گالری عکس افات

کشاورزی گیاهپزشکی افات بیماریها

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 12:32  توسط ناصر صیامی ملکی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 12:30  توسط ناصر صیامی ملکی  | 

نیلوفر

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 12:26  توسط ناصر صیامی ملکی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 12:24  توسط ناصر صیامی ملکی  | 

پسرم محمد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 12:19  توسط ناصر صیامی ملکی  | 

آروین پسر عموی محمد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 12:18  توسط ناصر صیامی ملکی  | 

محمد من

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 12:16  توسط ناصر صیامی ملکی  | 

عکس پسر های گلم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 12:9  توسط ناصر صیامی ملکی  | 

عکس پسر های گلم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 12:8  توسط ناصر صیامی ملکی  | 

زنگ گندم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 11:19  توسط ناصر صیامی ملکی  | 

زنگ گندم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 11:18  توسط ناصر صیامی ملکی  | 

سن گندم در حال جفت گیری

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 11:16  توسط ناصر صیامی ملکی  | 

دستجات تخم سن

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 11:15  توسط ناصر صیامی ملکی  | 

عکس سن ماده

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 11:4  توسط ناصر صیامی ملکی  | 

عکس سن نر

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 11:2  توسط ناصر صیامی ملکی  | 

عکس سن نر

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 11:1  توسط ناصر صیامی ملکی  | 

عکس سن ماده

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 10:58  توسط ناصر صیامی ملکی  | 

لکه موجی




+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 10:44  توسط ناصر صیامی ملکی  | 

چند عکس ازسخت بالپوشان

Coleoptera
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 10:38  توسط ناصر صیامی ملکی  | 

بیماری غربالی



بيماري غربالي درختان ميوه Shot hole or Coryneum Blight
تاريخچه و مناطق انتشار:



 
اين بيماري اولين بار در سال 1842 در کشور فرانسه بوسيله Leveille شناخته شده است امروزه در کليه نقاط جهان از جمله در آمريکا شمالي و آمريکاي جنوبي و اروپا و استراليا و نيوزلاند و ساير نواحي جهان وجود داشته و خسارت زيادي وارد مي نمايد. (زمستان 1343).
در ايران اولين بار اسفندياري در سال 1375 اين بيماري را روي درختان ميوه هسته دار در مازندران ، گيلان ، گرگان و آذربايجان گزارش نموده است . بيماري در اکثر مناطق کشور کم و بيش وجود دارد و تا کنون از شهرهاي شيروان ،‌گنبد ، بجنورد ، قوچان ،‌ماکو ، خوي و نهبندان و بسياري از شهرهاي ديگر گزارش گرديده است . شدت بيماري در استان آذربايجان و بويژه در باغهاي قديمي زياد ا ست (اشکان ،‌اسدي 1350، ارشاد 1356)
در ايران تا کنون اين بيماري روي درختان زرد آلو ، گيلاس . آلبالو . گوجه ، هلو ، شليل و بادام ديده شده است و خسارت عمده آن بيشتر متوجه درختان زرد آلو مي باشد.
اهميت بيماري :
بيماري غربالي نه تنها باعث ضعف درخت و کاهش مقدار و ارزش محصول ميشود بلکه بدليل لکه ها و زگيل هائيکه روي ميوه بجاي مي گذارد ارزش صادراتي برگه و قيسي حاصله از ميوه هاي آلوده را نيز به نحو بارزي پائين مي آورد. در بسياري از باغهاي آذربايجان شرقي و غربي و همچنين بعضي از باغهاي خراسان و همدان بيماري شدت دارد که تمام جوانه ها و سر شاخه هاي درخت زرد آلو در اثر اين بيماري خشک شده و درخت عملاً استفاده اي ندارد. درختان آلوده ايکه به حيات خود ادامه مي دهند نيز بدليل خشک شدن برگها و کاهش سطح سبز آنها در دوره فعال گياه بطور غير مستقيم لطمه ديده و در نتيجه مقدار محصول آنها پائين مي آيد. ميزان خسارت ساليانه اين بيماري در ايران بطور دقيق معلوم نيست و روي محصول زرد آلو معادل 224 ميليون ريال بر آورد شده است (اشکان واسدي 1350)
علائم بيماري :
زرد آلو ، هلو،‌گيلاس ، آلو و آلبالو از ميزبانهاي مهم اين بيماري است. سرشاخه, گل, برگ, ميوه و جوانه هاي درختان فوق مورد حمله اين بيماري قرار مي گيرند منتها اندام هاي مورد حمله و علائم آنها روي ميزبانهاي مختلف با هم فرق دارند. بدين معني که در زرد آلو ميوه ، برگ و جوانه ها مورد حمله قرار مي گيرند ولي علائم روي سرشاخه ها ديده نمي شود. در بادام علائم روي سر شاخه ها و مخصوصاً برگ ظاهر مي شود در صورتيکه به ميوه خسارت وارد نمي آيد در گيلاس علائم بيماري روي ميوه برگ و جوانه ها و سرشاخه ها بوضوح ديده مي شود در حاليکه در هلو نشانه هاي بيماري را روي ميوه بندرت مي توان ديد در عوض برگ سر شاخه ها و جوانه هاي خواب اين گونه به شدت مورد حمله قرار مي گيرند.
در زرد آلو و قيسي خسارت مهم و شديد اين بيماري روي برگ و ميوه مي باشد و حتي جوانه هاي برگ و گل را مورد حمله قرار مي دهند و اصولاً شاخه هاي جوان بندرت مبتلا مي شوند.
الف-نشانه هاي غربالي روي برگ: حالت غربالي و سوراخ شدن برگها مشخص ترين و فراوانترين علائم بيماري است. در زرد آلو علائم بيماري همزمان با موقعي که جوانه هاي برگ باز ميشود و هنوز برگ شکل و اندازه و حتي رنگ طبيعي بخود نگرفته بصورت لکه هاي گرد که در ابتدا برنگ قرمز متمايل به بنفش و در وسط تيره تر است بروز مي کند. بتدريج اين لکه هاي کوچک بزرگتر شده و از وسط شروع به خشک شدن نموده و برنگ قهوه اي در مي آيند در اين حالت حاشيه لکه ها بسيار مشخص و اغلب قهوه اي تيره مي باشد. در اين مرحله پيشروي لکه ها متوقف مي شود و بتدريج بافت مرده برگ از نسج زنده به طريق پاره شدن پارانشيم وبشره جدا مي گردد. به محض اينکه اين پارگي کامل شد قسمت داخلي جدا شده و مي افتد و در نتيجه سوراخي در پهنگ برگ ايجاد مي شود که پيرامون آن يک نوار چوب پنبه اي قهوه اي کشيده شده است. شکل سوراخها معمولاً دايره اي بيضي و گاهي اشکال غير هندسي و نامنظم مي باشد. اندازه تنها بسته به زمان وقوع آلودگي از ته سنجان تا قطر 6 ميليمتر و گاهي بيشتر تغيير مي کند ولي لکه هاي دايره اي شکل معمولاً 4 تا 5 ميليمتر هستند. گهگاهي چند تا از لکه هاي بيماري بهم پيوسته و سوراخهاي بزرگ و بيشکل بوجود مي آيند که ممکن است با حشره خوردگي اشتباه شود.
اين حالت يعني توسعه بهم پيوستگي لکه هاي بيماري روي برگ بيشتر در موارد وقوع آلودگي هاي شديد اوليه در مرحله ايکه برگها داراي بافت لطيفي هستند رخ ميدهد و در آلودگي هاي دير هنگام چون برگها ضخامت کافي پيدا کرده اند و نيز بدليل عدم رطوبت کافي و مناسب در محيط علائم برگي معمولاً به صورت سوراخهاي منفرد ، ‌ريز و ته سنجاقي بروز مي کند. احتمالاً واريته هاي مختلف نيز مقاومتشان در مقابل بيماري فرق داشته باشد.
در هلو لکه ها معمولاً در حاشيه برگها در طرفين و رگبرگ اصلي ظاهر مي شود و يکنواختي سوراخ هاي ايجاد شده از نظر اندازه و شکل بيشتر از زرد آلو است.
لکه ها و سوراخهاي ايجاد شده روي برگ گيلاس بزرگتر از لکه هاي برگ آلو و بادام ميباشد. شکل و اندازه آنها بسيار نامنظم و متغيير است. معمولاً چند تا لکه مجاور هم ظاهر شده و قسمت بزرگي از پهنک برگ را فرا مي گيرد. در گوجه و آلبالو لکه و سوراخهاي غربالي نسبتاً منظم و مدور مي باشد ولي اندازه آنها در آلو بزرگتر است.
ظهور علائم بيماري روي برگ بادام خيلي شبيه علائم آن روي برگ زرد آلو بوده و همزمان با باز شدن جوانه ها و پيدايش برگها مي باشد. معمولاً اندازه سوراخها يکسان و شکل شان همانند است, قطرشان از 2 تا 4 ميليمتر متغيير است و از سوراخهاي برگ زرد آلو کوچکتر حاشيه سوراخهاي ايجاد شده روي برگ بادام قهوه اي مشخص و تعداد آنها نيز نسبت به زرد آلو بيشتر و متراکمتر است. لازم به ذکر است که مشبک شدن برگ و پيدايش لکه هاي نکروزه فقط مربوط به بيماري غربالي نبوده بلکه
قارچهايي مثل:

