتهاي زرد رنگ مورد استفاده در باغهاي پسته از جنسهاي مختلف و عمدتاً از جنس پلي اتيلن و پي وي سي است. اندازه كارتها 20*10 سانتيمتر، به قطر 5/0 تا 1 ميليمتر و به وزن حدود 15 گرم است. سطح كارتها به وسيله چسب مخصوص كه از مواد پولي بوتنها همراه با واكس مخصوص و يا اس تي پي و يا مواد ديگري كه حالت چسبندگي خود را 10 تا 15 روز حفظ نمايند آغشته ميگردد. حشرات كامل پسيل به طرف رنگ زرد جلب و به تعداد زياد به سطح كارتها ميچسبند. شكار انبوه حشرات بايد قبل از تخمريزي در سطح برگها انجام شود تا از توليد نسل بعدي آفت جلوگيري به عمل آيد. در هر هكتار 100 تا 400 عدد كارت به كار ميرود. محل نصب كارت در سمت بيروني تاج و به ارتفاع نصف تاج در جهتهاي مختلف است. دو نوبت كارتگذاري در سال كافي به نظر ميرسد. يكي در دهه دوم فروردين ماه كه اين نوبت آفت زنجره پسته را نيز كنترل ميكند و ديگري در نيمه دوم تيرماه ميباشد. پس از پايان دوره كارتگذاري بايد كارتها را از روي درختان جمعآوري و سطح آنها را در صورت استفاده از چسب مخصوص توسط آب گرم همراه با مقدار كمي الكل اتيليك و در صورت استفاده از اس تي پي با دستمال آغشته به چند قطره نفت تميز كرد.
بـ دشمنان طبيعي
داراي دشمنان طبيعي گوناگوني است كه زنبور پارازيتوئيد Psyllaephagus pistaciae از خانواده Encyrtidae همزمان با ظهور پورههاي نسل اول در باغها ظاهر و به پورههاي پسيل به خصوص در سنين 4 و 5 حمله نموده و آنها را موميايي ميكند.
جـ عمليات زراعي
1ـ شخم زمستانه و پاشكني درختان 2ـ كوددهي و چاله زني 3ـ اصلاح بافت خاك 4ـ آبياري مناسب 5ـ تغذيه مناسب 6ـ رعايت فاصله كشت و تراكم 7ـ هرس و خشكبري 8ـ مبازه با علفهاي هرز 9ـ كاشت رقم مناسب 10ـ استفاده از سيستم آبياري تحت فشار
دـ کنترل شيميايي
دارتون يا مارشال به نسبت 2 تا 2.5 در هزار يا مايع ظرفشويي به نسبت 3 در هزار به تنهايي پورههاي پسيل پسته را كشته و از بين ميبرد، همچنين تا حدودي روي تخم نيز تأثير دارد. آمیتراز و کنسالت خاصیت ناباروری حشرات کامل را دارد. از مخلوط كردن مايع ظرفشويي با سموم خودداري شود زيرا PH آن قليايي است و باعث كاهش تأثير كشندگي سموم ميگردد.در صورت امکان از اواسط مرداد به بعد سمپاشی انجام نگیرد.
1. آمیتراز(مایتاک) EC20% و 1.5- 1 در هزار
2. ایمیداکلوپراید(کونفیدور) SC35% و 4/. در هزار
3. فلوفنوکسورون(کاسکید) DC5% و 5/. در هزار
4. هگزافلومورون(کنسالت) EC10% و 7/.- 5/. در هزار
5. دارتون EC21.7% و 1.5 دهزار
6. اندوسولفان EC35% و 1.5 درهزار
پسيل پسته (شيره خشك) Agonoscena pistaciae
Agonoscena pistaciae
(Hom: Psyllidae)
به پسته اهلي و وحشي خسرت فراوان ميزند. اين حشره عسلك فراواني دفع مينمايد كه به سرعت در مجاورت هوا خشك شده و سفيد ميشود به همين لحاظ اين آفت را به زبان محلي شيره خشك مينامند.
زيستشناسي
حشرات كامل زمستان گذران پسيل از اوايل فروردين ماه روي درختان مستقر ميشوند. اين حشرات نسب به حشرات كامل تابستانه قدرت پرواز بيشتري داشته، آلودگي گستردهتري در باغها ايجاد ميكنند. پس از جفتگيري به محض باز شدن جوانههاي خوشه و برگ روي آنها تخمريزي مينمايند. تخمها به تعداد 50 تا 60 عدد، به صورت انفرادي يا دستهاي و به اشكل مختلف مانند نيم دايره، مارپيچ و غيره در سطح برگ و بيشتر نزديك به رگبرگها گذاشته ميشوند.
تخمها معمولاً 5 تا 10 روز بعد تفريخ ميشوند. پورهها از اوايل ارديبهشت شروع به فعاليت و تغذيه ميكنند. طول دوره پورگي معمولاً 20 روز بوده و حشرات كامل نسل اول از اواخر دهه دوم ارديبهشت ماه به تعداد زياد در باغ ظاهر ميشوند. ارقام مختلف پسته نسبت به آلودگي پسيل پسته حساسيت متفاوت دارند. به طور كلي هر چه برگ درختان نازكتر، لطيفتر، پهنتر و بزرگتر باشد گرايش بيشتري براي جذب حشرات كامل پسيل و تخمريزي ايجاد ميكند. رقم اكبري نسبت به ساير ارقام حساستر و رقم اوحدي مقاومتر است. پورههاي نسل دوم از اوايل خرداد تا اواخر دهه دوم خردد فعاليت و تغذيه ميكنند. تحمل درختان در اين زمان نسبت به ساير نسلها در برابر خسارت پوره كمتر است. زيرا رشد رويشي درختان پايان يافته و ميوه شروع به مغز رفتن كرده و جوانهها ظاهراً شكل كامل يافتهاند. در نتيجه خسارت آفت باعث پوكي و ريزش برگ و جوانه ميشود.
خسارت
پورههاي پسيل با فرو بردن خرطوم در سطح برگها از شيره گياهي تغذيه ميكنند. مواد پروتئيني شيره گياهي را جذب نموده و مواد قندي را به صورت شيره دفع مينمايند. اين مواد قندي در مجاورت هوا خشك شده و به آن شكرك گويند. اين مواد چسبنده باعث جذب گرد و خاك شده و شاخه و برگهاي درختان را بدمنظره مينمايد. از دست رفتن شيره گياهي باعث ضعف عمومي درختان پسته و ريزش برگها، جوانهها، دانهاي كوچك و افزايش درصد بوكسي و دهان بستگي ميوه ميشود. خسارت پورههاي پسيل پسته روي درختان در دو زمان بيشتر از ساير مواقع سال است. يكي در خرداد ماه كه باعث ريزش برگها، خوشهها، جوانهها و افزايش ميزان بوكسي و ديگري در مردادماه كه باعث افزايش مقدار دهان بستگي ميگردد.
در صورتيكه جمعيت آفت پسيل حالت طغياني پديدا كند شديداً تداخل نسل يافته و نميتوان تاريخ مشخص براي مراحل زندگي و نسلها اعلام نمود. در شرايط معمولي در نيمه اول هر ماه مرحله پورگي و نيمه دوم هر ماه حشرات كامل در باغها وجود دارند. از نيمه دوم شهريور ماه به تدريج حشرات كامل زمستان گذران در ميان جمعيت آفت ظاهر ميشود. اين حشرات در شكاف درختان، زير پوستكها، لابهلاي كلوخهها، شكاف ديوارها و ساختمانهاي قديمي اطراف باغها زمستان گذراني ميكنند. اين آفت در سال 5 تا 6 نسل ايجاد ميكند.
عوامل و شرايطي كه باعث رشد و افزايش جمعيت پسيل پسته در باغها ميگردد:
1ـ اجراي نوبت اول سمپاشي يا سمپاشي در زمان گلدهي: اين سمپاشي عليه آفاتي مانند پروانه چوبخوار پسته، پروانه ميوه خوار، شپشكهاي پسته، زنجره شيره تر و غيره انجام ميشود. چنانچه در اين سمپاشي از سمومي استفاده شود كه روي آفت پسيل تأثير نداشته باشند باعث افزايش مقاومت و رشد جمعيت پسيل ميگردد.
2ـ چنانچه در نوبت اول از سمومي استفاده شود كه باعث تحريك تخمريزي پسيل و كوتاهتر شدن طول دوره يك نسل گردد (مانند سموم تيوديكارب، متاسيستوكس و فنتيون) پسيل طغيان خواهد كرد.
3ـ سمپاشي مكرر و اختلاط سموم با هم كه باعث حذف كامل دشمنان طبيعي و افزايش جمعيت آفات پسته ميشود.
4ـ اگر از سمومي عليه پسيل پسته استفاده شود كه تأثير كافي در ميزان تلفات آفت نداشته باشد (مانند زولون) باعث افزايش جمعيت ميشود.
5ـ چنانچه سمپاشي باغ در زماني انجام شود كه تمام مراحل زندگي آفت اعم از تخم، پوره و حشره كامل ديده ميشود و همچنين شكرك زيادي در سطح برگها توليد شده باشد تأثير سم كاهش پيدا ميكند و بعد از مدتي جمعيت آفت افزايش پيدا ميكند.
6ـ استفاده زياد از كودهاي شيمايي ازته مخصوصاً اوره و سولفات آمونيوم در ماههاي گرم سال در سطوح كرتها و همچنين كود شيميايي كلروپتاسيم شرايط را براي ازدياد جمعيت فراهم ميكند.
7ـ استفاده از كود مرغي به تنهايي و به مقدار زياد نيز باعث افزايش جمعيت پسيل ميگردد.
8ـ فقير بودن خاك از نظر مواد غذايي و نامناسب بودن بافت خاك نيز از عوامل افزايش جمعيت است، خاكهاي شني و خاكهاي رسي و سخت به دليل عدم جذب و نگهداري رطوبت به اندازه كافي به علت طولاني بودن دوره آبياري سريعتر به آفت آلوده ميگردند.
9ـ ناهموار بودن سطوح كرتها كه باعث ميشود درختاني كه در بلندي قرار دارند به خوبي آبياري نشده و رطوبت كمتري در اختيار داشته باشند.