Cercospora circumscissa , Phyllosticta prunicola , Fusicoccum amygdali
باکتريهايي از قبيل :

Pseudomounas syringae , Pseudomonas morsprunorum
و ويروسهائي مانند ويروس لکه حلقوي هلو نيز لکه ها و سوراخهايي شبيه علائم غربالي در برگ درختان ميوه بوجود مي آورند.
ب-نشانه هاي غربالي روي ميوه :
ميوه زرد آلو ،‌گيلاس و آلبالو مورد حمله اين بيماري قرار ميگيرند
علايم روي درختان گوجه اي که بشدت مورد حمله بيماري غربالي قرار گرفته بودندبصورت صمغ زدگي زياد ميوه هاي آن بدون وجود لکه مشخص ديده شده که احتمالا ًناشي از آلودگي به بيماري غربالي مي باشد.
روي ميوه زرد آلو وقتي به اندازه مغز پسته است علائم غربالي به صورت لکه هاي قرمز مايل به بنفش و به اندازه ته سنجان ظاهر مي گردد بتدريج که ميوه درشت ميشود اين لکه ها برآمده شده و به صورت نقاط برجسته يا خال جوش در مي آيد و رنگشان قهوه اي مي شود لکه ها و برآمدگيها ابتدا در سطح فوقاني ميوه ها بصورت پراکنده يا تراکم بروز مي کند و بعداً به سطح زيرين ميوه نيز مي رسد. در مواردي ديده شده است که حمله بيماري به ميوه ها در بعضي ارقام و يا در شرايط خاص ، مواجه با عکس العمل آن ميشود بدين معني که بجاي ظهور خال جوشها, گوشت ميوه تحريک شده و به صورت پستانک نوک تيزي بالا آمده و رشد آن متوقف مي شود در مواقعي که شرايط جوي براي رشد و نمو بيماري مناسب است, تعداد زيادي خال جوش بطور متراکم در سطح ميوه ظاهر مي شود. بطوريکه در اين قسمت اپيدرم ميوه کاملاً فاسد و چوب پنبه اي شده و از آن شيره تراوش مي شود که بعداً سفت شده و بصورت صمغ در مي آيد گهگاهي بد شکلي هم در ميوه هاي زرد آلو ديده مي شود. حمله غربالي به ميوه هاي جوان ،‌منجر به ريزش آنها مي گردد بهمين جهت حدود 5 درصد از ميوه هاي ريز در همان مراحل اوليه رشد در اثر حمله اين بيماري ريخته و از بين مي رود حمله بيماري به ميوه زردآلو يکي از مخرب ترين حالات خسارت بيماريست.
نشانه غربالي روي ميوه هلو به دو صورت ظاهر مي شود:
الف) ميوه هاي هلو در مراحل اوليه رشد مورد حمله قرار گرفته و مي ريزد. بهمين جهت ميوه هاي باقيمانده روي درخت علائمي معمولاً از خود نشان نمي دهند , ميوه هاي بسيار ريزير حاليکه هنوز ميوه ها شکلي به خود نگرفته شروع به ريزش مي کنند و اين عارضه معلول تاخت و تاز مستقيم قارچ روي ميوه و همچنين نصف سر شاخه هائيکه روي آن شانکرهاي بيماري به فراواني مستقر است. اين علامت در هلوهاي ايران زياد به چشم ميخورد.
ب) وقتي ميوه به درشتي ميوه زيتون رسيد تعداد زيادي لکه هاي کوچک مدور که ابتدا قرمز و بعد قهوه اي مي شود روي آن مخصوصاً در حوالي دم ميوه ظاهر مي شود. اپيدرم ميوه در قسمت لکه ها کرک طبيعي خود را از دست داده و به صورت پوسته اي در مي آيد که ممکن است بعداً بيافتد. ريزش اين پولکها باعث ناهموار شدن سطح ميوه مي شود البته لکه هاي ميوه هلو سطحي بوده و معمولاً رشد آنرا مختل نمي کند. (Viemont Bourgin, 1949) اينگونه علائم در ايران هنوز مشاهده نشده است (اشکان و اسدي 1350).
علايم روي ميوه گيلاس بيماري به صورت لکه هاي قهوه اي تيره ظاهر مي شود که بتدريج گوشت ميوه در محل لکه ها فرو رفتگي پيدا کرده و خشک و سياه و ترکدار مي شود گوديهاي ايجاد شده معمولاً عميق بوده و در غالب اوقات عمق آن تا هسته مي رسد . در اينصورت گوشت ميوه در پيرامون حفره هاي ايجاد شده به سمت داخل کشيدگي پيدا مي کند قطر اين حفره ها 5 تا 6 ميليمتر است.
روي ميوه آلبالو لکه ها شبيه گيلاس است ولي فرو رفتگي حفره کمتر از آن مي باشد به نظر مي رسد. مکانيزم ايجاد فرو رفتگي در ميوه گيلاس و آلبالو بدين ترتيب باشد که ميوه در مراحل اوليه تشکيل و در دوران نارسي مورد حمله بيماري قرار گرفته و موجب چوبي شدن و توقف رشد قسمت آلوده مي شود و رشد بعدي ساير قسمتهاي گوشت ميوه باعث مي گردد که محل لکه به صور مختلفي ،‌فرو رفتگي پيدا کند.
ج)نشانه هاي غربالي روي سرشاخه ها و جوانه ها :
علائم اين بيماري روي سرشاخه ها اکثراً به صورت شانکر و ترک خوردگي ظاهر ميشود و تشخيص آن احتياج به دقت و آشنايي چشم دارد . آلودگي سرشاخه ها از آن جهت مهم است که باعث انهدام جوانه ها و ضعف درخت مي گردد.
سرشاخه هاي درخت زردآلو معمولاً مورد حمله بيماري غربالي نمي گيرد و علائمي روي آن مشهود نيست ليکن جوانه هاي آن باين بيماري مبتلا مي شود . جوانه هاي آلوده معمولاً رنگشان تيره گاهي پوشيده از يک لايه ترشحات خشک صمغ به مانند است.
غربالي روي سرشاخه هاي نازک و سبز گيلاس ابتدا به صورت لکه هاي قهوه اي و برجسته ظاهر ميشود که بتدريج با پيشرفت مرض ترک خورده و حالت زخم بخود مي گيرد. اين حالت در مراحل آخر شبيه نيمرخ دانه گندم در طرف شيار آن مي باشد . معمولاً قايقي شکل و اندازه آنها به 3 تا 2 ميليمتر مي رسد پيدايش اين زخمها در فصل بهار موقع ظهور شکوفه ها حائز اهميت است زيرا چنانچه زير جوانه هاي گل دهنده بروز کند باعث توقف ناگهاني رشد گياه و خشک شدن سرشاخه ها و شکوفه ها مي گردد در حالتهاي شديد ،‌بسياري از جوانه هاي گل و برگ و سر شاخه هاي درخت گيلاس به اين ترتيب از بين مي رود تشخيص اين حالت بيماري معمولاً مشکل و با توجه به علائم روي برگ و ميوه امکان پذير است.
سرشاخه هاي سبز جوان بادام به شدت مورد حمله غربالي قرار مي گيرد و سرتاسر آن لکه هاي گرد يا بيضي شکل ظاهر مي شود قطر لکه هاي گرد بين 3 تا 4 ميليمتر تغيير مي کند ولي پاره اي از اوقات لکه ها دراز و کشيده بوده و طول آن به 6-7 ميليمتر مي رسد. رنگ لکه ها موقع ظهور ارغواني و سپس قهوه اي مي شود . معمولاً مرکز لکه قهوه اي روشن است که وسيله نوار قهوه اي تيره محاط شده است. اين دو رنگي به لکه هاي سرشاخه هاي بادام حالت چشم ميدهد. گاهي لکه ها ترک خورده و از آنها صمغ تراوش مي شود.
شانکرهاي غربالي روي شاخه هاي هلو شبيه علائم آن روي شاخه هاي بادام است با اين تفاوت که زخمها معمولاً بزرگتر است بنحويکه گاهي اوقات اطراف سرشاخه ها را اشغال مي کند و منجر به خشک شدن جوانه ها و قسمتهاي بالايي مي شود صمغ زدگي در سرشاخه هاي هلو بيشتر از بادام اتفاق مي افتد . روي سرشاخه هاي آلو و گوجه علامتي از غربالي ديده نشده است (اشکان واسدي1350) .
عامل بيماري : قارچ

Stigmina carpophila - Moniliales-Hyphomycetidae-Deuteromycetes ( Dematiaceae-)
اين قارچ دوازده همنام ديگر دارد از آنجمله Clasterosporium carpohilum دراروپا عامل بيماري Coryneum beijerinckii معرفي شده است.
اندامهاي رويشي و باروي اين قارچ منحصر به ميسليوم ، کنيدي و کنيديوفور است، قارچ داراي ميسليوم استوانه اي و بند بند بوده, رنگ آن متمايل به قهوه اي است و ميسليوم روي تمام قسمتهاي مورد حمله(پارانشيم برگ و پارانشيم ناحيه پوست شاخه هاي جوان و سطح ميوه) ديده مي شود.
اندامهاي زادآوري قارچ اسپورودوکيوم نام دارد که در زير کوتيکول يا اپيدرم اندامهاي آلوده تشکيل مي شود. کنيدها تيره به رنگ سبز زيتوني متمايل به قهوه اي 3 تا 5 سلولي ، کمي خميده و دو سر گرد مي باشد.
چرخه بيماري :
قارچ عامل بيماري غربالي ،‌زمستان و همچنين ساير مواقع نامساعد را به صورت ريسه ، استروما و کنيدي در جوانه هاي آلوده و يا زخمهاي روي سرشاخه ها به سر مي برد . کنيديها به صورت آزاد و يا چسبيده به توده هاي صمغ مترشحه از زخمها و يا در استروما خود را از سرما و يا ساير شرايط نامساعد حفظ کرده و از سالي به سال ديگر باقي مي ماند عامل بيماري در مواقع نامناسب در هلو و بادام به صورت ريسه ،‌در زخم سرشاخه ها و جوانه هاي آلوده به سر مي برد. ريسه هائيکه در شانکرها و يا جوانه هاي درخت وجود دارد در بهار و به محض مناسب شدن شرايط جوي توليد کنيدي مي کند . کنيديها به وسيله باران و باد پخش شده و روي ميوه و برگها قرار مي گيرند. توليد کنيدي در دماي 9 درجه سانتيگراد شروع و در حرارت 19 الي 23 درجه سانتي گراد به اوج ميرسد. چنانچه هوا مرطوب و باراني باشد کنيديها به محض رهائي جوانه زده و توليد آلودگي مي نمايند. بهمين جهت در سالهايي که پائيز آن ملايم و ميزان رطوبت بالاست جوانه ها قبل از خواب زمستانه به شدت آلوده مي شوند وو منبعي براي آلودگيهاي بهار سال بعد خواهند بود. لوله تندش از راه نفوذ مستقيم و يا از روزنه ها وارد بافت گياه مي گردد. بنابر مطالعات ساموئل در سال 1927 آلودگي برگ بادام به طريق نفوذ مستقيم لوله تندشي در کوتيکول اتفاق مي افتد بازتاب و واکنش هائيکه در برگ بادام در اثر قارچ S. carpophila اتفاق مي افتد عبارتست از افزايش اندازه سلولها درمزوفيل سالم مجاور نسج منهدم شده که منجر به انسداد فضاي بين سلولي و در نتيجه ظهور يک خط لهيدگي و هم چنين چوبي شدن و پيدايش سلولهايي داخل اين ناحيه مي گردد. در اين حالت اگر رطوبت زياد و برگها نسبتاً جوان باشند ،‌بريدگي اپيدرم در دو سطح برگ پيدا شده و تيغه هاي بين جدار سلولهاي خارج ناحيه چوبي شده حل شده و قرص آلوده مي افتد. سلولهاي ناحيه مريستم معمولاً سعي مي کنند بريدگي را ترميم نمايند . دوره کمون بيماري از 3 الي 20 روز بسته به نوع اندام مورد حمله تغيير مي کند.درجه حرارت مناسب براي رشد قارچ 19 درجه سانتيگراد است.(اشکان و اسدي 1350)قارچ عامل بيماري انگل اختياري بوده و روي محيط غذايي مصنوعي مي توان آن را کشت داد.از لکه هاي برگ مخصوصاًوقتي مسن باشد، جدا کردن قارچ مشکل است ولي از لکه هاي روي ميوه زردآلوجدا سازي عامل بيماري به سهولت انجام مي شود.
باران براي جوانه زدن کنيديها ضرورت دارد. از لحاظ انتشار عامل بيماري، باران کنيديها را از لابه لاي فلسهاي جوانه ها و شاخه هاي مريض شسته و از قسمتهاي بالاي درخت به قسمت پائين منتقل مي نمايد و بدين لحاظ است که قسمت پائيني درخت شديدتر آلوده مي باشد. کنيدي براي جوانه زدن احتياج به يک غشاء نازکي از رطوبت که اطرافش را بگيرد دارد و تحت اثر اين رطوبت است که کنيدي مي تواند تندش پيدا کرده و لوله اي از خود خارج ساخته و در نسج نبات نفوذ کند لذا از اين نکته نتيجه گرفته مي شود که در هواي خشک به هيچ وجه بيماري به وسيله اين قارچ ايجاد نمي گردد .
کنترل :
از بين بردن کنيديهاي قارچ در قسمتهاي آلوده درخت با مواد شيميايي هيچ گاه با موفقيت قطعي توأم نبوده است فقط بر اثر مبارزه شيميايي، بيماري کنترل و از شدت خسارت آن کاسته شده است.
در مورد اين بيماري سمپاشيهاي پيشگيري کننده کاملاً مؤثر بوده است. پروفسور R.E.Smith در سال 1906 محلول بردو(10-10-100)به منظور مبارزه با قارچ عامل بيماري غربالي به کار برد و از آلودگي جديد به طور کامل جلوگيري کرد ولي در بعضي از درختان به رشد و نمو درخت صدمه وارد شد(اثرات سوزانندگي مس)به عقيده دکتر Smith شرط موفقيت در مبارزه شيميايي، انتخاب موقع سمپاشي است که بايد بلافاصله قبل و يا بعد از بارانهاي متعدد اواخر پائيز تا اوايل بهار صورت گيرد.
ـ تجربيات پروفسور E.E. Wilson در کاليفرنيا در مبارزه با بيماري غربالي با محلول بردو را دلخواه و مطلوب نشان داده است زيرا اين سم مي تواند کنيدي قارچ را به خوبي کشته و دوام خوبي در مقابل شستشوي باران و ساير عوامل جوي نشان مي دهد. در حدود4/1 مس مصرف شده در محلول بردو که در پائيز به درختان پاشيده شده در بهار روي ساقه ها اندازه گيري شده است.سمپاشيهاي پائيزه از آلوده شدن جوانه هاي خواب در طول فصل پائيز و زمستان جلوگيري مي کند. تحقيقات و مطالعات زيادي در استراليا و ايالت کاليفرنيا درباره موقع مبارزه به عمل آمده و به اين نتيجه رسيده اند که براي جلوگيري از آلودگي ميوه و برگ موقعي که شکوفه از جوانه هاي خواب زمستاني بيرون آمده ولي هنوز گلبرگها باز نشده اند بايد سمپاشي نمود.گاهي اوقات هم سمپاشي دوم بهار بلافاصله پس از ريختن گلبرگها لازم مي شود.
در نروژ براي مبارزه از محلول بردو(8-8-100)و يا(4-3-100) قبل از گل کردن و بعد از گل کردن درختان استفاده مي شود.
اشکان و اسدي(1350)،آزمايش هاي متعددي در امر مبارزه شيميايي عليه بيماري غربالي انجام داده اند که به اختصار شرح داده مي شود:
از ميان قارچکش هاي آزمايش شده کاپتان(ارتوسايد 50)، ملپرکس، پوليرام و لوناکول که براي سمپاشي بهاره به کار رفته است، قارچکش کاپتان براي مبارزه با بيماري غربالي بهترين است.کاپتان نه تنها در جلوگيري از بيماري مؤثر است بلکه برگ و مخصوصاً ميوه هاي درختاني که با آن سمپاشي شده اند شفافيت و جلاي خاصي پيدا مي کند.بهترين نتيجه از سمپاشي موقعي حاصل مي شود که درختان مبتلا 1 مرتبه در اواخر زمستان قبل از بيدار شدن درختها و تورم جوانه ها با محلول بردوي 2 درصد و 3 مرتبه در بهار با کاپتان 3 در هزار سمپاشي شود که اولين سمپاشي بهاره بلافاصله بعد از ريزش گلبرگها و در سمپاشي به فاصله 14 روز از همديگر توصيه مي گردد سمپاشي با محلول بردو بهتر است 2 مرتبه يکي در پائيز پس از ريزش برگها و ديگري در اسفند ماه قبل از بيدار شدن درختها صورت گيرد و بدين ترتيب مي توان سمپاشي بهاره را تا حتي 1 مرتبه هم تقليل داد.
مبارزه بيولوژيک:
بررسي حالت تضاد قارچهاي ساپروفيت با عامل بيماري غربالي زردآلو مشاهده گرديد که در ميکوفلور اندامهاي هوايي درختان زردآلو، قارچ Trichoderma viride Pers داراي حالت تضاد با عامل بيماري غربالي است.با استفاده از اين پديده ممکن است از قارچ viride T.در مبارزه بيولوژيک عليه بيماري غربالي درختان زردآلو در باغات ميوه استفاده نمود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 10:35  توسط ناصر صیامی ملکی  | 