10ـ عدم استفاده از كودهاي دامي و چالهزني و شخم عميق در باغها به مدت طولاني
11ـ كشت متراكم درختان و رعايت نكردن فواصل مناسب و عمليات هرس
12ـ وجود علفهاي هرز زياد از خردادماه به بعد در باغ
کنتــــرل پسیل پسته:
الفـ استفاده از كارتهاي چسبنده زرد رنگ
كارتهاي زرد رنگ مورد استفاده در باغهاي پسته از جنسهاي مختلف و عمدتاً از جنس پلي اتيلن و پي وي سي است. اندازه كارتها 20*10 سانتيمتر، به قطر 5/0 تا 1 ميليمتر و به وزن حدود 15 گرم است. سطح كارتها به وسيله چسب مخصوص كه از مواد پولي بوتنها همراه با واكس مخصوص و يا اس تي پي و يا مواد ديگري كه حالت چسبندگي خود را 10 تا 15 روز حفظ نمايند آغشته ميگردد. حشرات كامل پسيل به طرف رنگ زرد جلب و به تعداد زياد به سطح كارتها ميچسبند. شكار انبوه حشرات بايد قبل از تخمريزي در سطح برگها انجام شود تا از توليد نسل بعدي آفت جلوگيري به عمل آيد. در هر هكتار 100 تا 400 عدد كارت به كار ميرود. محل نصب كارت در سمت بيروني تاج و به ارتفاع نصف تاج در جهتهاي مختلف است. دو نوبت كارتگذاري در سال كافي به نظر ميرسد. يكي در دهه دوم فروردين ماه كه اين نوبت آفت زنجره پسته را نيز كنترل ميكند و ديگري در نيمه دوم تيرماه ميباشد. پس از پايان دوره كارتگذاري بايد كارتها را از روي درختان جمعآوري و سطح آنها را در صورت استفاده از چسب مخصوص توسط آب گرم همراه با مقدار كمي الكل اتيليك و در صورت استفاده از اس تي پي با دستمال آغشته به چند قطره نفت تميز كرد.
بـ دشمنان طبيعي
داراي دشمنان طبيعي گوناگوني است كه زنبور پارازيتوئيد Psyllaephagus pistaciae از خانواده Encyrtidae همزمان با ظهور پورههاي نسل اول در باغها ظاهر و به پورههاي پسيل به خصوص در سنين 4 و 5 حمله نموده و آنها را موميايي ميكند.
جـ عمليات زراعي
1ـ شخم زمستانه و پاشكني درختان 2ـ كوددهي و چاله زني 3ـ اصلاح بافت خاك 4ـ آبياري مناسب 5ـ تغذيه مناسب 6ـ رعايت فاصله كشت و تراكم 7ـ هرس و خشكبري 8ـ مبازه با علفهاي هرز 9ـ كاشت رقم مناسب 10ـ استفاده از سيستم آبياري تحت فشار
دـ کنترل شيميايي
دارتون يا مارشال به نسبت 2 تا 2.5 در هزار يا مايع ظرفشويي به نسبت 3 در هزار به تنهايي پورههاي پسيل پسته را كشته و از بين ميبرد، همچنين تا حدودي روي تخم نيز تأثير دارد. آمیتراز و کنسالت خاصیت ناباروری حشرات کامل را دارد. از مخلوط كردن مايع ظرفشويي با سموم خودداري شود زيرا PH آن قليايي است و باعث كاهش تأثير كشندگي سموم ميگردد.در صورت امکان از اواسط مرداد به بعد سمپاشی انجام نگیرد.
1. آمیتراز(مایتاک) EC20% و 1.5- 1 در هزار
2. ایمیداکلوپراید(کونفیدور) SC35% و 4/. در هزار
3. فلوفنوکسورون(کاسکید) DC5% و 5/. در هزار
4. هگزافلومورون(کنسالت) EC10% و 7/.- 5/. در هزار
5. دارتون EC21.7% و 1.5 دهزار
6. اندوسولفان EC35% و 1.5 درهزار
پسيل پسته (شيره خشك) Agonoscena pistaciae
Agonoscena pistaciae
(Hom: Psyllidae)
به پسته اهلي و وحشي خسرت فراوان ميزند. اين حشره عسلك فراواني دفع مينمايد كه به سرعت در مجاورت هوا خشك شده و سفيد ميشود به همين لحاظ اين آفت را به زبان محلي شيره خشك مينامند.
زيستشناسي
حشرات كامل زمستان گذران پسيل از اوايل فروردين ماه روي درختان مستقر ميشوند. اين حشرات نسب به حشرات كامل تابستانه قدرت پرواز بيشتري داشته، آلودگي گستردهتري در باغها ايجاد ميكنند. پس از جفتگيري به محض باز شدن جوانههاي خوشه و برگ روي آنها تخمريزي مينمايند. تخمها به تعداد 50 تا 60 عدد، به صورت انفرادي يا دستهاي و به اشكل مختلف مانند نيم دايره، مارپيچ و غيره در سطح برگ و بيشتر نزديك به رگبرگها گذاشته ميشوند.
تخمها معمولاً 5 تا 10 روز بعد تفريخ ميشوند. پورهها از اوايل ارديبهشت شروع به فعاليت و تغذيه ميكنند. طول دوره پورگي معمولاً 20 روز بوده و حشرات كامل نسل اول از اواخر دهه دوم ارديبهشت ماه به تعداد زياد در باغ ظاهر ميشوند. ارقام مختلف پسته نسبت به آلودگي پسيل پسته حساسيت متفاوت دارند. به طور كلي هر چه برگ درختان نازكتر، لطيفتر، پهنتر و بزرگتر باشد گرايش بيشتري براي جذب حشرات كامل پسيل و تخمريزي ايجاد ميكند. رقم اكبري نسبت به ساير ارقام حساستر و رقم اوحدي مقاومتر است. پورههاي نسل دوم از اوايل خرداد تا اواخر دهه دوم خردد فعاليت و تغذيه ميكنند. تحمل درختان در اين زمان نسبت به ساير نسلها در برابر خسارت پوره كمتر است. زيرا رشد رويشي درختان پايان يافته و ميوه شروع به مغز رفتن كرده و جوانهها ظاهراً شكل كامل يافتهاند. در نتيجه خسارت آفت باعث پوكي و ريزش برگ و جوانه ميشود.
خسارت
پورههاي پسيل با فرو بردن خرطوم در سطح برگها از شيره گياهي تغذيه ميكنند. مواد پروتئيني شيره گياهي را جذب نموده و مواد قندي را به صورت شيره دفع مينمايند. اين مواد قندي در مجاورت هوا خشك شده و به آن شكرك گويند. اين مواد چسبنده باعث جذب گرد و خاك شده و شاخه و برگهاي درختان را بدمنظره مينمايد. از دست رفتن شيره گياهي باعث ضعف عمومي درختان پسته و ريزش برگها، جوانهها، دانهاي كوچك و افزايش درصد بوكسي و دهان بستگي ميوه ميشود. خسارت پورههاي پسيل پسته روي درختان در دو زمان بيشتر از ساير مواقع سال است. يكي در خرداد ماه كه باعث ريزش برگها، خوشهها، جوانهها و افزايش ميزان بوكسي و ديگري در مردادماه كه باعث افزايش مقدار دهان بستگي ميگردد.
در صورتيكه جمعيت آفت پسيل حالت طغياني پديدا كند شديداً تداخل نسل يافته و نميتوان تاريخ مشخص براي مراحل زندگي و نسلها اعلام نمود. در شرايط معمولي در نيمه اول هر ماه مرحله پورگي و نيمه دوم هر ماه حشرات كامل در باغها وجود دارند. از نيمه دوم شهريور ماه به تدريج حشرات كامل زمستان گذران در ميان جمعيت آفت ظاهر ميشود. اين حشرات در شكاف درختان، زير پوستكها، لابهلاي كلوخهها، شكاف ديوارها و ساختمانهاي قديمي اطراف باغها زمستان گذراني ميكنند. اين آفت در سال 5 تا 6 نسل ايجاد ميكند.
عوامل و شرايطي كه باعث رشد و افزايش جمعيت پسيل پسته در باغها ميگردد:
1ـ اجراي نوبت اول سمپاشي يا سمپاشي در زمان گلدهي: اين سمپاشي عليه آفاتي مانند پروانه چوبخوار پسته، پروانه ميوه خوار، شپشكهاي پسته، زنجره شيره تر و غيره انجام ميشود. چنانچه در اين سمپاشي از سمومي استفاده شود كه روي آفت پسيل تأثير نداشته باشند باعث افزايش مقاومت و رشد جمعيت پسيل ميگردد.
2ـ چنانچه در نوبت اول از سمومي استفاده شود كه باعث تحريك تخمريزي پسيل و كوتاهتر شدن طول دوره يك نسل گردد (مانند سموم تيوديكارب، متاسيستوكس و فنتيون) پسيل طغيان خواهد كرد.
3ـ سمپاشي مكرر و اختلاط سموم با هم كه باعث حذف كامل دشمنان طبيعي و افزايش جمعيت آفات پسته ميشود.
4ـ اگر از سمومي عليه پسيل پسته استفاده شود كه تأثير كافي در ميزان تلفات آفت نداشته باشد (مانند زولون) باعث افزايش جمعيت ميشود.
5ـ چنانچه سمپاشي باغ در زماني انجام شود كه تمام مراحل زندگي آفت اعم از تخم، پوره و حشره كامل ديده ميشود و همچنين شكرك زيادي در سطح برگها توليد شده باشد تأثير سم كاهش پيدا ميكند و بعد از مدتي جمعيت آفت افزايش پيدا ميكند.
6ـ استفاده زياد از كودهاي شيمايي ازته مخصوصاً اوره و سولفات آمونيوم در ماههاي گرم سال در سطوح كرتها و همچنين كود شيميايي كلروپتاسيم شرايط را براي ازدياد جمعيت فراهم ميكند.
7ـ استفاده از كود مرغي به تنهايي و به مقدار زياد نيز باعث افزايش جمعيت پسيل ميگردد.
8ـ فقير بودن خاك از نظر مواد غذايي و نامناسب بودن بافت خاك نيز از عوامل افزايش جمعيت است، خاكهاي شني و خاكهاي رسي و سخت به دليل عدم جذب و نگهداري رطوبت به اندازه كافي به علت طولاني بودن دوره آبياري سريعتر به آفت آلوده ميگردند.
9ـ ناهموار بودن سطوح كرتها كه باعث ميشود درختاني كه در بلندي قرار دارند به خوبي آبياري نشده و رطوبت كمتري در اختيار داشته باشند.
10ـ عدم استفاده از كودهاي دامي و چالهزني و شخم عميق در باغها به مدت طولاني
11ـ كشت متراكم درختان و رعايت نكردن فواصل مناسب و عمليات هرس
12ـ وجود علفهاي هرز زياد از خردادماه به بعد در باغ
کنتــــرل پسیل پسته:
الفـ استفاده از كارتهاي چسبنده زرد رنگ
كارتهاي زرد رنگ مورد استفاده در باغهاي پسته از جنسهاي مختلف و عمدتاً از جنس پلي اتيلن و پي وي سي است. اندازه كارتها 20*10 سانتيمتر، به قطر 5/0 تا 1 ميليمتر و به وزن حدود 15 گرم است. سطح كارتها به وسيله چسب مخصوص كه از مواد پولي بوتنها همراه با واكس مخصوص و يا اس تي پي و يا مواد ديگري كه حالت چسبندگي خود را 10 تا 15 روز حفظ نمايند آغشته ميگردد. حشرات كامل پسيل به طرف رنگ زرد جلب و به تعداد زياد به سطح كارتها ميچسبند. شكار انبوه حشرات بايد قبل از تخمريزي در سطح برگها انجام شود تا از توليد نسل بعدي آفت جلوگيري به عمل آيد. در هر هكتار 100 تا 400 عدد كارت به كار ميرود. محل نصب كارت در سمت بيروني تاج و به ارتفاع نصف تاج در جهتهاي مختلف است. دو نوبت كارتگذاري در سال كافي به نظر ميرسد. يكي در دهه دوم فروردين ماه كه اين نوبت آفت زنجره پسته را نيز كنترل ميكند و ديگري در نيمه دوم تيرماه ميباشد. پس از پايان دوره كارتگذاري بايد كارتها را از روي درختان جمعآوري و سطح آنها را در صورت استفاده از چسب مخصوص توسط آب گرم همراه با مقدار كمي الكل اتيليك و در صورت استفاده از اس تي پي با دستمال آغشته به چند قطره نفت تميز كرد.
بـ دشمنان طبيعي
داراي دشمنان طبيعي گوناگوني است كه زنبور پارازيتوئيد Psyllaephagus pistaciae از خانواده Encyrtidae همزمان با ظهور پورههاي نسل اول در باغها ظاهر و به پورههاي پسيل به خصوص در سنين 4 و 5 حمله نموده و آنها را موميايي ميكند.
جـ عمليات زراعي
1ـ شخم زمستانه و پاشكني درختان 2ـ كوددهي و چاله زني 3ـ اصلاح بافت خاك 4ـ آبياري مناسب 5ـ تغذيه مناسب 6ـ رعايت فاصله كشت و تراكم 7ـ هرس و خشكبري 8ـ مبازه با علفهاي هرز 9ـ كاشت رقم مناسب 10ـ استفاده از سيستم آبياري تحت فشار
دـ کنترل شيميايي
دارتون يا مارشال به نسبت 2 تا 2.5 در هزار يا مايع ظرفشويي به نسبت 3 در هزار به تنهايي پورههاي پسيل پسته را كشته و از بين ميبرد، همچنين تا حدودي روي تخم نيز تأثير دارد. آمیتراز و کنسالت خاصیت ناباروری حشرات کامل را دارد. از مخلوط كردن مايع ظرفشويي با سموم خودداري شود زيرا PH آن قليايي است و باعث كاهش تأثير كشندگي سموم ميگردد.در صورت امکان از اواسط مرداد به بعد سمپاشی انجام نگیرد.
1. آمیتراز(مایتاک) EC20% و 1.5- 1 در هزار
2. ایمیداکلوپراید(کونفیدور) SC35% و 4/. در هزار
3. فلوفنوکسورون(کاسکید) DC5% و 5/. در هزار
4. هگزافلومورون(کنسالت) EC10% و 7/.- 5/. در هزار
5. دارتون EC21.7% و 1.5 دهزار
6. اندوسولفان EC35% و 1.5 درهزار
سن لیگوس

اين حشره با نام علمي Lygus pratensis به طول 6 ميليمتر ، داراي بدني به رنگ مايل به زرد با لكه هاي قهوه اي مايل به قرمز مي باشد. بر روي سپرچه علامت زرد رنگي به شكل V وجود دارد .
اين حشره با مكيدن از جوانه، گل و ميوه به گياهان ميزبان خسارت وارد مي كند. محلهاي مكش در روي ميوه سفت شده و در روي انرامها نيز به خشكيدن نسوج منجر مي گردد.
اين حشره يكي از آفات زيتون، مو، پنبه، چغندر قند، گياهان زينتي و غيره محسوب مي شود.
ملخ مهاجر دریایی

نام علمی:
Schistocerca gregaria
معرفی آفت:
موطن اصلی آن سودان و برخی از کشورهای آسیایی و آفریقایی چون عربستان وپاکستان میباشد.به دلیل اینکه از روی خلیج فارس پرواز کرده و خود را به ایران می رساند ملخ دریایی نام دارد. دستجات مختلف ملخ ،پوره هاو حشرات بالغ و نا بالغ هر گیاه سبزی را اعم از علوفه،غلات،صیفی جات،درختان مثمر و غیر مثمر را که در سر راه خودببینند از بین می برند و یک آفت بسیار پلی فاژ میباشد.
ملخ صحرایی کپسول تخم ندارد و تخمهای خود را در دسته های 20-100 تایی در خاک به شکل خوشه انگور بهم می چسباند.هر حشره ماده 8تا 12 مرتبه تخمریزی می نمایدو جمعاً 800 تا 1000 تخم می گذارد.دوره نشو و نمای جنینی حدود 24 ساعت می باشد.سپس پوره خزنده ظاهر می شود . پس از 24 ساعت پوره سن 1 خارج می شود.حداکثر دوران پورگی 45 روز و در شرایط نامساعد 2 ماه بطول می انجامد.
زیست شناسی:
کانون دایمی ملخ صحرایی عمدتاً صحراههای شرق آفریقا،شرق پاکستان وغرب هندوستان است.در این مناطق که غالباً در کمربند بارانهای موسمی قرار دارد این ملخها در فاز انفرادی زندگی می کنند.اگر پس از چند سال مساعد،خشکسالی بروز کند ملخها حالت طبیعی خود را از دست میدهنذ و طی چندین نسل به حالت مهاجر در می آید. بدین ترتیب که در سالهای مساعد به دلیل غنی بودن پوشش گیاهی با حداکثر ظرفیت به زادو ولد پرداخته و جمعیت آنها زیاد می شود.ذر سالهای خشکسالی پوشش گیاهی به لکه ها وقطعات پراکنده محدود می شود لذا ملخها به این لکه ها هجوم آورده و پس از تمام شدن پوشش سبز این لکه ها،از لکه ای به لکه دیگر و منطقه ای به منطقه دیگر می روند می روند.این تغییر رفتار با تغییر تدریجی مرفولوژیک همراه است. این تغییرات شامل تغییر رنگ،تغییر وضعیت صفحه های پشت سینه،تغییر وضع بالها،پاهاوحتی کپسول سر می باشد.بطوری که کارشناسان می توانند از روی همین تغییرات خطر هجوم ملخها را پیش بینی کنند.این ملخ دارای 2 نسل کامل و یک ناقص می باشد.
کنترل
ملخ صحرایی جزو آفات عمومی بوده و کلیه عملیات مبارزه بر عهده سازمان حفظ نباتات و وزارت کشاورزی است.تغییرات این آفت در نواحی مختلف مناطق انتشار آن توسط سازمان بین المللی دفع ملخAnti-Locust Research Center که در لندن قرار دارد و همچنین سازمان خواروبار جهانی F.A.O کنترل می گردد.
1- مبارزه بیولوژیک: استفاده از پرندگانی چون سار گلو قرمز Pastor roseus ،سوسکهای خانواذه Meloidea که پارازیت تخم این آفت هستند.
2-مبارزه شیمیایی:
الف:طعمه پاشی
ب:محلول پاشی
ج:ماشینهای اگزست و هواپیما .
خصوصیات خانواده پروانه ها
پروانهها
پروانهها (Lepidoptera)
پروانهها حشراتي هستند كه تقريباً همه مردم آنها را ميشناسند و داراي چهار بال هستند كه سطح بالها بوسيله پولك پوشيده شده است. لارو همه گونههاي پروانهها به استثنا چند گونه محدود از گياهان مختلف تغذيه ميكنند. تعدادي از گونهها در اين راسته از آفات بسيار مهم درختان ميوه و تعداد معدود ديگر در شرايط گلخانهاي جزء آفات گياهان زينتي به شمار ميروند.
براي شناسايي و تفكيك گروههاي مختلف پروانهها، دو ويژگي مهم الف) رگبندي بال و ب) مكانيسم جفتشدن بالهاي جلو و عقب به هنگام پرواز قابل توجه است. رگبندي بال در پروانهها نسبتاً ساده و تعداد رگهاي عرضي و طولي كم است.
در پروانهها چهار مكانيسم براي جفت شدن بالهاي جلو و عقب به هنگام پرواز وجود دارد كه عبارتند از:
1- فيبولا (Fibula)
2- ژوگوم (Jugum)
3- فرنيلوم (Frenulum)
4- هيمورال اَنگِل (Humeral angle)
عمده پروانههاي روز پروازي كه در طبيعت مشاهده ميشوند داراي مكانيسم هيمورال انگل هستند. لارو پروانهها بصورتهاي مختلفي از گياهان تغذيه ميكنند. تعدادي از آنها آزادانه از قسمتهاي مختلف گياه مانند برگ، ميوه يا گل تغذيه ميكنند و يا در داخل شاخه و تنه درختان بافت چوبي گياه را استفاده ميكنند. تعداد معدودي از گونهها هم جزء آفات انباري هستند و در شرايط انباري از انواع خشكبار تغذيه ميكنند.
راسته لپيدوپترا به پنج زير راسته تقسيم ميشود كه عبارتند از:
1. زوگلوپترا (Zeugloptera) ؛ تنها پروانههايي هستند كه داراي آرواره بالا ميباشند. بنابراين توانايي تغذيه از مواد جامد مثل گرده گلها را دارند و اين ويژگي در ساير پـروانـههـا ديــده نميشـود. در ايـن زيـر راستــه خـانـواده ميـكروپـتريـژيـده (Micropterygidae) حائز اهميت است.
2. زير راسته داكنونيفا (Dacnonypha) ؛ گرچه حشرات كامل داراي آرواره هستند ولي آروارههايشان غيرفعال است. در واقع گالههاي مربوط به هر يك از آروارههاي پايين بهم متصل شده و خرطوم را بوجود آوردهاند كه بوسيله آن از مواد مايع تغذيه ميكنند.
3. زير راسته اكسوپوريا (Exoporia) ؛ در اين راسته خانوادهاي به نام هيپاليده (Hepialidae) وجود دارد كه از نظر شكل ظاهري شباهت به پروانههاي اسفينژيده (Sphingidae) دارد ولي لاروهاي آنها عموماً از ريشه گياهان تغذيه ميكنند.
4. مونوتريزيا (Monotrysia)؛ تعدادي از گونههاي مونوتريزيا بصورت مينوز فعاليت
ميكنند. مهمترين خانواده اين زير راسته استيگمليده (Stigmellidae) است كه لاروهاي آن از پارانشيم برگهاي گياهان تغذيه ميكنند.
5. بزرگترين زير راسته ديتريسيا (Ditrysia)است؛ عمده پروانهها در اين زير راسته تقسيمبندي ميشوند كه به تعدادي از خانوادههاي آن اشاره ميكنيم:
خانواده تينيئيده (Tineidae) يكي از خانوادههاي زير راسته ديتريسيا است كه عموماً لارو آنها از منسوجات تغذيه ميكنند.
- ليونيتيده(Lyonetidae) و گراسيلاريده (Gracillaridae) نيز مينوز هستند كه لاروهايشان در بين اپيدرم فوقاني و زيرين برگ از پارانشيم برگ گياهان تغذيه ميكنند.
- خانواده پيهريده (Pieridae) كه در واقع روز پرواز بوده و جزء آفات مهم كَلَم هستند. اين خانواده داراي دامنه ميزباني نسبتاً وسيعي هستند و امكان فعاليت آنها در شرايط گلخانهاي روي محصولات گلخانهاي وجود دارد.
- خانواده ليكينيده (Lycaenidae)؛ تعدادي از لاروهاي گونههاي اين خانواده در لانه مورچهها زندگي ميكنند. در واقع مورچهها تعدادي از جمعيت خودشان را در اختيار لارو اين پروانهها قرار ميدهند و اينها هم از مراحل مختلف قبل از بلوغ مورچهها تغذيه ميكنند و توليد عسلك كرده كه مورچهها از عسلك توليد شده توسط اين لارو پروانهها تغذيه ميكنند.