سفيدك پودري انگور (سياه بور)

سفيدك پودري انگور (سياه بور)                                     

Grapevine powdery mildew

بيماري در مناطق مختلف ايران نامهاي متفاوتي چون كفك (در رشت)، سياه‌ بور (اصفهان)، سفيدك (شيراز)، شته (كاشان) دارد. طبق بعضي ازشواهد و مدارك، اصلِ بيماري ازسرزمين ژاپن است. اولين بار قارچ عامل در سال 1834از امريكاي شمالي گزارش شده است ولي بيماري درامريكا از اهميت چنداني برخوردار نبود. بيماري براي اولين بار درسال 1845 درناحيه بريتانياي كبير در گلخانه‌هاي Margate توسط باغبان انگليسي به نام Tucker مشاهده شده است. شديدترين اپيدميهاي آن مربوط به كشورهاي اروپايي به خصوص كشور فرانسه، اسپانيا وايتاليا است كه دربعضي ازسالها محصول تاكستانها را به كمتر از يك چهارم كاهش داده است. بيماري در ايران براي اولين بار درسالهاي 51- 1250 در رضائيه مشاهده شده است. اكنون بيماري در تمام نقاط انگورخيز كشور ديده مي‌شود.

عامل بيماري قارچ Uncinula necator است كه ميسليوم قارچ كاملاً سطحي است و مواد غذايي خود را بوسيله هاستوريم(مكه) تأمين مي‌نمايد؛ همچنين اين مكه‌ها براي تثبيت قارچ درسطح نبات بكار مي‌رود. زمستانگذراني قارچ به صورت ميسيليوم درداخل جوانه‌هاست. البته در مناطق سرد زمستانگذراني بصورت پريتسيوم نيز مي‌باشد.

شدت بيماري موقعي كه جوانه‌ها متراكمند يا رطوبت بالاست و جاهاي كه سايه‌دار است بيشتر است. در اثر حمله قارچ كيفيت و كميت ميوه كاهش يافته، همچنين باعث حساسيت درخت به سرما مي‌شود. قارچ به ميوه، برگ، خوشه، جوانه، پيچكها، دم ميوه و شاخه‌هاي جوان حمله مي‌كند. در اثر حمله پوششهاي سفيد و خاكستري روي اندامهاي گياه ديده مي‌شود. در روي برگ لكه‌هايي محدود را ايجاد مي‌كند كه در آخر فصل اين لكه‌ها نكروزه مي‌گردند. حمله قارچ به غوره‌ها به علت عدم تعادل فشار در قسمت داخلي و خارجي باعث تركيدن ميوه مي‌گردد وپيش از آنكه غوره‌ها به نصف اندازه حقيقي برسند مي‌ريزند. ميوه‌هاي رسيده مورد حمله قارچ قرار نمي‌گيرند. خوشه‌هاي سفيدك زده كمي سياه و سبك هستند. اگر بيماري هنگام گل و قبل از آن شديد شود گلها مي ريزند و دانه تشكيل نمي‌شود. حبه‌ها كوچك مانده و رشد نمي‌كنند و آبدار نمي‌شوند غالباً حبه‌ها ترك خورده و مي پوسند. سفيدك مو درشرايط خشك بدون ترك خوردن باعث زودرسي انگور مي‌شود. درهواي مرطوب شكافها روي انگور يا غوره زود پيدا مي‌شود.

  

كنترل:

          1- گوگرد ميكرونيزه      ----------        kg90- 60  در هكتار

    مبارزه با گوگرد در 3 نوبت انجام مي‌شود. نوبت اول در 7- 6 برگي جوانه‌ها به ميزان 15-10 كيلوگرم. نوبت دوم بعد از ريختن گلبرگها و بسته شدن دانه به ميزان 30-20 كيلوگرم و نوبت سوم 20-15 روز بعد به ميزان 40-30 كيلو، در صورت انبوهي تاكستان تا 60 كيلوگرم قابل افزايش است.

      2- سولفور(الوزان- كوزان)      wp80-90 %   و  4-3     درهزار

      3- دينوكاپ(كاراتان) FN-57

wp 18.25 %

 و  

1      درهزار

      4- پنكونازول(توپاز)             EW   20   %

و 0.125  درهزار

      5- هگزاكونازول(انويل)      SC   5   %     و0.25    درهزار

     6- نوآريمول(تريميدال)       EC     9    %       2/0      درهزار

توصيه‌ها: دينوكاپ در نوبت اول كه هوا خنكتر است مصرف شود و سولفور در نوبتهاي بعدي كه هوا گرمتر است. هرس سبز درختان مو و از بين بردن علفهاي هرز ، جهت كاهش رطوبت و تهويه باغ در كاهش بيماري موثر است.


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 10:32  توسط ناصر صیامی ملکی  | 

مديريت مبارزه با نماتد ها

 مبارزه عليه نماتدچندان آسان نيست زيرا در داخل خاك يا نسوج گياهي  كه   كمتر نفوذپذير است زندگي مي كنند و دسترسي به آنها آسان نيست.

 

روشهاي مبارزه:

 

الف: مبارزه زراعي: يكي از روشهاي گياهي متناوب است. يعني بايد دقت شود كه گياه ميزبان به صورت مداوم كشت نشود. مبارزه بر عليه علفهاي هرز ميزبان نماتدها، استفاده از اقدام مقاوم نيز مؤثراست.

رعايت نكات زير نيز مي تواند مفيد باشد:

1-پرهيز از استفاده از بذر، غده يا پياز آلوده.

2-جلوگيري از حمل و نقل خاك و اندامهاي گياهي آلوده (قرنطينه) از نقاط آلوده به سالم.

3-درصورت امكان سوزان يا كپوست كردن بقاياي گياهاي آلوده (كپوست زماني مؤثر است كه حرارت از ˚c45 –60 درجه بالاتر رود).

ب: مبارزه بيولوژيكي :كشت گياهان از جنس Togetenكه ترشحات ريشه آنها سمي است. برعليه Pretjlenchui وTylenehorhynchunروي گياهان خانواده زارسه مفيد بوده.

نماتدها هم مانند حشرات داراي دشمنان طبعيي هستند كه شامل پروتوزورترها ، قارچها ، نماتدهاي شكارچي، كنه ها و غيره مي شود. هرچند استفاده از اين موجودات آسان نيست ليكن افزايش هموس خاك باعث افزايش جمعيت آنها مخصوص پروتوزوئرها مي شود و يك تعادل نسبي در خاك به وجود مي آيد.

ج: مبارزه فيزيكي: نماتدها نسبت به حرارت بالا خاص هستند. لذا از حرارت مي توان براي ضد عفوني خاك گلخانه ها ،‌غده ها و پيازهاي آلوده و غيره استفاده كرد.

د:مبارزه شيميايي: درمحصولات گرانقيمت و بخصوص در شرايطي كه تناوب مناسب نيست روش مؤثري است كه باعث حذف يا كاهش جمعيت نماتدها مي شود.در پاره اي از مورد ديده شده كه باعث افزايش باكتري هاي تثبيت كننده است و افزايش رشد گياه مي شود.البته اين روش گران است و استفاده متوالي ازآن ممكن است باعث ايجاد آلودگي خاك و بهم خوردن تعادل بيولوژيكي آن شود.

 

 

تركيبات نماتدكش:

اين تركيبات نماتد را حذف نمي كنند بلكه جمعيت را تا زير سطح زبان اقتصادي پائين مي آورند. اغلب نماتدكشها قبل از كاشت مصرقمي شوند. بعضي از تركيبات جدي را مي توان پس از كاشت و روي گياه مصرف نمود، البته تعداد آنها كم است.

اين تركيبات ممكن است به صورت گاز، مايع يا جامد مصرف شوند.كارآيي مواد گازي يا مايعي كه به صورت گاز در مي آيند بهتر است و تعداد بيشتري از نماتدها را از بين مي برد. زيرا اين تركيبات بهتربه درون ذرات خاك نفوذ مي كنند. تركيبات جامدبايد با آب مخلوط شوند يا با خاك مخلوط شده وسپس مزرعه آبياري شود. بعضي از اين تركيبات نيز به صورت گرانول هستندكه پس از آبياري (مصرف)به صورت گاز در مي آيند. اين تركيبات را مي توان همراه با كود و يا مستقل در سطح مزرعه پاشيده و سپس با خاك مخلوط نمود. تركيبات مايع نيز به كمك سمپاش در خاك پاشيده مي شود. خاك درون مزرعه پاشيده مي شود.خاك مزرعه بايد كاملاً نرم باشد تا نماتدكش به صورت يكنواخت و كامل با خاك مخلوط شود. در هنگام سمپاشي بايد خاك از وضعيت مناسب برخوردارباشد. حرارت نيز از ديگر عوامل مؤثر است. بخصوص در مورد فوميگانت ها حرارت نبايد از 10 درجه كمتر باشد. حرارت مناسب 15 تا 20درجه سانتي گراد است(در عمق 20 سانتي متري). پس از سم پاشي مزرعه آبياري مي شود ويا غلطك زده مي شودياهردومورد بهتر است كه سطح مزرعه با پلاستيك پوشانده شود.اغلب نماتدكش ها براي انسان سمي هستندوبايد با دقت مصرف شود. سهراب مهدی زاده

 

مهمترين تركيبات نماتدكش عبارتند از:

1-DD (Dichloropropame-dichloropropeme)كه مايع تدخيني است.

۲- B romure demethgle كه خيلي گازي است.

۳-Dibromoè tham (Dibromuredethglene) كه فوميگانت است.

۴-Vapam

۵- Trapex(Isothiocgamatedemethgle)

۶- Sulfur de

carbon

 

 


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 10:27  توسط ناصر صیامی ملکی  | 