* پروانههاي باتر فلاي (Butterfly) يا پروانههاي روز
1- اسفينجيده (Sphingidae) تعدادي از گونههاي اين خانواده در داخل كندوهاي زنبــور عســل زندگي ميكنـند. گـونـهاي بـه نــام اكـرونتيـا اوتـروپـوس (Acherontia atropos) جزء آفات مهم زنبور عسل به شمار ميرود. گونههاي ديگر اين خانواده از گياهان تغذيه ميكنند. ويژگي بارز لاروها داشتن شاخي در انتهاي بدن ميباشد كه به شناسايي آنها كمك ميكند.
2- خانواده ساتورنيده (Saturnidae) شامل بزرگترين پروانههاي موجود در ايران ميباشد. گونه پر طاووسي گلابي بزرگترين پروانهاي است كه در ايران وجود دارد.
3- نيمفاليده (Nymphalidae)
4- ساتي رئيده (Satyridae)
5- پاپيليونيده (Papilionidae)
6- دانائيده(Danaidae)
و تعدادي ديگر از خانوادهها كه لاروشان عموماً در روي گياهان مرتعي و يا درختان ميوه از برگ گياهان تغذيه ميكنند. اين پروانهها جزء آفات هم محسوب نميشوند و تحت كنترل دشمنان طبيعي هستند.
بسياري از پروانههاي روز پرواز جزء آفات مهم نيستند ولي تعدادي از پروانههاي شب پرواز تحت نام موس (Moths)در خانوادههاي نوكتوئيده (Noctuidae) و پيراليده(Pyralidae) از آفات بسيار مهم محصولات زراعي و گياهي مختلف هستند
بطور كلي جمعيت موجودات بوسيله دو دسته از عوامل كنترل ميشوند.
الف) عوامل طبيعي مثل سرما؛
ب) دشمنان طبيعي.
به همين دليل در گذشته كشاورزان در زمستان زمينهايشان را آب ميدادند تا زمين يخ ببندد و بسياري از شفيره آفات مهم كه در داخل خاك زندگي ميكردند به اين طريق از بين بروند.
از عوامل كنترل كننده دشمنان طبيعي لارو پروانهها عمدتاً زنبورهاي براكلونيده (Braclonidae) و مگسهاي خانواده تاكي نيده (Tachinidae) ميباشند كه از اهميت زيادي برخوردارند.
جوندگان زیان آور گیاهان زراعی
جوندگان به گروهی از جانوران پستاندار گفته می شود كه از روی خصوصیات دندانها از سایر گروهها متمایز می شوند.

جوندگان به گروهی از جانوران پستاندار گفته می شود كه از روی خصوصیات دندانها از سایر گروهها متمایز می شوند. بدین ترتیب كه در فك پائین دارای جفت و در فك بالا دارای یك یا دو جفت دندان ثنایا می باشند. این دندانها درشت و فاقد ریشه بوده و ارتفاع آن همیشه ثابت است. در این جانوران دندان آسیاب مطلقاً وجود ندارد و جای آنها روی فك خالی و نمایان است. در اغلب جوندگان رودهٔ كور خیلی رشد كرده است.
● از نظر طبقه بندی جوندگان به دو زیر راسته تقسیم می شوند:
الف) زیر راستهٔ Duplicidentata
كه در فك بالا دو جفت دندان ثنایا دارند كه جفت دوم به صورت ستونهای كوچكی در پشت دندانهای جفت اول قرار گرفته اند و خرگوشها از این گروهند.
ب) زیر راستهٔ Sipmlicidentata
كه در فك بالا فقط یك جفت دندان ثنایا دارند. انواع موشها در این گروه طبقه بندی شده اند.
● در زیر فقط به شرح مختصری راجع به گونه هائی از این زیر راسته كه در كشاورزی اهمیت دارند می پردازیم:
▪ موش مغان Microtus Socialis و Microtus arvalis
▪ موش كلاهو Clitellus fulvus
▪ موش تاترا Tatera indica
▪ موش ورامین Nesokia indica
▪ موش سیاه Rathus rathus
▪ موش سیاه Rathus rathus
▪ موش خانگی Mus musculus
▪ مریونها Meriones Spp.
▪ موش شكول Glis-glis Caspicus
● مبارزه با موشها:
۱) تعیین نوع موش:
اول از همه باید نوع موشی را كه در نظر است برای دفع آن مبارزه كنیم، مشخص سازیم. زیرا تا نوع موش مشخص نشود، تعیین نوع مبارزه و طعمه و حتی نوع سم غیر ممكن خواهد بود. مثلاً می دانیم برای مبارزه با موش كا اهو از فتوكسین استفاده می شود و تلفات هم تا ۹۰ درصد می رسد ولی همین سموم را اگر در مبارزه با موش ورامین یا موش مغان به كار برند تلفات حداكثر به ۶۰-۵۰ درصد می رسد و یا برای مبارزه با موش انباری یا موش ورامین حداكثر ۵-۳ درصد فسفوردوزنگ مخلوط می كنند. بنابراین برای انجام یك مبارزه باید قبل از هر چیز نوع موش منطقه را شناخت تا مبارزه با موفقیت انجام شود.
۲) فصل مبارزه:
فصل مبارزه خود اهمیت زیادی دارد. مثلاً برای مبارزه با موش مغان در طول پائیز و زمستان طعمهٔ گندم با فسفوردوزنگ تا ۹۸ درصد تلفات می دهد ولی همین طعمه در بهار ۴۵-۳۵ درصد تلفات وارد می آورد زیرا موشها در این فصل رغبتی به خوردن مواد پر كالری ندارند و در فصل بهار و تابستان طعمه هائی كه براساس علف سبز تهیه می شوند نتیجه بهتری می دهند و یا در موش ورامین در فصل پائیز و زمستان مصرف طعمه با مغز گردو نتیجه مطلوبی می دهد ولی در بهار و تابستان گردپاشی لانه ها تلفاتی تا حدود ۹۹-۹۸ درصد می دهد. بنابراین باید دقت كامل به فصل مبارزه نمود و بعد طرز مبارزه را انتخاب كرد.
۳) محل زندگی موشها:
انتخاب سم بایستی بر حسب محل زندگی موشها باشد. اگر مبارزه در صحرا و دور از آبادی انجام می شود، انتخاب نوع سم آسان است ولی اگر همین موش در محل زندگی انسان و شهرها دیده شود باید حتماً از سمومی كه برای انسان و دام بی خطرند استفاده شود. مثلاً موش خانگی وقتی كه به مزارع حمله می كند می توان از سموم فسفوردوزنگ به نسبت ۳% استفاده كرد ولی اگر این موش در منازل دیده شود باید زا سموم بی خطر مانند تركیبات وارفاین-كومارین و برمولین و غیره استفاده كرد.
۴) غلظت سم:
دستوراتی كه برای مبارزه با موش داده می شود از روی مطالعات زیادی به دست آمده است كه هم از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه باشد و هم مؤثر واقع شود. لذا پیروی از دستورات صادر شده اجباری است. مثلاً موش مغان با اینكه جثه كوچكی دارد در دستورات مبارزه طعمه را با ۱۰ درصد فسفوردوزنگ آلوده می سازند. زیرا با تراكم زیادی كه این موش در هكتار دارد جمع وزن زندهٔ موش در هكتار بالا است و باید طعمه را با دُز حداكثر مصرف كرد. در صورتی كه با مبارزه با موش ورامین كه جثهٔ نسبتاً درشتی دارد، دُز فسفوردوزنگ مصرفی ۵۰ درصد خواهد بود. چون با توجه به تراكم موش در هكتار جمع وزن موجود زنده در هكتار خیلی كمتر از موش اولی است و مصرف سم زیادی از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه نمی باشد.
۵) بیولوژی:
قبل از اقدام به مبارزه، بیولوژی موش مورد نظر را كاملاً مورد توجه قرار دهید تا از نقاط ضعف آن حداكثر استفاده را برای بالا بردن نتیجهٔ مبارزهٔ بدست آورید. مثلاً مبارزه شیمیایی با موش كلاهو یا موش شكول در فصولی كه قسمتی یا همهٔ موشها به خواب زمستانه رفته اند بی نتیجه است و باید از مبارزهٔ مكانیكی استفاده نمود.
۶ ) رعایت كامل اصول زراعی:
برای جلوگیری از خسارت موشها مخصوصاً در باغات و مزارع صیفی، پاك كردن مزارع از علف هرز یا زدن شخم عمیق در پائیز اهمیت زیادی دارد و از تراكم موشها در بهار خواهد كاست.
۷) دقت برای انتخاب ماده برای طعمه:
در این امر در صحرا و برای مبارزه با موشهای صحرائی می توان فرمولهای كلی توصیه كرد. مثلاً می گوییم در مبارزه با موش مغان در فصل زمستان به عنوان طعمه گندم مصرف كرد و در بهار از طعمهٔ سبز استفاده نمود. این دستور كلی است و نتیجهٔ مطلوب هم می دهد. ولی در مبارزه با موشهای خانگی یا انباری وضع اینطور نیست و نمی توان فرمول كلی برای انتخاب طعمه بدست آورد و در هر مورد باید كسی كه مبارزه را سرپرستی می كند قبل از طعمه گذاری با انجام آزمایشهائی نوع طعمه مورد لزوم خانه یا انبار را پیدا كند. اگر موشی در انباری دیده شد باید قبلاً چند نوع ماده بدون سم در گوشه و كنار انبار قرار داد و دو یا سه روز مراقب بود كه موشها به كدام طعمه توجه خواهند داشت. پس از پیدا كردن نوع غذای مورد علاقه موشهای این انبار یا منزل، طعمه را براساس آن ماده تهیه می كنند. در اینجا باید متذكر شد كه موش خانگی یا انباری به انواع غذاهای مختلف دسترسی دارد. اگر كمبودی احساس كند ممكن است از خانه ها و انبارهای مجاور آن را تهیه كند لذا انتخاب طعمه برای اینگونه اماكن ۳-۲ روز مطالعه مقدماتی لازم دارد.
● فرمولهای مبارزه با جوندگان و طرز تهیه آنها:
۱) طعمه گندم مسموم:
برای تهیه طعمه ۱۰۰ كیلوگرم گندم و ۲ لیتر روغن پارافین و ۱۰ كیلو فسفوردوزنگ مورد احتیاج است. برای تهیه اول ۲ لیتر روغن را با ۱۰۰ كیلوگرم گندم با پاروك خوب مخلوط كرده و سپس فسفوردوزنگ را به تدریج به گندم اضافه كرده و با پاروك هم می زنند تا سم با گندم به طور یكنواخت مخلوط شود. از این طعمه برای مبارزه با موش مغان در فصل پائیز و زمستان از قرار ۲-۱.۵ كیلو طعمه در هكتار به طور دست پاش استفاده می كنند. طعمه تهیه شده را در همان روز باید مصرف نمود. اگر بخواهند با این طعمه با موشهای جنس Meriones در پائیز و زمستان استفاده كنند به جای ۱۰ درصد فسفور دوزنگ باید میزان فسفور دوزنگ را تا ۵ درصد تقلیل داد.