افات مهم برنج


آفات برنج با توجه به اينکه در مزرعه يا انبار موجب خسارات مي گردند به دو گروه تقسيم مي شوند.
(i آفات مزرعه :
1- مگس خزانه ephydra afghanica
2- کرم ساقه خوار معمولي cholo supressalis
3- کرم ساقه خوار زر trypoyza inscertulus
4- کرم ساقه خوار نيشکر sesamia nonagroides
5- کرم برگخوار سبز naranga diffusa
6- شپره تک نقطه اي mytimna unipuncta
7- سرخرطومي ريشه hydronomus sinuaticollis
8- زنجره cicadella viridis
- مگس خزانه :
مشخصات ظاهري:
اندازه حشره کامل 4 ميليمتر رنگ آن سبز زيتوني يا سبز مايل به قهوه اي است و پاي حشره در تمام قسمتها زردرنگ مي باشد.
علائم خسارت:
عمدتاً در خزانه و به صورت زردي و سپس پوسيدگي گياه ظاهر مي گردد.
نحوه خسارت :
لاروهاي مگس به ريشه گياهچه ها حمله مي کنند و با تغذيه از آنها باعث زردي و پژمردگي آنها گرديده و پس از تکميل رشد در همان جا به شفيره تبديل مي شوند.د ر مواقعي که جمعيت زياد است تمام گياهچه هاي داخل خزانه ها زرد شده و از بين مي روند.
راه هاي مبارزه :
با مبارزه بيولوژيکي و شيميايي در برابر کرم ساقه خوار اين آفت نيز کن ترل مي شود. اما اگر لازم باشد از سموم ليندين 25% بمقدار 5 کيلوگرم در هکتار و سم تري کلروفون 80% بمقدار 2/1 کيلوگرم در هکتار و ديازينون 60% بنسبت 5/1 الي 2 د ر هزار در يک نوبت استفاده مي شود.
2- کرم ساقه خوار معمولي :
مشخصات ظاهري:
رنگ بدن حشره بالغ خاکستري مايل به قهوه اي روشن، بالهاي جلوي رنگ مايل به قهوه اي، و يک رديف نقطه هاي رنگ در لبه جلويي بالايي ديده مي شود بالهاي زيرين حشره سفيدرنگ است .
چگونگي خسارت :
لاروها (کرم هاي) نسل اول که تازه از تخم بيرون آمده اند بمدت يک ساعت از روي برگ استفاده کرده و داخل برگ مي شوند سپس با وجود آوردن سوراخي از محل غلاف برگ وارد ساقه گياه مي شود. اين کرم ها کم کم رشد کرده و ساقه آلوده را ترک مي کنند و وارد ساقه هاي اطراف مي شوند. وقتي کرم ها به گياه جوان حمله مي کنند ابتدا برگ مياني يا داخل گياه زرد مي شود سپس کم کم خشک مي شود. اگر حمله آفت زمان رشد کردن و گل دادن برنج باشد دانه در خوشه تشکيل نمي شود که اين عامل باعث خشکيدگي خوشه شده .
راه هاي مبارزه :
الف) مبارزه زراعي پائيزه و زمستانه :
1- برداشت برنج از پائينترين قسمت گياه
2- محصول پس از برداشت تا چند روز در مزرعه باقي مانده تا خشک شود.
3- سوزانده کاه و کلش باقيمانده در مزرعه
4- پس از برداشت، کشت شبدر و کلزا انجام مي شود.
5- از بين بردن علف هاي هرز اطراف مزرعه
6- آيش مزرعه
ب) رعايت مقررات قرنطينه داخلي
ج) کشت نوع مقاوم برنج در برابر کرم ساقه خوار
د) مبارزه بيولوژيکي :
رهاسازي زنبور تريکوگراما در خزانه و زمين اصلي
هـ) مبارزه شيميايي
با مشاهده کرم ساقه خوار در خزانه زماني که بوته 2 تا 3 برگي هستند مي توان از سم ليندين 25% ، 6 گرم در هر متر مربع سمپاشي کرد. در زمين اصلي از سم ديازيتون گرانول 5 تا 10% بمقدار 2 کيلوگرم ماده خالص در هکتار استفاده شود که نوبت اول 30 روز بعد از نشاء و نوبت دوم 60 تا 70 روز بعد از نشاء انجام مي شود.
- کرم برگخوار سبز برنج:
مشخصات ظاهري:
پروانه ماده به رنگ زرد روشن با لکه هاي تيره رنگ به شکل 8 و طول بدن 20 ميليمتر. پروانه نر به رنگ قهوه اي مايل به قرمز روي بالهاي جلويي سه خط شکسته به شکل 8 و طول بدن 16 ميليمتر. لارو به رنگ سبز چمني که در قسمت سرسبز مايل به زرد در دو طرف بدن و قسمت پستي داراي خطوط موازي روشن.
علائم خسارت:
لاروهاي نوزاد در ابتدا از پارانشيم برگ در بين رگبرگها تغذيه مي کنند. و از مرحله سن 2 از کنار برگ لاروهاي بزرگ تقريباً از تمام برگ تغذيه مي کنند.
راه هاي مبارزه :
مهمترين دشمن طبيعي آن سن شکاري andralus مي باشد.
4- شب پره تک نقطه اي:
مشخصات ظاهري:
حشره بالغ به رنگ قهوه اي مايل به خاکستري يا زرد خاکستري است لکه کوچک سفيدرنگي در وسط بالهايي بالايي وجود دارد. به همين دليل به آن شب پره نقطه اي مي گويند. شفيره آن به رنگ قهوه اي تيره و سياه بطول 20 ميليمتر که در انتها 4 خار دارد.
چگونگي خسارت:
لارو يا کرم اين شب پره در تاريکي فعاليت مي کند. که از برگ و اندام هاي هوايي بوته بخصوص جوانه مرکزي استفاده مي کند. بين ترتيب گياه را بطور کامل از بين مي برد. لاروهاي سن اول تنها از بافت داخلي برگ بخصوص بين رگبرگها تغذيه مي کنند و لاروهاي بالاتر از تمام برگ استفاده کرده و تنها قسمتي از آن را باقي مي گذارند.
راه هاي مبارزه :
الف) غيرشيميايي:
1- نصب تله هاي مخصوص و حفر گودال طولي در مسير حمله لاروها.
2- از بين بردن علف هاي هرز اطراف مزرعه.
ب) شيميايي:
بهترين زمان آخر خرداد ماه. سم کارمايل 85% بمقدار 2 الي 3 کيلوگرم در هکتار، سم تري کلروفون، 80% بمقدار 1 کيلوگرم در هکتار در يک نوبت.
5- سرخرطومي ريشه برنج:
مشخصات ظاهري:
بدن حشره بالغ بيضي شکل به رنگ تيره و پوشيده از پولکهاي خاکستري، در بخش پشتي لکه هاي کوچک قهوه اي ديده مي شود. شاخکها باريک و کشيده و نزديک به انتهاي خرطوم واقع شده اند.
آثار خسارت:
ساقه هاي آسيب ديده توسط حشره ، به زمين افتاده و سوسکها از پارانشيم برگها تغذيه کرده که بر روي برگها خطوط زرد رنگي به بزرگي 5 الي 10 ميليمتر بوجود مي آورند. لاروها پس از خروج ابتدا از ريشه و بعد از طوقه تغذيه کرده و باعث زرد شدن بوته ها مي شوند.
راه هاي مبارزه:
1- آي گذاشتن زمين
2- تناوب با محصولاتي مانند چغندر و ماش
6- زنجره برنج
مشخصات ظاهري:
بدن حشره کاملاً کشيده و به رنگ سبز، چشم ها مرکب بزرگ و قهوه اي مايل به خاکستري. اندازه بدن در نرها 5 تا 7 ميليمتر و ماده ها 7 الي 9 ميليمتر. شاخکها معمولي و سه بندي و بالها نيمه شفاف و در بخش انتهايي بطور خفيفي دودي و ابتداي بالهاي جلويي سبز.
نحوه خسارت:
با فرو بردن نيش در بافت گياه و مکيدن شير گياهي و ترشح بزاق که خاصيت سمي دارد، باعث زرد شدن و خشک شدن برگها مي شود. اگر در زمان تشکيل دانه باشد، از دانه ها تغذيه کرده و باعث پوکي دانه ها مي شود.
ii )آفات انباري :
1- شپشه دندانه دار برنج oryzaephilus surinamensis :
مشخصات:
حشره بالغ سوسک کوچک با بدني کشيده به طور 5/2 الي 5/3 ميليمتر. بهترين عامل شناسايي پيش گرده حشره مي باشد گه بيضي شکل و در دو طرف مجهز به 6 دندانه نوک تيز که دندانه اولي در شتر از بقيه است، روي سطح پشتي پيش گرده سه خط طولي برآمده وجود دارد. لارو حشره دراز و کشيده مي باشد.
راه هاي مبارزه :
براي ضدعفوني انبار خالي مي توان از ترکيبات فسفره مثل اکتليک به ميزان 1 الي 2 گرم ماده موثره براي هر متر مربع به صورت محلول پاش. و براي ضدعفوني محصولات داخل انبار از قرص هاي حاوي فسفات آلومينيوم و منيزيم به ميزان 5 الي 6 قرص به ازاء هر تن محصول و يا 1 الي 2 قرص به ازاء هر متر مکعب فضاي انبار.
2- شپشه برنج sitophilus oryzae :
مشخصات ظاهري:
حشره بالغ سرخرطومي کوچک به رنگ قهوه اي با طول بدن 3 تا 5 ميليمتر روي پيش گرده از فرورفتگي گرد پوشيده شده. رنگ بال پوشها قهوه اي تيره و روي هر بالپوش دو لکه بزرگ به رنگ قهوه اي روشن يکي در نزديکي قاعده و ديگري در انتها ديده مي شود. خرطوم نرها نسبت به ماده ها ضخيم و کوتاه تر مي باشد.


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 10:26  توسط ناصر صیامی ملکی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 11:29  توسط ناصر صیامی ملکی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 11:26  توسط ناصر صیامی ملکی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 11:25  توسط ناصر صیامی ملکی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 11:17  توسط ناصر صیامی ملکی  | 

کپسول تخم ملخ کوهاندار

4y9qne0bg3vh7yw3hr6h.jpg
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 9:55  توسط ناصر صیامی ملکی  | 

آفات و بيماريها

آفات و بيماريها


  تريپس نخل خرما - Banded palm Thirps

 

گروهها و دسته هاي اين حشرات که به رنگ سفيد و با بدنهاي کشيده هستند سبب از بين رفتن رنگدانه هاي برگها شده و سبب ايجاد رنگ خاکستري مايل به قهوه اي در سطح فوقاني آنها مي شوند (البته روي سطح برگهاي جوان تر) : راه مقابله با اين بيماري : مي تان از سمومي مثل Pyrethrum و يا bifenthrin استفاده کرد. البته 2 تا 3 بار سم يا شي لازم است تا بتواند چرخه زندگي آفت را از بين ببرد. برگهاي آسيب ديده ديگر ترميم نمي شوند ولي برگهاي تازه روئيده گياه به احتمال زياد سالم خواهند بود.



  کرم عنکبوت قرمز گلخانه اي - Glasshouse red spider mite

 

در مراحل اوليه حمله کرم عنکبوت قرمز ظاهر گياه خوب به نظر مي رسد ولي کم کم رگه رگه هاي گمرنگي در سطح فوقاني برگها بوجود مي آيد. کرمهاي زرد مايل به سبز و بسيار کوچک در سطح زيرين برگها قابل مشاهده هستند. اين کرم به سرعت تکثير مي شود مخصوصاً در شرايط آب و هوايي گرم براي کنترل اين آفت مي توان از سوم مالايون و يا primiphos – methyl استفاده کرد . البته چندين بار سم پاشي لازم است تا چرخه زندگي اين آفت شکسته شود.  