چنانچه بخواهند از این طعمه در مبارزه با موش خانگی كه در مزارع زندگی می كنند یا موش جنگلی استفاهد كنند، میزان فسفوردوزنگ را تا ۳ درصد باید پائین آورد.
۲) طعمه با مغز گردو:
۱۰ كیلو مغز گردو و ۲۰۰ گرم روغن پارافین، ۰.۵ كیلو فسفودوزنگ و طرز تهیه مثل طعمه گندم می باشد. این طعمه را می توان در فصل پائیز و زمستان برای مبارزه با موش ورامین در باغات بكار برد. برای این كار طعمه را با قاشقك در داخل لانه های فعال می گذارند. در این روش باید كلیه لانه ها را یك روز قبل از انجام مبارزه كوبید و روز بعد طعمه گذاری را فقط در سوراخهائی كه باز شده اند، یعنی لانه های فعال انجام داد. مقدار مصرف طعمه در یك هكتار حدود ۰.۵ تا یك كیلوگرم طعمه خواهد بود.
۳) طعمهٔ سبز:
علف سبز (هر نوع علف هرز یا گیاه زراعی فرق نمی كند) ۱۰۰ كیلوگرم، فسفوردوزنگ مخلوط با خاكستر یا پودر تالك حدود ۱۰ كیلوگرم در این طریقه ابتدا پودر تالك و فسفوردوزنگ را با هم به خوبی مخلوط می مكنند سپس كارگری كه مجهز به دستكش و ماسك و یك سطل با ظرفیت حدود یك كیلوگرم، كار را شروع می كنند. كارگر ضمن عبور از مزرعه به محض برخورد با لانه فعال، مقداری علف چیده و آن را به اندازهٔ سوراخ خروجی موش گلوله كرده و یك طرف گلوله را با مخلوط سم و تالك آغشته كرده و طرف آلوده با سم را داخل سوراخ موش كرده و راه ورود لانه را می بندد و سراغ سوراخ بعدی می رود. در این روش باید یك روز قب از مبارزه كلیه لانه ها را لگد كوب كرد و روز بعد فقط در سوراخهای باز شده طعمه گذاری كرد. این طریقهٔ مبارزه را در فصل بهار و تابستان برای موش مغان، موش آبی و مریونها می توان به كار برد. با این مقدار می تون ۱۲-۱۰ هكتار را مبارزه كرد.
۴ ) طعمهٔ سیب زمینی یا هویج:
۱۰ كیلوگرم سیب زمینی یا هویج و ۰.۵ كیلوگرم فسفودوزنگ مورد احتیاج است. ابتدا هویج یا سیب زمینی را به قطعات كوچكی به اندازه حبه قند تقسیم می كنند. سپس فسفوردوزنگ را به تدریج روی این قطعات پاشیده و با پاروك آن را به هم می زنند تا سم بطور یكنواخت با طعمه مخلوط شود و باید بلافاصله طعمه گذاری را شروع كرد. این روش را می توان برای موش آبی یا موشهای خانگی در مزارع در فصل تابستان و پائیز بكار برد و طعمه گذاری را باید طرف عصر انجام داد.
۵) طعمه با یونجهٔ خشك
یونجه خشك ۱۰ كیلوگرم، ملاس چغندرقند یك لیتر،فسفودوزنگ یك كیلوگرم مورد احتیاج خواهد بود. این روش را در روزهای برقی برای مبارزه با خرگوش می توان بكار برد. برای تهیه طرف صبح روی یونجه خشك ملاس چغندرقند یا محلول ۱۰ درصد شیره را به تدریج پاشیده و یونجه را زیر و رو می كنند تا محلول به طور یكنواخت یونجه را خیس كند. سپس روی آن را با گونی یا نایلون می پوشانند و تا عصر به همان حال می گذارند تا یونجه ها رطوبت بردارند. طرف غروب یونجه ها را به دسته های كوچك (۱۰-۸ ساقهٔ یونجه در هر دسته) تقسیم می كنند. سپس فسفور دوزنگ را روی آن پاشیده و آرام آرام بهم می زنند. این طعمه را طرف غروب در سطح باغی كه مستور از برف می باشد و مورد حملهٔ خرگوشها قرار می گیرد پخش می كنند. در هر ۱۰ متر مربع یك دستهٔ كوچك یونجه كافی است. صبح روز بعد طعمه هائی كه مورد استفاده خرگوش قرار نگرفته است باید از سطح باغ جمع آوری و معدوم شود
۶) طعمه با نان و مربا:
این روش مخصوص موش شكول می باشد. مواد مورد نیاز ۱۰ كیلو نان سفید، ۲۰۰ گرم مربا بهتر است مربای زردآلو باشد، ۰.۵ كیلو فسفوردوزنگ خواهد بود.
طرف غروب نانها را از وسط بریده و لای آن را مربا می مالند، سعی شود قطعات زردآلو لای نان وجود داشته باشد سپس فسفوردوزنگ را روی مربا می پاشند و دو طرف نان را روی هم می گذارند و سپس آن را به قطعات كوچك تقسیم می كنند و در محل رفت و آمد شكول قرار می دهند و صبح روز بعد طعمه ها را جمع آوری و معدوم می سازند.
۷) گردپاشی لانه ها:
مواد مورد نیاز: ۲۰ كیلوگرم تالك و ۱۰ كیلوگرم فسفوردوزنگ خواهد بود.
تالك و فسفوردوزنگ را در ظرف سربسته با چرخانیدن ظرف به خوبی با هم مخلوط می نمایند. سپس این گرد را با گرد پاشهای دستی كوچك به داخل لانه می پاشند. در این طریقه هم باید یكروز قبل از مبارزه كلیهٔ لانه ها را بكوبند و روز بعد گردپاشی را فقط در لانه های باز شده انجام دهند. این روش بیشتر در مواقعی كه موشهای صحرائی از قبیل موش مغان (در زمانی كه علف بیابان خشكیده و هوا گرم است) یا موش ورامین (در فصل بهار) كه از برداشتن طعمه خودداری می كند به كار می رود.
مديريت تلفيقي سن گندم
مهم ترين عامل افزايش جمعيت و طغيان سن گندم در 25 سال اخير، تخريب مراتع( خصوصآ در ديم زارهاي كشور) و كشت گندم و جو در مراتع تخريب شده بوده است. اين كار در افزايش وزن، افزايش ميزان تخم ريزي و تبديل سن هاي ساكن مراتع به سن هاي مهاجر، موثر بوده است(رجبي، 1372).
در سال هاي خشك و كم باران اراضي ديم كم بازده برداشت نمي شوند و يا به دليل كمبود آب، نداشتن تجهيزات مناسب سمپاشي و اقتصادي نبودن مبارزه، كنترل شيميايي سن گندم در آنها صورت نمي گيرد و باعث انتقال جمعيت قابل توجهي از آفت از سالي به سال ديگر مي شوند. جلوگيري از كشت گندم و جو در مراتع تخريب شده و اختصاص دادن اراضي ديم كم بازده به كشت گياهان مناسب ديگر، در كاهش جمعيت اين آفت بسيار موثر است و لازم است به عنوان يك راهكار اساسي، برنامه ريزي هاي لازم در اين خصوص صورت گيرد.
ــ سن گندم دشمنان طبيعي فراواني دارد و در بين آنها زنبورهاي پارازيتوئيد تخم و مگس هاي پارازيتوئيد سن گندم از نظر كاهش جمعيت اين آفت از اهميت بيشتري برخوردارند(شكل4).
شكل4- مهم ترين دشمنان طبيعي سن هاي زيان آور غلات
زنبور پارازيتوئيد تخم(Trissolcus grandis) (رديف اول، سمت راست)، تخم هاي پارازيته شده (رديف اول، سمت چپ)، مگس پارازيتوئيد سن گندمHeliozeta helluo) ) (رديف دوم، سمت چپ)، تخم مگس پارازيتوئيد روي بدن سن (رديف دوم، سمت راست)، سن تلف شده در اثر قارچ بيماري زا Beaveria(رديف سوم)
مهم ترين گونه هاي زنبورهاي پارازيتوئيد تخم سن گندم به خانوادة Scelionidae وجنس Trissolcus تعلق دارند و مهم ترين گونه هاي آن به شرح زيرمي باشند(رجبي، 1359):
Trissolcus grandis Thomson
Trissolcus semistriatus Nees
Trissolcus vassilievi Mayr
Trissolcus rufiventris Mayr
Trissolcus basalis Wollaston
در بين گونه هاي فوق T. grandis گونة غالب اين زنبورها در اكثر مناطق كشور مي باشد. ميزان پارازيتيسم تخم توسط اين زنبورها از منطقه اي به منطقة ديگر متفاوت است و در اكثر مناطق كشور اين زنبورها يكي از عوامل كليدي كاهش جمعيت سن گندم به شمار مي آيند. اين زنبورها بيشتر در زير پوستك درختان ميوة سردسيري زمستان گذراني مي كنند و قبل از ورود به مزارع از شهد گل هاي اين درختان تغذيه مي كنند(رجبي، 1379). جلوگيري از سمپاشي هاي بي رويه و ايجاد تنوع در اكوسيستم هاي زراعي از طريق ايجاد باغ و يا كاشت درختاني مثل بيد و بادام و غيره در كنار نهر هاي حاشية مزارع، روشي مناسبي براي حفظ و حمايت اين زنبورها و افزايش كارايي آنها است.
كنترل بيولوژيكي سن گندم با استفاده از پرورش انبوه زنبورهاي پارازيتوئيد تخم طي سال هاي (43-1325) در ورامين و اصفهان صورت گرفته است(زمردي،1340 و زمردي، 1371). دياپوز اجباري سن گندم و عدم امكان پرورش انبوه آن براي تكثير زنبورها، عدم اطلاع دقيق از بيواكولوژي اين زنبورها و گرايش به سمت استفاده از سموم شيميايي به دليل سهولت كاربرد و كم اطلاع بودن از اثرات جانبي مصرف اين سموم، كنترل بيولوژيكي سن گندم با استفاده از اين عوامل متوقف شد. از آن زمان تا كنون تحقيقات وسيعي در رابطه با زنبورهاي پارازيتوئيد سن گندم صورت گرفته است. بيواكولوژي اين زنبور ها وپرورش انبوه آنها توسط صفوي(1352)، رجبي و اميرنظري(1367)، تقدسي(1370) و ايراني پور(1375) صورت گرفته و اميرمعافي (1379) سيستم ميزبان- پارازيتوئيد بينT.grandis و تخم سن گندم را مطالعه كرده است. در رابطه با پرورش انبوه اين زنبورها با استفاده ازتخم سن(L.) Graphosoma lineatum بررسي هاي در خور توجهي توسط عسگري(1374)، شاهرخي(1376) و عسگري(1380) صورت گرفته است. با استفاده از مجموع اطلاعات بدست آمده درخصوص اين زنبورها، مي توان پرورش انبوه و رهاسازي آنها را به عنوان يكي از روش هاي مبارزه در برنامة مديريت تلفيقي سن گندم مورد استفاده قرار داد.
دستة دوم دشمنان طبيعي سن گندم كه از اهميت زيادي برخوردارند، مگس هاي پارازيتوئيد سن گندم هستند كه به خانواده Tachinidae تعلق دارند. اين مگس ها پوره هاي سنين 4 و 5 و سن هاي بالغ را پارازيته مي كنند و ميزان پارازيتيسم آنها با توجه به شرايط منطقه از 2-25 درصد (در موارد استثنايي تا 40 درصد) گزارش شده است. اسامي علمي گونه هاي مهم مگس هاي پارازيتوئيد سن گندم در زير آمده است:
Heliozeta helluo F.
Phasis subcoleoptrata L.
Ectophasia crassipenis F.
Elomyia lateralis Meig.
Ectophasia oblonga Role-Desv.
در اكثر مناطق كشور H. helluo گونة غالب مي باشد. در رابطه با بيواكولوژي اين مگس ها بررسي هاي جامعي توسط اميرمعافي(1370) در منطقة كرج، عبادي و جوزيان(1379) در منطقة اصفهان و پيرهادي و رجبي(1381) در لرستان صورت گرفته است.
اين مگس ها پارازيتوئيد داخلي هستند و سيستم تنفسي خود را به سيستم تنفسي ميزبان وصل مي كنند و در شرايط آزمايشگاه نيز به سختي روي بدن سن گندم تخم ريزي مي كنند و پرورش انبوه آنها در شرايط كنوني امكان پذير نيست. حشرات كامل اين مگس ها برروي گياهان شهد داري مثل ازمك ،گشنيز، برخي ديگراز گياهان مرتعي و علف هاي هرز حاشية مزارع تغذيه مي كنند و با تغذيه از اين گياهان ميزان تخم ريزي آنها افزايش مي يابد. بالا بردن كارايي اين مگس ها از طريق ايجاد تنوع در اكوسيستم هاي زراعي، و حفظ و حمايت آنها از طريق جلوگيري از سمپاشي هاي بي رويه از مواردي است كه در برنامة مديريت كنترل سن گندم مي بايست به آنها توجه كرد.
چند جدايه از قارچ بيماري زاي Beauveria bassiana Vuill. از سن گندم جداسازي شده است و بررسي هايي در رابطه با حساسيت مراحل مختلف رشدي سن گندم در برابر اين قارچ توسط طلايي و همكاران( 1379) صورت گرفته است.
ــ در بسياري از نوشته ها، كشت جو به جاي گندم، زود كاشت گندم و استفاده از ارقام زودرس گندم، به عنوان يكي از روش هاي موثر در كاهش جمعيت و خسارت سن گندم توصيه شده است. نتايج بررسي هاي رضابيگي(1377) نشان داده است كه زودرسي گندم و كشت جو به جاي گندم به واسطة زودرسي آن در كاهش جمعيت سن گندم چنـدان موثر نيسـت و سن گندم قادر است با ارقام جو كه در شرايط ورامين 7-10 روز زودتر مي رسند خود را تطابق دهد. كاهش وزن سن هاي نسل جديد در مزارع جو نيز نمي تواند عامل چندان موثري در كاهش جمعيت سن گندم باشد زيرا كه با برداشت جو احتمال پرواز سن ها به مزارع گندم بسيار زياد است و اين سن ها قادر اند ضمن وارد كردن خسارت، تغذية خود را نيز كامل كنند.
ــ برداشت سريع گندم يكي ديگر از روش هاي توصيه شده براي كاهش جمعيت و خسارت سن گندم است. طبق بررسي هاي رجبي(1372) سن هاي نسل جديد به هنگام ظهور حدود 70 ميلي گرم وزن دارند و در زمان رسيدن محصول، وزن آنها به 113 ميلي گرم و در زمان مهاجرت آنها به پناهگاه هاي زمستانه وزن آنها به 130-150
ميلي گرم مي رسد. از طرفي قسمت اعظم سن زدگي دانه ها توسط سن هاي نسل جديد ايجاد مي شود و بيشترچربي ذخيره شده در بدن سن ها، حاصل تغذية آنها در اين دوره است. برداشت سريع گندم ضمن ايجاد تلفات در جمعيت پوره هايي كه در مرحلة رسيدن گندم كامل نشده اند، كاهش سن زدگي، كاهش وزن سن ها و در نتيجه تلفات بيشتر آنها در پناهگاه هاي زمستانه را به همراه خواهد داشت. طبق بررسي هاي حق شناس و همكاران(1377) در منطقة چهار محال و بختياري، در سال هاي اخير سن هاي نسل جديد قبل از رسيدن و برداشت محصول، به سمت پناهگاه هاي تابستانه پرواز مي كنند. در چنين مناطقي، اين روش كارايي لازم را نخواهد داشت.
ــ در رابطه با مقاومت ارقام گندم به سن گندم تـحـقـيـقـات زيادي در كشور صورت گرفته است. عبـدالـلهي(1367)، طلايي(1369)، حيدري و همكاران(1376)، رضابيگي(1373)، نجفي(1376)، آينه(1377)،
فتحي پور (1377)، رضابيگي(1379)، زماني(1381)، غديري(1381) و بهرامي نژاد و همكاران(1381) بررسي هايي در اين ارتباط انجام داده اند وتفاوت هايي در مقاومت ژنوتيپ هاي بررسي شده در برابر اين آفت يافته اند. طبق
بررسي هاي رضابيگي(1379) ارقام حساس به سن گندم خصوصيات مرفولوژيكي و زراعي مشتركي دارند و اكثر ارقام گندم ديم خصوصآ رقم سرداري كه در سطوح وسيعي از ديم زارهاي غرب كشور كشت مي گردد، داراي چنين خصوصياتي مي باشند. بررسي هاي رضابيگي(1379) و زماني و همكاران(1381) نشان داده است كه سن گندم ازگرانول هاي ريز نشاستة اندوسپرم دانه بيشتر تغذيه مي كند و ارقام گندمي كه در اندوسپرم دانة خود گرانول درشت نشاستة بيشتري داشته باشند و به هنگام تغذية سن گندم گرانول ريز كمتري از دست بدهند، مقاوم تر هستند. رضابيگي(1379) براي ارزيابي و انتخاب ارقام مقاوم به سن گندم مدل مناسبي را ارايه نموده است. معرفي ارقام پر محصول و مقاومي كه با شرايط اقليمي مناطق مختلف كشور سازگار باشند، در كاهش جمعيت سن گندم و افزايش سطح زيان اقتصادي اين آفت موثر است.
ــ استفاده از سموم شيميايي در حال حاضر به عنوان موثرترين روش كنترل سن گندم در ايران و ديگر كشورهاي سن خيز دنيا عموميت دارد. آستانة زيان اقتصادي يا نرم مبارزه با سن گندم در شرايط ديم و آبي در جدول(1) آمده است.براي تصميم گيري در خصوص ضرورت يا عدم ضرورت سمپاشي، تعيين تراكم جمعيت سن گندم و روش نمونه برداري اهميت زيادي دارد. معين نميني و همكاران(1379) روش نمونه برداري دنباله اي را براي اين كار ارزيابي كرده اند. سمومي كه پس از برآورد دقيق جمعيت آفت و تشخيص ضرورت مبارزه توصيه مي گردد فنيتروتيون EC 50% (1 ليتر درهكتار)، فنتيون EC 50% (1 ليتر درهكتار)، تري كلرفون 80% SP (2/1 كيلو درهكتار)، دلتامترين EC 2.5% (300 ميلي ليتر درهكتار) مي باشند. طبق بررسي هاي شيخي(1379) در بين سموم فوق فنيتروتيون غير انتخابي عمل مي كند و انتخابي ترين حشره كش براي كنترل سن مادر و پوره ها تري كلرفن است كه اثرات چندان نامطلوبي روي دشمنان طبيعي ندارد. سموم پايرتروئيدي مثل دلتامترين براي زنبورهاي پارازيتوئيد تخم خاصيت دوركنندگي دارند و در مرحلة سن مادر توصيه نمي شوند اما اين سم اثرات كنترل كنندگي خوبي روي پوره ها دارد.
ــ بدنبال نتايج بدست آمده از اجراي طرح جامع سن گندم كه توسط بخش تحقيقات سن گندم و با همكاري سازمان حفظ نباتات در 8 پايلوت كشور اجرا گرديد، سن گندم از يك آفت عمومي به يك آفت همگاني تبديل شد. آفات عمومي آن دسته از آفاتي به شمار مي آيند كه تمام عمليات مبارزه و هزينه هاي انجام آن به عهدة دولت است، اما در خصوص آفات همگاني دولت نقش حامي و هدايت كنندگي را داراست و انجام عمليات مبارزه و پرداخت هزينه هاي آن به عهدة كشاورز است. اين طرح در ارتقاي دانش و آگاهي كشاورزان و افزايش مشاركت آنها در نمونه برداري ها و تصميم گيري ها براي انجام مبارزه، موثر بوده و طي مدت زمان انجام آن، كاهش سمپاشي هاي هوايي و افزايش سمپاشي هاي زميني در مناطق آلوده به اين آفت را به همراه داشته است.

شته روسی گندم
شكل ظاهري: داخل قسمت هاي لوله شده برگ گندم برنگ زرد تا سبز مايل بخاكستري هستند. بدن از پودر مومي سفيد پوشيده شده و طول آن 1.4 تا 2.3 ميليمتر است. جمع آوري از ايران: شيراز، گندم، بالدار و بي بال بكرزا،
زيست شناسي:
اين شته ها منحصراً روي غلات منجمله گندم هستند. در ايران فرم جنسي جمع آوي نشده و احتمالاً بصورت بكرزائي توليد مثل مي كنند. معمولاً خوشه هاي گندم و جوي آلوده خميده مي شوند. در شيراز ناقل بيماري نوار زرد گندم وجود دارد (ايزدپناه، 1361). برگ انتهائي گياهان آلوده برنگ زرد و سفيد درآمده خشك مي شود. در مراحل ابتدائي الودگي لبه برگها در امتداد طولي خود لوله مي شوند. گاهي فاصله برگها كم شده ساقه بد شكل مي شود. مي تواند ناقل بيماري موزائيك جو نيز باشد.
جنس 75 :SITOBION MORD گونه از اين جنس شناخته شده كه 17 گونه آن از آفات مهم غلات هستند شصت و هشت گونه از اين جنس منحصراً روي تيره گرامينه زندگي مي كنند كه در برخي از آنها فرم جنسي روي تمشك يا گل سرخ تشكيل مي شود. كورنيكول آنها بلند است كه در قسمت آزاد سلولهاي چند ضلعي كنار هم دارند. ظاهراً تا حدودي شبيه به جنس Macrosiphum هستند ولي برآمدگي كنار شاخكها در آنها رشد كمتري دارد و برآمدگي مياني نمايان تر است. طول موي روي بند سوم شاخك آنها حدود نصف قطر مياني همين بنداست در صورتيكه طول موي بند سوم شاخك Macrosiphum تقريباً برابر قطر مياني همين بند است. چهار گونه از جنس Sitobion جزو آفات گندم هستند كه دو گونه از آنها تا كنون در ايران جمع آوري شده اند.