  زنگ آلو - plum Rust

 

تعداد زيادي خالهاي پر از هاگ قهوه اي رنگ در سطح زيرين برگها مشاهده مي شود. لکه هايي نيز به رنگ زرد روشن و يا نارنجي در سطح فوقاني برگها به وجود مي آيد. برگها زودتر از زمان معمول ريزش مي کنند. عامل بيماري قارچي است که در هواي مرطوب رشد مي کند. براي کنترل سعي شود برگها ريزش کرده را از گياه و اطراف آن جدا و جمع آوري کنند.  



  Camellia yellow mottle

 

لکه هاي زرد و سفيد و قسمتهايي که رنگدانه هاي آنها از بين رفته بر روي برگها مشاهده مي شود و رشد کلي گياه تأثير چنداني نمي گذارد. تمام شاخه ها و برگهاي آلوده بايد از گياه جدا شود و نابود گردند.  



  Tulip fire

 

رگه رگه هاي سفيد و براق برروي برگها مشاهده مي شود. آلودگي زود هنگام گياه (يعني در اوايل رشد) سبب گسترش آلودگي و نابودي گسترده برگها مي شود. رشد و نمو قارچها کرکي و خاکستري برروي قسمتهاي آسيب ديده نيز در بعضي موارد قابل مشاهده است. در گروهي گياه تأثير منفي مي گذارد. اواسط تا اواخر بهار امکان مشاهده اين بيماري وجود دارد.
راههاي کنترل :
سعي شود به مدت حداقل 2 سال در آن زمين لاله کشت نشود.
پيازها قبل از شکوفه زدن و رويش کاملاً بررسي گردند که سالم باشند. در انتهاي فصل سعي شود پياز لاله که برداشت مي شود با محلول سولفور شسته شود و سپس با محلول carbendazim آغشته گردد
 



  تريپس برگ بو - privet thrips

 

حشراتي با جثه باريک و کشيده هستند و از شيره گياه تغذيه مي کنند . سبب ايجاد رنگ نقره اي – قهوه اي برروي برگها مي شود. تريپس ها معمولاً در سطح فوقاني برگها قابل مشاهده هستند. در اوايل تابستان تا اوايل پاييز ظاهر مي گردند، معمولاً در تابستانهاي گرم و خشک مشکلات بيشتري ايجاد مي کنند. براي کنترل آنها مي توان از سمومي چون مالاتيون و pirimiphos – methyl استفاده کرد.  



  Discdoured leaves
Mangnesium deficiencly - کمبود منيزيوم

 

لکه هاي زرد يا قهوه اي در روي برگها مشاهده مي شود. مناطقي که در آن رنگدانه ها از بين رفتند، بين آوندهاي برگ و يا در لبه هاي برگها قرار دارند . (اينجا روي برگ گوجه فرنگي نشان داده شده) به برگهاي قديمي تر اثرات مخرب تري بر جاي مي گذارد. از اواخر بهار تا پاييز امکان مشاهده اين مشکل وجود دارد.  



  Lettuce downy mildow

 

گوشه هاي برگ در مناطقي به رنگ قهوه اي کمرنگ در مي آيند و کاغذي نرم مي شوند. در سطوح زيرين برگها قارچهايي که بي رنگ هستند شروع به رشد مي کنند. برگهاي پيرتر و خارجي تر گياه زودتر تحت تأثير اين بيماري قرار مي گيرند. عامل اين بيماري قارچي است و در هواي با رطوبت زياد شروع به رشد مي کد.
راه مقابله و کنترل :
1) از بين بردن برگهاي آلوده
2) استفاده از قارچ کشهايي مثل mancozeb
3) بهبود تهويه و چرخش هوا در اطراف گياه
4) استفاده از گونه هايي از کاهو مثل Debby و يا saladin که به اين بيماري مقاوم هستند.
 



  پوست زخم چوب پنبه اي در کاکتوس - cactus corky scab

 

مناطقي کمرنگ و گرد و به صورت گودال( يعني شبيه فرورفتگي) در سط برگها ظاهر مي گردند و ممکن است بعد از گذشت مدتي به رنگ قهوه اي در آيند، در حالت حاد مناطق فرورفته گسترش پيدا کرده و بافت آسيب ديده مي ميرد. علت ظهور اين بيماري شرايط نامناسب رشد است. مثل نور کم و يا رطوبت زياد. براي کنترل بيماري بهتر است که گياه را در شرايط بهتر تهيوه هوا و رطوبت کمتر قرار دهيم ( البته اين کار نبايد خيلي به سرعت اتفاق بيافتد چون ممکن است به گياه صدمه وارد شود و ما بايد به مرور زمان محيط يک گياه را تغيير دهيم تا با محيط جديد آدابته شود)  



  کپک پودري بگونيا - Begonia powdery mildow

 

قارچهاي سفيد و يا خاکستري کمرنگ و پودر مانند در سطح فوقاني برگها رشد مي کنند. برگهاي آلوده کاغذ مانند و نرم مي شوند. ممکن است آلودگي به ساقه و غنچه هاي گل در گياه نيز سرايت کند. در تمام طول سال امکان مشاهده اين بيماري وجود دارد.
راههاي کنترل :
1) ايجاد تهويه و چرخش هواي بهتر در اطراف گياه
2)جدا کردن برگهاي آلوده
3) کاهش رطوبت محيطي و رطوبت اطراف ريشه (آبياري کمتر)
4) عدم خيس کردن شاخ و برگهاي گياه هنگام آبياري
5) استفاه از قارچ کشهايي مثل pencomazole , cerbendazim در 3 نوبت
 



  ويروس - virus

 

علائم بيماريهاي ويروسي به اين صورت است. آوندها به صورت شفاف در مي آيند(اينجا روي برگ نخود نشان داده شده) و ايجاد لکه هاي حلقه مانند و يا خالهاي موزائيکي که بر روي گياه مشاهده مي شود. برگها از بين مي روند و به طور معمول گياه رشد کافي نداشته و کوتاه باقي مي ماند. اواخر بهار تا اواخر تابستان امکان ظهور اين بيماري وجود دارد. راه مقابله خاصي براي اين بيماري وجود ندارد و فقط بايد گياهان آلوده را نابود کرد.  



  ويروس نرگس - Narcissus virus

 

رگه رگه ها زرد رنگ بر روي برگها ظاهر مي گردد. گياه رشد طبيعي خود را نخواهد داشت و ممکن است علائم بيماري بر روي ساقه و گلبرگها نيز مشاهده گردد.  



  کرم عنکبوت قرمز گياهان گلخانه اي - Glass house red spider mire

 

در هجوم سنگين آين آفت برگها رنگدانه هاي خود را از دست مي دهند و خشک ميشوند. تارهاي ابريشمي نازکي ما بين برگها مي تنند که دسته هاي کرم ازآن براي جابجايي بين برگها استفاده مي کنند. اواسط بهار تا اواخر پاييز امکان مشاهده اين آفات وجود دارد. براي کنترل آن مي توان از سمومي مثل مالاتيون pirimiphos – methyl استفاده کرد.  



  Weedkiller damage-contact

 

لکه يا خالهاي زرد بر روي برگها ظاهر مي شود ( اينجا روي برگ گل رز نشان داده شده است) . ممکن است بعداز مدتي به رنگ قهوه اي درآمده و بافت برگ بميرد، رشد گياه کم و غيرطبيعي است و در نهايت سبب مرگ گياه مي شود. در بهار و تابستان امکان مشاهده اين بيماري است. اين بيماري تعداد زيادي از گياهان را ممکن است مبتلا کند  



  بيد تره فرنگي - Leek moth

 

در قسمتهايي از گياه که آفت مورد نظر از آن تغذيه مي کند، برگها به رنگ قهوه اي يا قهوه اي کمرنگ در مي آيند. ساقه و پياز گل نيز ممکن است مورد حمله کرم حشره قرار گيرد. پيله اين حشرات کوچک و تخم مرغي و شبيه پيله کرم ابريشم است و در بين شاخ و برگ گياه آلوده مي توان آنرا پيدا کرد. اوايل تابستان تا اواسط پاييز امکان مشاهده اين آفت وجود دارد. براي کنترل آن مي توان با اسپري کردن سمومي چون مالاتيون و primiphos – methyl در قسمتهايي از برگ که آسيب ديده و همچنين پيدا کردن حشره و يا پيله آن و نابود کردن آنها

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 5:49  توسط ناصر صیامی ملکی  | 

آفات و بيماريها

آفات و بيماريها


  کمبود آهن و منگنز :IRON and manganese deicieney

 

لکه هاي زرد در بين آوندهاي برگ مشاهده مي شود (اينجا روي ردُدندرون نشان داده شده است) بر روي برگها جوان تر اثر مخرب تري نشان مي دهد و به طور کلي بر روي رشد گياه اثر منفي مي گذارد.