شته روسي گندم به صورت يكي از آفات مهم جهاني غلات دانه ريز به خصوص گندم و جو درآمده است. در منابع مختلف منشأ اصلي اين آفت را حدود ايران، تركستان و روسيه گزارش كرده اند. علت نام گذاري اين حشره اين است كه اولين بار در سال 1900 ميلادي از جنوب روسيه گزارش شده است. در سال 1978 در جنوب آفريقا مسأله ساز شد و چند سالي است كه در قاره آمريكا گسترش يافته و باعث خسارت اقتصادي شده است. اين حشره ضمن تغذيه از قسمت عمقي بافت برگ و مكيدن شيره گياهي برگ ها را به صورت لوله اي در مي آورد، به همراه بزاق خود توكسيتي به داخل گياه تزريق مي كند كه موجب كاهش ظرفيت فتوسنتز و در نتيجه آسيب غشاي كلروپلاست ها مي شود. به همين دليل مبارزه با اين شته به وسيله سموم تماسي، در عمل با مشكل مواجه مي شود. ولي سموم سيستميك مؤثر هستند. دشمنان طبيعي اين آفت قادر به يافتن شته ها در داخل برگ هاي لوله شده نيستند بنابراين يكي از بهترين راه هاي كنترل اين آفت استفاده از ارقام مقاوم است.
اين شته در استان فارس (ني ريز، مرودشت، اقليد و آباده) به وسيله احمدي و سرافرازي و در سيستان به وسيله بنداني و همكاران همراه با 6 گونه ديگر از شته هاي غلات و در شهركرد به وسيله رستگاري و نوربخش همراه با 8 گونه ديگر گزارش شده است. رضواني و نوري (1374) اين شته را همراه با 7 گونه ديگر از لحاظ تغييرات انبوهي جمعيت در مناطق ورامين، كرج و فيروزكوه بررسي كردند و اظهار داشتنه اند، اين گونه بعد از شته سبز گندم در مناطق ورامين با 28% و كرج با 26% در رديف دوم در فيروزكوه در رديف اول قرار داشته است.
در بررسي جامعي كه به وسيله جمعي از اساتيد دانشگاه هاي كشور (71-1369) براي مشخص كردن مناطق انتشار در هفت استان به عمل آمد از 226 منطقه و پازايتوتيدهاي آن را در 114 منطقه گزارش كره اند ولي در هيچ كدام از استان ها اهميت اقتصادي نداشته است و در اين بررسي 5 گونه پارازيتوئيد و 3 گونه شكارچي مشخص شدند. وجود اين شته در مزارع جنوب قفقار قبل از سال 1900 ميلادي گزارش و به وسيله Mordvilk به نام Brachycolus Kortnewi (1900) معرفي شده است. در سال 1912 حشره شناس ديگري به نام Kurdjumov مشخص كرد كه شته جو گونه ديگري است و آن را به نام Brachycolus noxius نام گذاري كرد كه بعداًبه وسيله Azinberg به Diuraphis noxia تغيير نام داده شد. Kordvaleve و همكاران (1991) تاريخه گسترش اين شته را در روسه كره هاي ايران و تركستان شرح داده است. Alfaro مبدأ آن را از حدود اسپانيا بر روي گندم و جو مي داند كه قابل قبول نيست. شته روسي گندم در سال 1978 در جنوب آفريقا و در سال 1980 در مكزيك، در سال 1986 در ايالت تگزاس آمريكا و در سال 1987 در شيلي طغيان كرد و نيز در سال 1988 به كانادار سرايت كرد و مسأله ساز شد.
ساير مناطق انتشار آفت عبارتند از: شمال آفريقا، خاورميانه از جمله ايران، آسياي ميانه، جنوب اروپا، خاور دور (جنوب غربي چين)
مشخصات ظاهري:
رنگ اين حشره سبز كم رنگ، اندازه طول بدون حدود 2 ميلي متر، زايده انتهايي دم مانند نسبتاً بلند، خاشك كوتاه، كورنيكول ها كوتاه و از طريق پارتنوزنز (دخترزايي) توليد مثل مي كنند. دم دوتايي و نيز لوله اي شدن برگها و وجود نوارهاي سفيد در روي برگ گياه ميزبان از مشخصات مهم وجود اين حشره مي باشد. به غير از شته روسي اكثر شته هاي غلات در انتقال بيماري هاي ويروسي از جمله ويروس مولد كوتولگي جو B.Y.D.V. نقش دارند ولي اخيراً گزارش هايي مبني بر ناقل بودن اين شته در انتقال ويروس مذكور در آفريقاي جنوبي ارائه شده است.
ميزبان ها و عادت تغذيه اين حشره از گندم، جو، چاودار، تريتيكاله و تعدادي از علف هاي باريك برگ تغذيه مي كنند. محل تغذيه قاعده برگ هاي تازه تشكيل شده و نيز بر روي خوشه ها مي باشد. بر اثر ترشح عسلك و رشد قارچ هاي مولد دوده (فوماژين) به ويژه در هواي مرطوب خسارت آن تشديد مي شود. برگ هاي حساس، لوله شده و تغيير شكل مي دهند و خود گياه از رشد بازمانده و كوتوله مي شود. در اثر تخريب غشاي كلروپلاست هاي ناشي از ترشحات نوكسيني حشره، لكه هاي كلروتيك طولي ايجاد شده و فتوسنتز و تنفس گياه مختل ميشود. بنا به عقيده Burd & Burton (1992) سفيد شدن سلول ها در اثر كاهش و به هم خوردن ميزان آب در گياه است. در صورت فقدان يا كاهش منابع غذايي و نامساعد شدن شرايط محيطي، بالدارهاي زنده زاي ماده به وجود مي آيند كه به وسيله باد منتقل شده و كلني هاي جديدي را به وجود مي آورند.
شرايط محيطي اين حشره شرايط آب و هوايي گرم و خشك را مي پسندد ولي قادر است در آب و هواي باراني نيز ادامه بقا دهد. در صورت نامساعد بودن شرايط ميزباني اين آفت يك باد براي انتشار آن به ديگر نقاط كافي است. حداكثر پوره زايي اين شته 4 عدد در روز، و در طول زندگي حشره تا 70 عدد گزارش شده است. مهمترين شرايط توليد مثلي اين حشره بر روي گندم در مرحله Jointing (GS300) است. ولي در گياهان ديگر در مراحل رشدي تفاوت آسيب پذيري ندارند. كلاً مرحله گياهك حساسترين مرحله قبل از تشكيل خوشه است. حساسيت گياهان آلوده در صورت وجود تنش كم آبي و كمبود ازت افزايش مي يابد به علاوه بين ذخيره آب موجود در گياه و بالدارزايي شته نوعي هم بستگي وجود دارد. عمل بهاره كردن گندم نيز تأثيري بر روي ميزان آلودگي به شته ندارد ولي آلودگي در گندم هاي تيپ زمستانه، در ارقام متحمل به سرماي فصل پاييز كاهش مي يابد كه علت آن مي تواند تلفات ناشي از شدت سرما باشد.
زيست شناسي آفت:
زيست شناسي آفت در شرايط استان تهران مطالعه شده است. اين حشره در شرايط گلخانه (دماي متوسط 2.7 درجه سانتي گراد و رطوبت 40%) و شرايط مزرعه مورد بررسي قرار گرفته است. در گلخانه ميانگين طول دوره هاي پورگي قبل از توليد مثل، توليد مثل، بعد از توليد مثل و كلاً طول دوره زندگي بر حسب روز به ترتيب 7.5، 1، 42.77، 1.63 و 62 روز بوده است. ميانگين تعداد پوره هاي توليد شده توسط يك حشره 72.12 بوده است. دروه هاي مذكور در شرايط مزرعه به ترتيب 19.71، 2.43، 49، 16.43 و87.43 و ميانگين تعداد پوره توسط هر فود 76.86 بوده است. اين شته در فصول غير زراعي بر روي گندم و جوهاي خودرو و باريك برگ هاي ديگر به حيات خود ادامه مي دهد و بر روي ميزبان هاي ذكر شده به صورت جمعيت با كاهش رطوبت و افزايش درجه حرارت بيشتر مي شود. در شرايط كرج حشره بالدار از حدود دهه سوم فروردين ماه از روي ميزبان هاي غير زراعي و خود رو به مزرعه منتقل شده و در اواخر فصل زراعي مجدداً بالدار ظاهر و بر روي ميزبان هاي مزبور باز مي گردند. پارازيستم اين حشره به وسيله زنبور كارآيي لازم را دارد.
دشمنان طبيعي:
اين حشره داراي دشمنان طبيعي متعددي است كه نقش مهمي را در كنترل آفت دارند (جدول شماره 2 تعدادي از انواع شكارچي ها و پارازيتوئيدهاي آن را نشان مي دهد). ، ليست دشمنان طبيعي شته روسي گندم در سطح جهاني
Coccinellidae
Hippodamia convergens Guerin
Coccinella nugatoria Mulsant
Cycloneda sanguinea (L)
Adalia bipunclala (L)
Paranaemia vittigera (Mannerheim)
Seymnus (Pullus) loewii Mulsant
Diomus spp.
Anthocoridae
Oreus tristicolor (white)
Syriphidae
Eupeodes volueris osten Sacken
Allograpta obliqua (Say)
A exotica (wiedmann)
Platycherius (carposcalis) sp.
Neuroptera
Chrysopa carnea steph.
Hemerobius pacificus Banks
Braconidae
Diaeretiella rapae (M’Intosh)
Aphidius ervi Haliday
Pteromalidae
Asephes sp.
Pachyneuron siphonophorae
(Ashmead)
Eulophidae
Aoristicetys sp.
Megaspididae
Dendrocerus sp.
Charipidae
Alloxysta fascicornis (Hartig)
علمي از زنبور پارازيتوئيد براي كنترل اين حشره گزارش شده است. قارچ هاي Conidiobalus، Zoophthora و Dondra نيز اثر قابل توجهي در كنترل آفت دارند. قارچ Beovaria basiana بر روي باروري بي تأثير است ولي باعث افزايش تلفات مي شود (
گياهان ميزبان مقاوم:
براساس آزمايشهايي كه صورت گرفته چندين ژنوتيپ گندم از مبدأ ايران، شوروي سابق و بلغارستان شناسايي شده كه نسبت به اين شته مقاوم هستند( تظاهر ايجاد مقاومت منجر به پيدايش روش هاي مناسب كنترل با اين آفت در مواردي با استفاده از اين منابع مقاومت بوده است. مقاومت با انتقال يك ژن از ژنوتيپ هاي مقاوم به ژنوتيپ هاي داراي كيفيت زراعي خوب كه حساس به اين شته مي باشند، نسبتاً آسان است. Potgeiter و همكاران ژن مقاوم به شته روسي را به گندم Triticum monococcum با موفقيت منتقل كرده است Robinson etal منابع مقاومت به اين آفت را در گندم هاي Triticum dicoccum كه داراي ژنوم هاي AB هستند و نيز در ديپلوئيدهاي داراي ژنوم A از جمله T.monococcum، T. urartu و T. boeticum شناسايي كرده است. Skovmand etal (1994) چندين نژاد مقاوم را در گندم هاي نان از مبدأ تركيه شناسايي كرده است. Webster etal (1991) در جوهاي تيپ Facnltative كه از مبدأ ايران و افغانستان بوده اند. ژنوم هايي را شناسايي كرده كه مقاومت آنها براساس پلي ژني كنترل مي شود. مطالعات ميكروسكوپ الكترونيك نشان داده كه در جوهاي غير مقاومت از محل آوند آبكش تغذيه صورت مي گيرد ولي در جوهاي مقاوم، نيش شته به اين محل نمي رسد و از طرفي وزن شته ها كاهش يافته و عسلك كمتري توليد مي شود.
مكانيسم هاي ايجاد مقاومت غلات دانه ريز به شته روسي:
براساس مطالعات انجام شده مقاومت به شته روسي در جو، تريتيكاله، گندم هاي تتراپلوئيد و گندم هاي ديپلونيد T.monococcum و T.urartu و نيز گندم هاي از مبدأ تركيه مقاومت نشا نداده اند در مورد پديده ايجاد مقاومت در گياه نسبت به اين شته مطالعات مفصل بوده و نظريه Painter در مورد آن بررسي شده است. طبق اين نظريه مقاومت در گياه براساس يك يا مجموعه اي از عوامل زير به وجود مي آيد.
الف)آنتي يیوزيس:
نتيجه واكنش اثر گياه بر روي بيولوژي و يا فيزيولوژي حشره بوده كه منجر به كاهش طول عمر، باروري، اندازه حشره و حتي مرگ مي شود.
ب)تحمل: اين پديده به مقاومت گياه مربوط مي شود. گياه قادر است خسارت وارده را با داشتن جمعيت حشره بر روي خود در مقايسه با گياه حساس از همان رقم يا گونه گياهي جبران كند.
ج)آنتي گزنوسيس يا عدم ترجيح به گروهي از خصوصيات گياه و عكس العمل حشره اتلاق مي شود كه منجر به استفاده حشره از رقم يا گونه اي از گياه براي تخمريزي، تغذيه، پناهگاه يا تركيبي از اين سه مورد شده و يا خصوصيات مورفولوژيك يا آلكوكميكال ها كنترل مي شوند.
در مورد مقاومت گندم و جو به شته روسي براساس آنتي یيوزيس و تولرانس، در مورد تريتيكاله براساس آنتي یيوزيس در مورد يولاف تركيبي از هر سه مورد مي باشد و به همين جهت گياه اخير نسبت به اين شته فوق العاده مقاوم است. حالت تولرانس كه براي استفاه كارشناسان اصلاح نباتات بي اندازه مفيد است. تحت تأثير عوامل محيطي قرار مي گيرد و بيوتيپ هايي از شته مي توانند تحت شرايط خاصي بر اين پديده غلبه پيدا كنند. بنابراين در برنامه سلكسيون، مقاومت به شته ها به تنهايي نمي تواند مورد استفاده قرار گيرد.
جاودار به دليل دگرگشن بودن قادر به حفظ مقاومت خود نيست و از بين انواع گندم هاي ديپلوئيد، تتراپلوتيد و هگزاپلوتيد، 24 رقم مقاوم بوده كه 5 رقم از مبدأ ايران و 4 رقم از مبدأ شوروي، مقاوم ترين گزارش شده اند.از ميان انواع گندم هاي Agilops ارقام A. Speltoides، A. biunicialis، A.gemicolata و گندم هاي ديپلوئيد T.boeticum، T.urarta و T.monococcum نسبت به شته روسي مقاوم بوده اند.
روش هاي مختلف برررسي انواع مقاومت:
موقعيت، خصوصيات و مكانيسم هاي مقاومت ژنتيكي در برنامه هاي اصلاح نباتات اهميت زيادي دارد. در حالت آلودگي به شته روسي ارزيابي براساس موارد زير مي باشد:
الف) ارزيابي براساس آنتي بيوزيس
اين شته از تمام قسمت هاي برگ تغذيه عمقي مي كند در آزمايش هاي استاندارد بين المللي از لحاظ آنتي بيوزيس بايد گياهان مادر مكرراً از لحاظ وجود شته هاي مادر كنترل و پوره ها برداشته شود و اين موضوع مستلزم اين است كه ضمن تعيين ميزان خسارت توسط شته هاي مادر در زماني كه برگ هاي لوله شده باز مي شوند. پوره ها برداشته شود يكي از ره هاي مناسب براي تعيين و اندازه گيري آنتي بيوزيس براساس شمارش تعداد جنين و كالبد شكافي شته مادر است كه از يك ژنوتيپ به خصوص مورد نظر تغذيه كرده اند. اين روش به وسيله Burnett در آفريقاي جنوبي به كار رفته و موفقيت آميز بوده است.
ب)ارزيابي براساس تحمل گياه (Tolerance):
تولرانس يكي از اجزاء مهم مقاومت براي متخصصين اصلاح نباتات است. در اين روش ژنوتيپ هاي مختلف گياه را در داخل گياه كاسته و گياهك هاي آلوده را از لحاظ ارتفاع، نزن برگ، وزن ريشه و انبوهي شته مورد مقايسه قرار مي دهند هر تك گياه را بتعداد معيني پوره سن 1 شته آلوده كرده و بعد از مدت زمان مشخص (14-12 روز) آن ها را مورد مقايسه قرار مي دهند (از لحاظ جمعيت شته ها) و در زمان برداشت ابتدا شته ها را قبل از برداشت جدا نموده و بر روي هر ژنوتيپ به تفكيك وزن مي كنند و بعد از برداشت وزن گياه خشك، وزن برگ، ارتفاع گياه و ميزان محصول را مورد مقايسه قرار مي دهند.
ج)ارزيابي براساس آنتي گزنوسيس:
براي بررسي اين مورد از سه روش استفاده مي شود:
روش اول-تعداد مشخصي ژنوتيپ يا ارقام مختلف گندم يا جو را به طور منفرد (Single) كاشته و در معرض شته ها قرار مي دهند تا ميزبان ترجيحي خود را انتخاب كنند. در اين روش همه بوته ها را در داخل يك گلدان به فواصل معين و مساوي كاشته و تك بوته وسطي را آلوده مي كنند و اين آلودگي به تدريج به سايرين منتقل شده آفت گياه ميزبان تدريجي خود را انتخاب مي كند.
روش دوم-تك بوته ها را هر كدام در داخل گلدان جداگانه كاشته و آنها را در داخل قفس به فواصل مساوي از منبع آلودگي قرار مي دهند تا ميزبان ترجيحي شته ها، انتخاب شود.
روش سوم- در اين روش در هر گلدان حاوي يك رقم يا ژنوتيپ، دو تك بوته به فواصل مساوي مي كارند و يكي از تك بوته ها را با تعداد مشخصي شته آلوده كرده، ترجيح ميزباني را در گياهان غير آلوده مورد مقايسه قرار مي دهند.
کنترل شیمیایی:
1-اکسی دیمتون متیل EC25% ،1.5 لیتردر هکتار ، اوایل ظهور سنبله ها ، 1 نوبت
2- دیمتوآت EC40%،1.5 لیتردر هکتار ، اوایل ظهور سنبله ها ، 1 نوبت
3- پریمیکارپ WP50% ، 0.5-1 کیلو گرم در هکتار ، اوایل ظهور سنبله ها ، 1 نوبت
4- تیومتون EC25% ، 1 لیتر در هکتار ، اوایل ظهور سنبله ها ، 1 نوبت
5- مالاتیون EC75% ،2.5 لیتر در هکتار ، اوایل ظهور سنبله ها ، 1 نوبت
ملخ صحراییSchistocerca gregaria
Desert locust
معرفی آفت:
موطن اصلی آن سودان و برخی از کشورهای آسیایی و آفریقایی چون عربستان وپاکستان میباشد.به دلیل اینکه از روی خلیج فارس پرواز کرده و خود را به ایران می رساند ملخ دریایی نام دارد.
دستجات مختلف ملخ ،پوره هاو حشرات بالغ و نا بالغ هر گیاه سبزی را اعم از علوفه،غلات،صیفی جات،درختان مثمر و غیر مثمر را که در سر راه خودببینند از بین می برند و یک آفت بسیار پلی فاژ میباشد.
ملخ صحرایی کپسول تخم ندارد و تخمهای خود را در دسته های 20-100 تایی در خاک به شکل خوشه انگور بهم می چسباند.هر حشره ماده 8تا 12 مرتبه تخمریزی می نمایدو جمعاً 800 تا 1000 تخم می گذارد.دوره نشو و نمای جنینی حدود 24 ساعت می باشد.سپس پوره خزنده ظاهر می شود . پس از 24 ساعت پوره سن 1 خارج می شود.حداکثر دوران پورگی 45 روز و در شرایط نامساعد 2 ماه بطول می انجامد.
زیست شناسی:
کانون دایمی ملخ صحرایی عمدتاً صحراههای شرق آفریقا،شرق پاکستان وغرب هندوستان است.در این مناطق که غالباً در کمربند بارانهای موسمی قرار دارد این ملخها در فاز انفرادی زندگی می کنند.اگر پس از چند سال مساعد،خشکسالی بروز کند ملخها حالت طبیعی خود را از دست میدهنذ و طی چندین نسل به حالت مهاجر در می آید. بدین ترتیب که در سالهای مساعد به دلیل غنی بودن پوشش گیاهی با حداکثر ظرفیت به زادو ولد پرداخته و جمعیت آنها زیاد می شود.ذر سالهای خشکسالی پوشش گیاهی به لکه ها وقطعات پراکنده محدود می شود لذا ملخها به این لکه ها هجوم آورده و پس از تمام شدن پوشش سبز این لکه ها،از لکه ای به لکه دیگر و منطقه ای به منطقه دیگر می روند می روند.
این تغییر رفتار با تغییر تدریجی مرفولوژیک همراه است. این تغییرات شامل تغییر رنگ،تغییر وضعیت صفحه های پشت سینه،تغییر وضع بالها،پاهاوحتی کپسول سر می باشد.بطوری که کارشناسان می توانند از روی همین تغییرات خطر هجوم ملخها را پیش بینی کنند.
این ملخ دارای 2 نسل کامل و یک ناقص می باشد.
کنترل
ملخ صحرایی جزو آفات عمومی بوده و کلیه عملیات مبارزه بر عهده سازمان حفظ نباتات و وزارت کشاورزی است.تغییرات این آفت در نواحی مختلف مناطق انتشار آن توسط سازمان بین المللی دفع ملخ((Anti-Locust Research Center که در لندن قرار دارد و همچنین سازمان خواروبار جهانی F.A.O کنترل می گردد.
1- مبارزه بیولوژیک: استفاده از پرندگانی چون سار گلو قرمز Pastor roseus ،سوسکهای خانواذه Meloidea که پارازیت تخم این آفت هستند.
2-مبارزه شیمیایی: الف:طعمه پاشی ب:محلول پاشی ج:ماشینهای اگزست و هواپیما
الف:طعمه پاشی: kg6 لیندین 25% یا kg3 سوین 85% را در 30 لیتر آب حل کرده و روی 100 کیلو گرم سبوس گندم ریخته و بهم می زنند و سپس برای هر هکتار kg 15 تا 20 از این طعمه می پاشند و برای سمپاشی از فنتروتیون 50% به مقدتر gr 300 تا 500 در هکتار استفاده میشود