  کپک پودري درخت بلوط - Oak powdery mildew

 

قارچهاي سفيد و پودري بر روي سطوح فوقاني برگها ظاهر مي شوند. برگها (مخصوصاً برگهاي جوان تر) ممکن است زودتر از موعد طبيعي ريزش کنند. در فصل بهار تا پاييز امکان ظهور اين بيماري بيشتر است. عامل بيماري قارچي است و مي توان از سموم carbenazim و يا سم ديگري به نام bupirimare در 3 نوبت استفاده کرد. کاهش رطوبت در اطراف درخت و همچنين عدم خيس کردن شاخ و برگ درخت هنگام آبياري نيز مفيد خواهد بود.  



  Cherry black fly

 

برگهاي آلوده خم شده و پيچ مي خورند و در زير برگها شته هاي سياه ديده مي شود. برگهاي آلوده بعد از مدتي به رنگ قهوه اي درآمده و مي ميرند. اواخر بهار تا اواخر تابستان امکان ظهور اين آفت وجود دارد و معمولاً از شيره درخت تغذيه مي کند. براي مقابله با آن مي توان از سمومي مثل Pirimicarb و يا مالاتيون و يا permethrin استفاده کرد و البته قبل از اينکه برگها کاملاً رشد کنند ) . سموم سيستماتيک ممکن است به گروهي در گيلاس آسيب برساند.  



  کمبود پتاسيم - Potassium deficiency

 

در لبه هاي برگ حالت سوختگي ايجاد مي شود و برگها خم مي شوند. ممکن است لکه هاي قهوه اي – ارغواني در سطح زيرين برگها مشاهده شود (در ايجا روي برگ شمعداني نشان داده شده است) گلدهي و ميوه دهي در گياه تحت تأثير منفي قرار مي دهد. اواسط تابستان تا پاييز مشاهده اين کمبود امکان پذير است.  



  زنگ ماهونيا - mahonia Rust

 

لکه هايي روشن که رنگدانه ها در آن قسمتها ازبين رفته، در سطح فوقاني برگها مشاهده مي شود. تکه هاي شبيه جوشهاي چرکي در سطح زيرين برگها نز قابل رؤيت است.
برگها زودتر از موعد طبيعي ريزش مي کنند. اواخر بهار تا اوايل پاييز زمان ظهور اين بيماري است. عامل اين بيماري قارچي است و براي مقابله و کتنرل آن مي توان از اين روشها استفاده کرد.
1) نابود کردن برگهاي آلوده
2) بهبود تهويه هوا در اطراف گياه
3) در آلودگيهاي گسترده مي توان از عموم قارچ کش مثل penconazole , mancozeb استفاده کرد.
 



  شپشک حفر کننده در برگهاي راش - Beech leat – mining weevil

 

برگهاي آسيب ديده قهوه اي و سپس خشک مي شوند. در قسمتهاي حفره مانند که توسط آفت بوجود مي آيد لارو آن را مي توان يافت. قسمتهاي خشک شده برگ به آساني درهم شکسته و مي ريزند.  



  Geranium downy mildow

 

گوشه هاي برگ رنگدانه هاي خود را از دست داده و به رنگ سبزروشن و يا قهوه اي روشن در مي آيد. قارچهاي بي رنگ که داراي مقداري پرز هستند در زير برگ در جاهايي که در قسمت فوقاني برگ لکه ها قرار دارند رشد مي کنند. اين نوع قارچ در مکانهايي که فاقد تهويه است و رطوبت نيز بالاست رشد مي کند.
راههاي مقابله :
1) برگهاي آلوده را از گياه جدا کرده و از بين ببريم
2) اسپري کردن قسمتهاي زيرين برگ به وسيله قارچ کشهايي مثل Moncozeb
 



  ويروس موزائيکي خيار :cucumber masic virus

 

بر روي برگها خالها و لکه هاي موزائيکي شکل مشاهده مي شود. رنگدانه هاي برگ از بين رفته و در بعضي از گونه ها سبب ايجاد گلبرگهايي که رنگدانه هاي آنها از بين رفته مي کند.  



  Chrisathemum leaf miner(گل داوودي)

 

خطوط سفيد و يا قهوه اي موجي شکل که در واقع محلهايي هستند که نوزاد حشره مورد تغذيه قرار داده است بر روي برگ مشاهده مي شود. در هجوم گسترده اين بيماري تعداد زيادي از برگها رنگدانه هاي خود را از دست مي دهند. اواسط تابستان تا اواخر پاييز امکان ظهور اين بيماري وجود دارد . در آلودگيهاي سنگين مي بايد گياه را 2 – 3 بار در هفته و يا هر 15 روز توسط سمومي مثل مالاتيون و miphos – methyl piri اسپري کرد.  



  کپک پودري powdery mildew

 

قارچهاي سفيد و پودري شکل در سطوح فوقاني برگها ظاهر مي شود (اينجا روي برگ شمعداني نشان داده شده است) برگها ممکن است خم شده و پيچ بخورند. علاوه بر برگ، دمبرگها نيز آلوده مي شوند.  



  Leaf and bud Eelworms

 

لکه هاي قهوه اي رنگ رگبرگ اصلي برگ را مانند جزيره احاطه مي کنند و سرانجام تمام برگ رنگدانه هاي خود را از دست مي دهد. اواخر تابستان تا اواخر پاييز امکان ظهور اين بيماري وجود دارد، لکه هاي قهوه اي رنگ خشک مي شوند. اثرات بيماري در برگهاي قديمي تر مخرب تر است . در حال حاضر درمان خاصي براي آن وجود ندارد و فقط بايد گياهان آلوده را از محيط کشت خارج نمود و آنها را سوزاند و براي مدتي در محيط کشت مورد نظر کشت صورت نگيرد.  



  Carrot matley duart virus

 

شاخ و برگها رنگ زرد يا صورتي پيدا کرده و گياه کوتوله و فاقد رشد طبيعي به نظر مي رسد. دمبرگها نيز ممکن است پيچ بخورند. شاخ و برگها قابل از زمان طبيعي ريزش کرده و محصول نيز به شدت کاهش مي يابد. در تابستان امکان مشاهده بيماري خيلي بيشتر است. براي مقابله فقط بايد گياهان آلوده را از محيط خارج و نابود کرد و همچنين با سم پاشي سعي در کنترل آفات کنيم تا به اين روش از گسترش بيماري جلوگيري نماييم.  



  بيماريهايي که سبب ايجاد برگهاي به هم پيچ خورده در گياهان مي شوند
Distorted leaves
American Gosberry mildew

 

قارچهاي سفيد پودري شکل بر روي برگهايي که به هم پيچ خورده اند مشاهده شده (البته معمولاً در سطح فوقاني برگها) برگهاي جوان قوي مي ميرند و ممکن است ساقه و ميوه گياه نيز مورد هجوم و آلودگي اين قارچ قرار گيرد.  



  Apple powdery mildow

 

قارچهاي سفيد و پودري شل بر روي برگها ظاهر شده (در برگهاي جوانتر هم در سطح فوقاني و هم تحتاني) و شاخ و برگ گياه ممکن است از بين برود. در بهار و تابستان امکان ظهور اين بيماري وجود دارد.  



  Virus

 

باعث پيچ خوردگي و از رشد بازماندن (کوتولگي)برگها شده و معمولاً گياه زودتر از موقع طبيعي مي ميرند. (اينجا روي برگ تنباکو به نمايش درآمده است) نشانه هاي ديگر خالهاي زرد و لکه هاي موزائيکي بر روي برگ است. در فصول تابستان و بهار امکان مشاهده اين بيماري وجود دارد.  

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 5:46  توسط ناصر صیامی ملکی  |